Affichage des articles dont le libellé est ایران. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est ایران. Afficher tous les articles

19/03/2026

هرچه بیشتر به او بزنند، قوی‌تر می‌شود: پارادوکس ایرانی که از حماقت امپراتوری می‌گریزد

الطاهر العمري، ۱۶ مارس ۲۰۲۶

الطاهر العمري لامری نویسنده و روزنامه‌نگاری است که در سال ۱۹۵۸ در الجزایر متولد شد و از سال ۱۹۸۶ در ایتالیا (راونا) زندگی می‌کند.

یک مقوله در بحث دربارهٔ جنگ جاری علیه ایران غایب است و همین غیبت توضیح می‌دهد که چرا کسانی که این جنگ را به راه انداخته‌اند، مدام همه چیز را اشتباه می‌گیرند.

ایران یک نهضت پارتیزانی مانند جبههٔ آزادی‌بخش الجزایر (FLN) نیست؛ جبهه‌ای که بدون یک دکترین وحدت‌بخش - ائتلافی از ناسیونالیست‌ها، سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها، محافظه‌کاران - صرفاً با یک هدف متحد شده بود: بیرون راندن استعمارگر.

ویتنام شمالی نیست؛ دولتی در بخشی از قلمرو با دکترینی قابل‌صادرات - کمونیسم - اما وابسته به مسکو و پکن و محدود از نظر جغرافیایی.

حماس، حزب‌الله، حوثی‌ها شبه‌نظامی هستند؛ موجودیت‌های فروملی که از تاکتیک‌های چریکی استفاده می‌کنند چون جایگزینی ندارند: نا‌متقارن بودنشان اجباری است، نه انتخابی.

ایران چیز دیگری است و از نظر تاریخی نوظهور: او نخستین نمونهٔ تاریخی دولتی است که به‌طور ساختاری دکترین جنگ پارتیزانی را به‌عنوان یک انتخاب راهبردیِ حاکمیتی به‌کار می‌گیرد و مشروعیت و منابع یک دولت را با منطق عملیاتی یک جنبش مقاومت تلفیق می‌کند.

ایران یک ارتش منظم دارد، موشک‌های بالستیک دارد، نیروی دریایی دارد، نهادهای به‌رسمیت‌شناخته‌شده دارد، دولتی کاملاً وستفالیایی است. و با این‌حال، آگاهانه دکترین جنگ پارتیزانی را به‌عنوان راهبرد حاکمیتی خود برگزیده است: اشباع با سلاح‌های ارزان‌قیمت، فرسایشی کردن جنگ، پذیرش آگاهانهٔ خسارت‌های سرزمینی تا هزینه را برای حریف غیرقابل‌تحمل کند. نه از سر ناچاری، بلکه از سر این ارزیابی که این راهبرد بهینه در برابر برتری قاطع متعارف است.

این انتخاب یک پیامد اقتصادی ویران‌گر برای کسی‌که با او می‌جنگد دارد. یک پهپاد شاهد بیست‌هزار دلار آب می‌خورد. یک موشک رهگیر تاد (THAAD) ۱۲/۷ میلیون دلار. ایران در هفتهٔ اول جنگ پانصد موشک بالستیک و نزدیک به دو هزار پهپاد پرتاب کرد. ریاضیات بی‌رحم است: جنگ فقیرانه هزینه‌ای غیرقابل‌تحمل را به جنگ ثروت‌مندانه تحمیل می‌کند؛ نه در میدان نبرد، بلکه در زنجیره‌های تأمین، در بودجه‌ها، در ذخایر رهگیرهایی که زودتر از آن‌که تولید شوند، ته می‌کشند.

