Affichage des articles dont le libellé est مهاجران صهیونیست. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est مهاجران صهیونیست. Afficher tous les articles

15/09/2026

حتی فلسطینی‌ها هم شگفت‌زده شدند: اتحاد ارتش اسرائیل و شهرک‌نشینان به سطحی تازه رسیده است

یک شهرک‌نشین از دزدیده‌شدن گوسفندانش خبر می‌دهد ــ اتهامی که ظاهراً دروغین است ــ و این ادعا زنجیره‌ای از رویدادها را به راه می‌اندازد: ارتش به روستایی فلسطینی یورش می‌برد، همراه با شهرک‌نشینان ده‌ها رأس گوسفند و بز را می‌رباید و در جریان عملیات، دو جوان را با گلوله می‌کشد.

گیدئون لوی و الکس لواک (عکس‌ها)، هاآرتص، ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶

English - Français - Español- Português - ItalianoDeutsch

قاسم شحاده، پدر خالد ــ که پوستر یادبودش بر دیوار نصب شده ــ همراه با یکی دیگر از پسرانش، سلطان، این هفته در روستای المغیّر.

به نظر می‌رسید دیگر هرچه می‌شد درباره نقش باورنکردنی ارتش اسرائیل در پوگروم‌های1 شهرک‌نشینان در کرانه باختری گفت و نوشت، گفته و نوشته شده است. اما این هفته از حادثه‌ای باخبر شدیم که شاید از همه موارد قبلی فراتر رود.

یک شهرک‌نشین گزارش می‌دهد که ساکنان روستای مجاور المغیّر ۱۲ بز او را دزدیده‌اند. ارتش همه کارهایش را کنار می‌گذارد، به  روستای مزبور هجوم می‌برد و از رئیس شورای محلی می‌خواهد ترتیبی دهد تا گله فوراً بازگردانده شود. اندی از نیمه‌شب گذشته است.

وقتی رئیس شورا مدارکی را ارائه می‌کند که نشان می‌دهد بزها متعلق به یکی از اهالی روستاست، ظاهراً ماجرا خاتمه‌یافته به نظر می‌رسد.

اما عصر روز بعد، یک نیروی بزرگ ارتش اسرائیل از راه می‌رسد و ۱۱ گوسفند را از یک چوپان بدوی می‌رباید. چند ساعت بعد، سربازان بازمی‌گردند و ده‌ها گوسفند و بز دیگر را از آغل‌های مختلف می‌برند. سپس به مرکز روستا می‌روند؛ تک‌تیراندازان روی پشت‌بام‌ها مستقر می‌شوند و به سوی نوجوانانی که به خیابان آمده‌اند آتش می‌گشایند و دو تن از آنان کشته می‌شوند.

برای رسیدن به المغیّر واقع در بخش مرکزی کرانه باختری، از مسیری می‌گذریم که محمد رمانه، پژوهشگر میدانی سازمان حقوق بشری اسرائیلی بتسلم، آن را «جاده مرگ» می‌نامد. رفت‌وآمد در این مسیر واقعاً خطرناک است. جاده از شهر «آمریکایی» ترمسعیا می‌گذرد ــ جایی که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد ساکنانش تابعیت آمریکا را دارند و مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، شنبه گذشته از آن دیدن کرد ــ و در حال حاضر تنها راه دسترسی به المغیّر است. حدود یک ماه است که یک پاسگاه غیرقانونی تازه‌ساختِ شهرک‌نشینان بر فراز این جاده سایه انداخته و آنان به خودروهای عبوری حمله می‌کنند.

به گفته فلسطینی‌ها، تاکنون هفت خودرو آسیب دیده و شهرک‌نشینان یک خودرو، یک مرسدس متعلق به یکی از ساکنان نابلس، را نیز پس از آنکه سرنشینانش مجبور به فرار شدند، ربوده‌اند. یکی از سرنشینان شهروند آمریکا بود.

امین ابو علیا، رئیس شورای المغیّر، در دفتر محقرش برای ما شرح می‌دهد که چهارشنبه گذشته چه اتفاقی افتاد. حتی این روستای رنج‌کشیده، که از ۷ اکتبر تاکنون ۱۳ تن از ساکنانش و هزاران جریب از زمین‌هایش را از دست داده، هرگز چیزی شبیه آن ندیده بود.