اما عمیق‌ترین نوآوری، نوآوری نظامی نیست؛ نوآوری ساختاری است. ایران تناقضی را نهادینه کرده که همهٔ جنبش‌های آزادی‌بخش ناچار به انتخاب میان دو قطب آن بوده‌اند: دولت بودن یا انقلاب بودن. الجزایر پس از ۱۹۶۲ دولت بودن را برگزید و از انقلاب بودن بازایستاد. کوبا هر دو را آزمود و شکست خورد. اما ایران نه: او آگاهانه یک دوگانگی دائمی ساخته است. ارتش منظم، دولت وستفالیایی است. سپاه پاسداران - انقلاب پایدار است، با شبکه‌های منطقه‌ای‌اش، با شاخه‌هایش در یمن، عراق، لبنان، که همگی نه با یک ایدئولوژی سکولار، بلکه با یک ایمان متحدند: اسلام شیعه به‌مثابه هویت، خاطره، آسیبِ بنیادین. کسی شیعه شدن را جوری که کمونیست شدن را انتخاب می‌کند، انتخاب نمی‌کند. شیعه شدن، خانواده است، سوگواری است، تن است. کربلا یک رویداد تاریخی نیست؛ یک الگوی کیهانی (جهان‌شناختی) است که تکرار می‌شود.

نتیجه یک انترناسیونالیسم دینی است که اتحادی بین دولت‌ها نیست، انترناسیونال لنینیستی نیست، بلکه شبکه‌ای فراملی است که با یک دستور زبان وجودی مشترک کنار هم نگه داشته شده و برای هماهنگی به یک مرکز فرماندهی آشکار نیاز ندارد.

و بعد ایالات متحده و اسرائیل بزرگترین هدیه را دادند: آنها پانتئون (خدایان) را آفریدند. سلیمانی، نصرالله، خامنه‌ای: هر حذف هدفمند که فکر می‌کردند یک مسئلهٔ راهبردی را حل می‌کند، شهیدی تولید کرد که همبستگی شبکه را چند برابر می‌کند. در الهیات شیعه، مرگ رهبر عادل به دست ستمگر شکست نیست؛ تأیید عدالت اوست. این ساختار روایی کربلاست. یک ژنرال زنده ممکن است اشتباه کند، ممکن است ناامید کند، ممکن است پیر شود. یک شهید جاودانه و کامل است. آنها با موشک‌هایشان فیلم‌نامه‌ای را که آن طرف منتظرش بود، بازنویسی کردند.

اما یک اشتباه آخر هست، شاید بزرگترین اشتباه. اسرائیل به بانک‌های حزب‌الله (مؤسسهٔ قرض‌الحسن) و بزرگترین بانک ایران (بانک سپه) زد. در جهان شیعهٔ خمینیستی، بانک یک نهاد مالی نیست؛ زیرساخت مادی الهیات است. سازوکاری است که از طریق آن زکات توزیع می‌شود، به امور خیریه بودجه می‌دهند، پیمان با مستضعفین - ناتوان‌ترین‌ها، ستمدیدگان، رنج‌کشیدگان زمین از نگاه فانون - حفظ می‌شود. خمینی اجماع انقلاب را روی این شبکهٔ مویرگی همبستگی مادی بنا کرد. زدن آن روایت مقاومت را تضعیف نمی‌کند؛ آن‌را تأیید می‌کند.

در زندگی روزمرهٔ میلیون‌ها آدم فقیر نشان می‌دهد که دشمنان محرومین کیستند. این بهترین پروپاگاندایی است که شدنی است، با بمب‌های خود اسرائیل اجرا شده

جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنا بر این در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

اصل یکصد و پنجاه و چهارم

حالا همهٔ اینها را کنار هم بگذارید: با منطق جنگ متعارف - سر بریدن ساختار، قطع کردن منابع مالی، نابود کردن زیرساخت‌ها - با شکلی از سیاست می‌جنگند که یک ساختار متعارف نیست. یک شبکهٔ نمادین، اجتماعی، نظامی و دینی است که عامدانه ساخته شده تا دقیقاً از طریق تخریب، نابودنشدنی باشد. هر بمبی که فرو می‌آید روایت را تقویت می‌کند. هر شهیدی پانتئون را استوارتر می‌کند. هر بانکی که هدف می‌گیرد، به فقرا نشان می‌دهد که ستمگر در کدام صف ایستاده است.

و اگر دولت ایران تجزیه شود و یا شکست بخورد، سپاه بدون دولت - آموزش‌دیده، مسلح، پرورده‌یافته در فرهنگی از شهادت که برای بقا به هیچ نهادی وابسته نیست - در منطقه‌ای از لبنان تا پاکستان، از جمهوری آذربایجان تا بحرین، با شاخه‌هایی در سه قاره پخش خواهد شد. دیگر در هیچ ساختار دولتی مهار نشده، با هیچی برای از دست دادن، با شهدایی بسیار قدرت‌مند و روایتی از مقاومت قوی‌تر از قبل. یک دولت خصم ایرانی قابل بازداشتن است. یک ازدهام (انبوه) از سپاه بدون دولت، قابل بازداشتن نیست.

و در حالی که همهٔ اینها اتفاق می‌افتد، سه نشانه می‌گویند که این جنگ چقدر عمیقاً از کنترل روایی کسانی که آن‌را به‌راه انداخته‌اند خارج شده.

ترکیه منتظر میلیون‌ها پناهجوی ایرانیِ گریزان از بمب‌ها بود. در عوض، هزاران ایرانی را دید که از مرز در جهت مخالف عبور می‌کنند تا برای دفاع از وطن بازگردند. نه لزوماً برای دفاع از رژیم، برای دفاع از ایران. تمدن چهارهزارسالهٔ پارسی که تن به معادلهٔ "رژیم مساوی با مردم" نمی‌دهد. ناسیونالیسم زخم‌خورده چیزی را تولید می‌کند که سال‌ها مخالفت سیاسی نمی‌تواند.

و بعد غزه است. ایران مورد حمله قرار می‌گیرد بعد از آنکه جهان ماه‌ها نسل‌کشی فلسطین را تماشا کرد، پخش زنده، مستند، انکارشده توسط دستگاه‌های دیپلماتیک غربی. برای فقرای زمین، برای جنوب جهانی، برای هرکسی که خود را در صف خوارشده‌گان می‌بیند، توالی رویدادها خوانا و بی‌رحم است: کسانی که از فلسطینی‌ها دفاع می‌کردند، حالا توسط همان‌هایی بمباران می‌شوند که به سلاخ‌هایشان اسلحه می‌دادند. ایران در تخیل جهانی رنج‌کشیدگان به چیزی فراتر از سیاست منطقه‌ای یا الهیات شیعه تبدیل شده: این وعده که می‌توان مقاومت کرد، این انتقام نمادین کسانی است که هرگز به عدالت نرسیدند. آن همبستگی مرزهای مذهبی و جغرافیایی نمی‌شناسد.

و نهایتاً، چین است. استراتژیست‌هایش جنگ را نگاه نمی‌کنند: آنها دارند دقیق‌ترین ارزیابی ممکن را از توانایی‌های واقعی آمریکا در شرایط منازعهٔ با شدت بالا انجام می‌دهند. هر رهگیر تادی که شلیک می‌شود، هر تاماهاوکی که پرتاب می‌شود، هر روز جنگ یک داده است در مورد تاب‌آوری لجستیکی و صنعتی حریفی که روزی در اقیانوس آرام باید رودررویش بایستند. می‌بینند ذخیره‌ها ته می‌کشد، زمان تولید با مصرف هماهنگ نیست، زنجیرهٔ تأمین تحت فشار است. دارند یادداشت برمی‌دارند. و برای بردن این جنگ نیازی به جنگیدن ندارند: فقط باید صبر کنند تا مهمات آمریکا تمام شود.

این جنگ را نمی‌توان برد. فقط می‌توان آن‌را گسترده‌تر کرد. و جهان این‌را می‌داند.

” چرا ایران تسلیم نمی‌شود؟“– پرسش ترامپ نشان‌دهنده فاجعه ایران است

„Warum gibt Iran nicht auf?“ – Trumps Frage zeigt das Iran-Desaster

روز هفدهم جنگ با ایران. صبر کنید، بگذارید دوباره بگویم: روز هفدهم.

آیا می‌دانید همین حالا در راهروهای کاخ سفید چه می‌گذرد؟ دونالد ترامپ در دفترش نشسته و از مشاورانش سؤالی می‌پرسد که همه‌چیز را تغییر می‌دهد:
چرا ایرانی‌ها تسلیم نمی‌شوند؟

وال‌استریت ژورنال این موضوع را افشا کرده است. قدرتمندترین مرد جهان شگفت‌زده است. تکرار می‌کنم: شگفت‌زده. همان مردی که گفته بود این جنگ خیلی زود تمام می‌شود. کسی که ادعا کرده بود ایران دیگر نیروی دریایی و نیروی هوایی ندارد.