ما در ماه آوریل به اینجا آمده بودیم و ربوده‌شدن ۱۷۰ گوسفند به دست شهرک‌نشینان و کشته‌شدن یک پسر ۱۲ ساله و یک مرد ۳۲ ساله به دست شهرک‌نشینی با لباس ارتشی را ثبت کرده بودیم. با این حال ابو علیا می‌گوید اوضاع از آن زمان وخیم‌تر نیز شده است: اخیراً سربازان و مأموران پلیس هنگام دزدیدن دام‌های روستاییان، شهرک‌نشینان را همراهی می‌کنند. حوادث هفته گذشته نمونه روشن همین وضعیت است.

قاسم شحاده، سمت راست، همراه با دو عزادار در المغیّر. رئیس شورا می‌گوید ارتش و پلیس اخیراً دزدان گوسفند را هنگام ارتکاب جرم همراهی و حمایت می‌کنند.

کمی پیش از نیمه‌شب سه‌شنبه، اول سپتامبر، ابو علیا تماسی از سوی یکی از افسران اداره مدنی دریافت کرد. افسر به او گفت یک شهرک‌نشین مدعی شده یکی از اهالی روستا ۱۲ بز او را دزدیده است. رئیس شورا از همان ابتدا تردید داشت. اهالی محل جرئت نزدیک‌شدن به آنچه این روزها «مزرعه» نامیده می‌شود ــ و در واقع پاسگاه‌های شهرک‌نشینان است ــ ندارند و در هر حال، دزدیدن دام از چراگاه آن‌گونه که ادعا شده بود کار ساده‌ای نیست. او می‌گوید حتی با ۲۰ جیپ هم روستاییان قادر به انجام چنین کاری نبودند.

او درخواست کرد عکس‌هایی را ببیند که شهرک‌نشین از بزهای به‌اصطلاح دزدیده‌شده در اختیار داشت و سپس صاحب واقعی دام‌ها را از خواب بیدار کرد. صاحب دام عکس‌هایی از همان بزهای سیاه نشان داد که به بهار گذشته مربوط می‌شد. ابو علیا، که در این لحظه نقش بازپرس جنایی را بر عهده گرفته بود، توضیح می‌دهد که بزها لکه‌های سفیدی روی گوش‌هایشان داشتند. بعد مشخص شد که یک روز پیش، شهرک‌نشینان به المغیّر آمده، از همین بزها عکس گرفته و سپس ادعا کرده بودند که حیوانات متعلق به آنان است.

افسر به رئیس شورا هشدار داد: «شما همین حالا هم چندین زخمی داشته‌اید. بهتر است دام‌ها را پس بدهید. ما همین حالا در ورودی روستای شما هستیم.»

همان شب، رئیس شورا عکس‌هایی را که از بزهای خال‌دار دریافت کرده بود برای اداره مدنی فرستاد. مقام مربوطه در پاسخ گفت: «ان‌شاءالله خیر است.» ابو علیا مطمئن شد که پرونده بسته شده است.

این درختی است که محل کشته‌شدن یکی از ساکنان المغیّر را در این هفته نشان می‌دهد. اهالی جرئت نزدیک‌شدن به پاسگاه‌های جدیدی را که روستا را احاطه کرده‌اند ندارند.

اما عصر چهارشنبه، روستاییان غافلگیر شدند: نیرویی بزرگ و مختلط، متشکل از سربازان، مأموران پلیس و شهرک‌نشینان، وارد روستا شد. ابتدا به یک خانواده بدوی در حاشیه روستا حمله کردند و ۱۱ گوسفندشان را بردند و چند ساعت بعد در مرکز روستا دوباره ظاهر شدند. آنان با گاز اشک‌آور و نارنجک‌های صوتی مردم را از خیابان‌ها متفرق کردند و سپس شروع به دزدیدن دام از چندین آغل اطراف کردند: ۴۸ گوسفند و ۱۲ بز.

سربازان از شهرک‌نشینان محافظت می‌کردند تا آنان حیوانات را از آغل‌ها بیرون بکشند و به سمت پاسگاه واقع بر فراز تپه ببرند.

صاحبان دام در شبکه‌های اجتماعی هشدار دادند: «دارند دام‌هایمان را می‌دزدند!» اهالی هراسان، از جمله جوانان، به خیابان‌ها ریختند. در همین حال، به گفته شاهدان عینی، تک‌تیراندازان به پشت‌بام یک ساختمان نیمه‌کاره رفتند و با گلوله جنگی آتش گشودند. خلیل شحاده، ۱۷ ساله، نخستین قربانی بود. چند دقیقه بعد، همسایه‌اش عمر النعسان، ۱۹ ساله، نیز با شلیک گلوله کشته شد.