این مرد نمی‌فهمد چرا تهران همچنان می‌جنگد. و اینجاست بخشی که تمام شب مرا بیدار نگه داشت: مشاورانش در خفا او را تحت فشار می‌گذارند تا به‌دنبال راه خروج باشد. در خفا. یعنی در ظاهر از پیروزی حرف می‌زنند، اما پشت درهای بسته وحشت کامل حاکم است. این یک اعتراف به ضعف است.

ترامپ انتظار یک پیروزی سریع را داشت؛ تکرار جنگ ۱۲ روزه‌اش در ژوئن گذشته. اما واقعیت کاملاً متفاوت است.

پس از ۱۷ روز، ایران هنوز موشک شلیک می‌کند، تنگه هرمز را مین‌گذاری کرده و — مهم‌تر از همه — بیشتر از قبل از جنگ نفت صادر می‌کند. ۳۰ درصد بیشتر. به این فکر کنید.

ایالات متحده بیش از دو هفته است که ایران را بمباران می‌کند، گفته می‌شود ۶۰۰۰ هدف را زده، نیروی دریایی ایران را نابود کرده و نیروی هوایی آن را از کار انداخته است. و با این حال صادرات نفت ایران افزایش یافته است. چگونه ممکن است؟ چین.

چینی‌ها هر بشکه‌ای را که تهران عرضه کند می‌خرند. نه تحریم، نه قانون، فقط تجارت. در حالی که ترامپ فکر می‌کرد ایران را به زانو درمی‌آورد، حاکمان ایران مسیر کشتی‌های خود را تغییر دادند، راه‌های تجاری جدیدی ایجاد کردند و بیشتر از قبل درآمد کسب می‌کنند.

وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که ترامپ در جلسات بارها همان سؤال را تکرار می‌کند: چرا آن‌ها تسلیم نمی‌شوند؟ مشاورانش پاسخی ندارند. یا بهتر بگوییم، پاسخی دارند، اما ترامپ نمی‌خواهد آن را بشنود.

پاسخ این است: چون طرح شکست خورده است. چون ارتش آمریکا می‌تواند اهداف را بزند، اما نمی‌تواند راه‌حل‌های سیاسی را از آسمان بمباران کند. چون ایران حریفی کاملاً متفاوت از افغانستان یا عراق است.

صبر کنید، اوضاع بدتر هم می‌شود. اظهارات عمومی ترامپ هر روز تغییر می‌کند: ابتدا «تسلیم بی‌قید و شرط»، بعد «به‌زودی تمام می‌شود»، سپس «تقریباً چیزی برای بمباران باقی نمانده است».

و حالا این سؤال ناامیدانه: چرا تسلیم نمی‌شوند؟ این استراتژی نیست. این بداهه‌پردازی است. این رئیس‌جمهوری است که متوجه شده بزرگ‌ترین قمار سیاست خارجی‌اش از کنترل خارج شده است.

جمهوری‌خواهان نگران شده‌اند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت آمریکایی‌ها با این جنگ مخالف‌اند. قیمت نفت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و حتی موقتاً به ۱۱۹ دلار رسیده است.

در پمپ‌بنزین‌های آمریکا، مردم قیمت‌های بی‌سابقه‌ای پرداخت می‌کنند. انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک است و مشاوران ترامپ می‌دانند: اگر جنگ چند هفته دیگر ادامه یابد، کنگره را از دست خواهیم داد.

به همین دلیل این افشاگری در وال‌استریت ژورنال صورت گرفت. به همین دلیل فشارهای پنهانی برای یافتن راه خروج وجود دارد. آن‌ها تلاش می‌کنند رئیس‌جمهور را به‌آرامی به سمت خروج هدایت کنند، بدون اینکه آبرویش را از دست بدهد.

اما ترامپ، ترامپ است. او نمی‌تواند به‌سادگی متوقف شود. او باید اعلام پیروزی کند، حتی اگر پیروزی وجود نداشته باشد.

بنابراین به رسانه‌ها می‌گوید: «ما خیلی جلوتر از برنامه هستیم.» این زبان اورولی است. «جلوتر از برنامه» در دنیای ترامپ یعنی: دیگر برنامه‌ای وجود ندارد، چون برنامه اولیه فروپاشیده است.

و نکته اینجاست: ایران این را می‌داند. سپاه پاسداران بیانیه‌ای صادر کرده است.

ایران تعیین خواهد کرد که جنگ چه زمانی پایان یابد.

این پاسخی مستقیم به ادعاهای ترامپ است. تهران به قدرتمندترین مرد جهان می‌گوید: تو این جنگ را کنترل نمی‌کنی. ما کنترل می‌کنیم.

و واقعیت‌ها این را تأیید می‌کنند.


23/01/2026

در گفتگو: کارین لویکه‌فلد : تغییر رژیم در ایران؟

مصاحبه‌کننده: اولریش میز
برگرفته از سایت اپولوت

بفارسی از حمید بهشتی  23 ژانویه 2026



اپولوت:  من با کارین لویکه‌فلد درباره وضعیت کنونی ایران، تظاهرات خشونت‌آمیز اخیر و از همه مهم‌تر، مداخله گسترده خارجی توسط قدرت‌های بیگانه با هدف بی‌ثبات‌سازی کشور و ایجاد تغییر رژیم صحبت می‌کنم.

خوش آمدید، خانم کارین لویکه‌فلد. مستقیماً با اولین سؤال خود آغاز می کنم.

آخر هفته گذشته، اعتراضات گسترده‌ای علیه دولت ایران برگزار شد و برخی می‌گویند علیه رژیم ملاها، با تلفات فراوان بود عامل اصلی این اتفاق چه بود و سؤال بعدی این است که، آیا نتیجه این اعتراضات اساساً نارضایتی داخلی مردم بود، یا دست‌کم تا حدی عملیات هدفمند خارجی با هدف بی‌ثبات‌سازی بود؟

 لویکه‌فلد:  عامل مشخص آن، سقوط ارزش ریال ایران تا ۴۰ درصد در بورس دبی بود. بنابراین با یک افت ارزش عظیم. و چرا دبی؟ دبی سومین کشور مهم برای تجارت ایران است، بنابراین وقتی ریال در آنجا با چنین مشکلی مواجه می‌شود، موضوع به‌ویژه جدی است. اینکه آیا این سقوط ناگهانی ریال دستکاری شده است یا خیر، موضوعی است که کارشناسان مالی باید به آن پی ببرند و قطعاً نیز این کار را خواهند کرد.

در هر صورت، نتیجه این بود که در تهران، گروه مهم بازاری‌ها، یعنی تاجرانی که در واقع بیشتر معاملات را در تهران انجام می‌دهند، دیگر نتوانستند به کار خود ادامه دهند. بنابراین آنها مغازه‌های خود را بستند و اعتراض کردند، زیرا این افت شدید ارزش ریال، خرید هرگونه کالایی را برای آنها غیرممکن کرده بود.

واقعیت این است که دولت ایران به دلیل تحریم‌ها در وضعیت اقتصادی بسیار تنش‌زایی قرار دارد و دولت ایران از بازاری‌ها، یعنی تاجران اصلی که مسئول اقتصاد کشور هستند، با دلارهای یارانه‌ای حمایت می‌کند، و این حمایت در این وضعیت دیگر پایدار نبود. بنابراین دولت تفاهم نشان داد، با تاجران صحبت کرد و تلاش کرد تا راه حلی پیدا کند.

تمام این ماجرا در ۲۸ دسامبر سال گذشته اتفاق افتاد و دو یا سه روز به طول انجامید، سپس بازرگانان با دولت بر سر رویه‌ای برای رسیدگی به وضعیت به توافق رسیدند و به کار بازگشتند و مغازه‌های خود را دوباره باز کردند. مردم عادی نیز به بازرگانان پیوستند.