شاهدان می‌گویند هر دو نفر به دست همان تک‌تیرانداز و از همان پشت‌بام، از فاصله چند ده متری، هدف قرار گرفتند. خلیل درجا جان باخت. عمر در آمبولانسی که او را به بیمارستان می‌برد جان سپرد. مجاهد ابو علیا، امدادگر، این هفته به ما گفت خودش عمر را به داخل آمبولانس برده بود، اما دیگر دیر شده بود. به گفته اطرافیان، این جوان که امیدوار بود امسال در دانشگاه بیرزیت تحصیل کند، از پشت هدف گلوله قرار گرفته بود.

تا ساعت ۹:۳۰ شب چهارشنبه، یعنی دو ساعت پس از آغاز عملیات، «عملیات دزدی گوسفند» ــ نامی که خود ارتش بر آن گذاشته بود ــ پایان یافت. نیروها عقب‌نشینی کردند؛ دو جنازه را باقی گذاشتند و ده‌ها گوسفند و تعدادی بز را با خود بردند.

ابو علیا، رئیس شورا، می‌گوید: «دلم برای شهرک‌نشینان می‌سوزد. بچه‌هایشان باید در مدرسه و دانشگاه باشند. در عوض، دارند دزدی و آدم‌کشی می‌کنند. وقتی بزرگ شوند، خشونتشان را متوجه خود شما در اسرائیل خواهند کرد. مافیاها و خانواده‌های جنایتکار از آنها سوءاستفاده خواهند کرد، چون خشونت تنها چیزی است که می‌شناسند. عجیب است که اسرائیل، با همه قدرتش، این را نمی‌فهمد و هیچ کاری نمی‌کند.»

امین ابو علیا، رئیس شورای المغیّر: «یک آمریکایی از شیلو حق دارد زمین یک آمریکایی در ترمسعیا را بدزدد و حتی به خانه‌اش حمله کند.»

رئیس شورا درباره سفر سفیر هاکبی به ترمسعیای همسایه نیز حرف‌هایی دارد: «او گفت فقط مشتی شهرک‌نشین خشونت‌طلب وجود دارند؟ او از جمع ما نیست. آمریکایی‌هایی که در ترمسعیا به دیدنشان رفت با آمریکایی‌های شهرک [یهودی] شیلو فرق دارند. ظاهراً یک آمریکایی در شیلو حق دارد زمین یک آمریکایی در ترمسعیا را بدزدد و حتی به خانه او هم حمله کند.»

ما به خیابان رفتیم، به همان جایی که زندگی دو نوجوان به پایان رسید. بنا بر گزارش‌ها، تک‌تیراندازان به هر دو سمت شلیک کرده بودند. یکی از قربانیان در سمت راست ساختمانی که تک‌تیراندازان بر بام آن بودند بر زمین افتاد و جان داد و دیگری در سمت چپ؛ گویی سهم هر طرف یکی بود. اهالی در محل سقوط هر یک از آنان نهالی به یادشان کاشته‌اند.

روز دیدار ما، قاسم ۳۸ ساله ، پدر داغدار خلیل، ، با کلاه و پیراهن خاکستری در اتاق پذیرایی مرتب خانه‌اش نشسته است؛ غم بر او سنگینی می‌کند. او کارگر و کشاورز و پدر چهار پسر است. خلیل، بزرگ‌ترین فرزندش، قرار بود وارد کلاس یازدهم شود.

غروب شب پیش از کشته‌شدن پسرش، قاسم در خانه کنار او بود که صدای همسایه‌شان، ابو نبیل، را شنید که درخواست کمک می‌کرد. سربازان و شهرک‌نشینان وارد آغل او شده و شروع کرده بودند گوسفندانش را بیرون برند. قاسم و خلیل برای کمک به ابو نبیل و محافظت از گله‌اش از خانه بیرون دویدند. قاسم به یاد می‌آورد که حدود دو دقیقه بعد، چراغ‌های خیابان خاموش شد و گلوله‌ها بر سرشان باریدن گرفت. خلیل جلوی چشمان پدرش بر زمین افتاد. قاسم با شتاب او را به یک خودروی شخصی رساند تا منتقلش کنند، اما همان لحظه می‌دانست که خلیل جان باخته است.

تا زمان انتشار این گزارش، دفتر سخنگوی ارتش اسرائیل پاسخی ارائه نکرده بود.