بسیاری از مردم به دلیل تحریم‌های تحمیل‌شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا و E3 (ترویکا) که سال گذشته و همچنین دوباره تشدید شده است، به سادگی در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری به سر می‌برند. این موضوع طبیعتاً بر اقتصاد و البته بر مردم، حتی بیشتر از تاجران، تأثیر می‌گذارد و همچنین یک مشکل واقعی در مورد نحوه مدیریت اقتصاد در آنجا وجود دارد.

این یک مشکل بسیار، بسیار قدیمی است، و وزیر دارایی مدام عوض می‌شود و آنها در تلاشند تا آن را تحت کنترل درآورند. بنابراین از یک سو بازرگانان و از سوی دیگر مردم را داشتیم، و اعتراضات مسالمت‌آمیز بود زیرا دولت نیز گفت، «ما مشکلات شما را درک می‌کنیم و در تلاش برای یافتن راه‌حلی هستیم این اساساً وضعیت تا اوایل سال نو بود.

تاجران به سر کار خود بازگشتند و تعدادی از معترضان در خیابان‌ها ماندند. این اتفاق عمدتاً در تهران رخ داد. با این حال، آنچه در اوایل ژانویه اتفاق افتاد، می‌توان گفت، شاید مداخله‌ای سازمان‌یافته و هماهنگ‌شده توسط سرویس‌های مخفی در امور داخلی ایران بود.

دست گروهی در کار بود، داستانش کمی پیچیده است. سعی می‌کنم مختصر بگویم.:  جمعیت را ناگهان، به نوعی، گروه‌هایی که از خشونت استفاده می‌کردند همراهی کردند.  

 اپولوت:  اپوزیسیون کنترل‌شده، اپوزیسیون کنترل‌شده از بیرون. لویکه‌فلد:  بله، می‌توانید اینطور بگویید، اما اولش قابل رؤیت نبود،

بنابراین آنچه در حال وقوع بود دیگر فقط در تهران نبود، بلکه ناگهان در کرمانشاه در غرب، در تبریز در شمال، در مشهد در شرق، در اصفهان در جنوب، در آبادان که در خلیج فارس قرار دارد، رخ می‌داد. بنابراین ناگهان در سراسر کشور بود و خشن بود. و تصویر این تظاهرات به طرز عظیمی تغییر کرد. و سپس این حملات عمدتاً علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، اما همچنین به طور خاص علیه پلیس، نیروهای پلیس عادی، سپس نیروهای امنیتی که البته به کار گرفته شدند، آتش‌نشانان و همچنین، برای مثال، هلال احمر ایران که در آن زمان متحمل خسارت جانی شد، هدایت شد. و سپس مشخص شد که چیز دیگری در جریان است، که یک منافع دیگر در کار بود، که این [حوادث] تحت کنترل بود.

سپس سرویس مخفی ترکیه به ایران اطلاع داد که گروه‌های مسلحی از شمال عراق و همچنین از آذربایجان در حال عبور از مرز و حرکت به سمت کرمانشاه و تبریز هستند. و سپس، البته، واحدهای نظامی مسلح ایران در آنجا فعال شدند و برای متوقف کردن آنها عملاً هم آنها را کشتند. بنابراین مشخص شد که این یک تهاجم در قالب یک شورش کنترل‌شده بود، و سؤال این بود که حالا چگونه می‌توانیم آنها را متوقف کنیم؟ و سپس اینترنت قطع شد، و کسانی که از خارج آن را کنترل می‌کردند، سعی کردند استارلینک را فعال کنند. این مستلزم کار با دستگاه‌های کوچک قابل حمل است که از طریق یک ماژول (دستگاه کنترل) خورشیدی کار می‌کنند، و ایران در این زمینه از سوی روسیه و چین حمایت شد.

بنابراین منبع من که "آلِس دِ کروک"است، که ارتباطات خوبی نیز با داخل کشور دارد و از شرکت‌های امنیتی شنیده‌اند که آن‌ها چگونه در آنجا عمل کردند.و با قطع استارلینک، ارتباط بین گروه‌های خشونت‌طلب و این تحریک‌کنندگان در داخل کشور و مدیرانشان در خارج از کشور قطع شد، و اوضاع به طور خودکار در کشور آرام شد.

چرا می‌توا این‌قدر دقیق گفت که...شاید باید اضافه کنم، چرا می‌توان این‌قدر دقیق گفت که از خارج کنترل می‌شد؟ به موازات آن یک بسیج رسانه‌ای در اروپا و ایالات متحده وجود داشت. یعنی دونالد ترامپ چنین گفت که ما با اسلحه‌های آماده شلیک در کنار شما هستیم و کمک در راه است و نهادهای دولتی را به دست بگیرید. پس اساساً، او به کودتا فراخوان داد و از سوی دیگر، سیاستمداران اروپایی، از جمله صدراعظم آلمان، فردریش مرکل، گفتند ما احتمالاً اکنون شاهد پایان، روزهای آخر، هفته‌های آخر این رژیم هستیم، و اکنون باید به پایان برسد.

 اپولوت:  چرا آنها اینقدر مشتاقند؟ خانم لوکه‌فلد، چرا آنها اینقدر مشتاقند، و آیا شما اطلاعی دارید که موساد، سیا و ام‌آی۶ به صورت شبه‌نظامی مداخله کرده باشند یا از این گروه‌هایی که خشونت را تحریک و آغاز کردند، حمایت کرده باشند؟ منظورم این است که اظهارات ترامپ روشن است، و اظهارات سیاستمداران اروپایی نیز روشن است، بنابراین البته می‌توان به وضوح فرض کرد که مداخله خارجی وجود داشته است، و آنها نیز می‌خواهند از شر دولت ایران خلاص شوند، این کاملاً واضح است. اما شواهد عینی در مورد موساد، سیا و ام‌آی۶؟

 لویکه‌فلد:  سال گذشته جلسه نتانیاهو و ترامپ در فلوریدا بود که موضوع بحث آن، البته، آمادگی اسرائیل برای جنگ بعدی علیه ایران بود. این سؤال که این اتفاق باید چه زمانی بیفتد، احتمالاً نسبتاً باز گذاشته شده بود، زیرا اسرائیل در حال حاضر در جبهه‌های بسیار مختلفی می‌جنگد و هنوز مشغول رسیدگی به پیامدهای مقاومت ایران در جنگ دوازده‌روزه ، یعنی جنگ ژوئن، را بازسازی و مرمت کنند. و احتمالاً یک توافق اولیه بین ترامپ و نتانیاهو وجود داشت که موساد در این امر دست دارد و می‌توان ردپای سیا را نیز در آن یافت. بنابراین، از یک سو، پیام‌های صوتی رهگیری شد، سلاح‌هایی پیدا شد، و یک عامل مالی نیز پشت همه اینها وجود دارد، به این معنی که منابع مالی برای آماده‌سازی و سپس اجرای همه اینها باید قابل توجه بوده باشد. و می‌بینید، سیا، به اصطلاح، کنترل منطقه بین مدیترانه شرقی و افغانستان را در دست دارد.

آنها پایگاه‌های نظامی بسیاری دارند که می‌توانند فضای هوایی این قلمرو را به صورت شبانه‌روزی زیر نظر داشته باشند، این قلمرو گسترده است، از قبرس شروع می‌شود و از روی لبنان و البته اسرائیل عبور می‌کند و به پایگاه‌های جدید در سوریه می‌رسد. سپس نیروهای نظامی آمریکا در عراق و پایگاه بزرگ در قطر نیز هست. بنابراین این بدان معناست که سیا به هر حال بر کل منطقه نظارت دارد، و موساد دو پایگاه نظامی بزرگ دارد، یکی در اربیل، نزدیک فرودگاه در اربیل در شمال عراق، و دیگری در آذربایجان. بنابراین آذربایجان نیز بخش جدایی‌ناپذیری از این تلاش‌ها برای بی‌ثبات‌سازی ایران است، و همانطور که گفتم، سلاح‌هایی کشف شده است، و وزیر امور خارجه ایران نیز گزارش داده است که آنها توانسته‌اند پیام‌های صوتی ضبط‌، یعنی تماس‌های تلفنی بین عوامل خارج و داخل کشور را ضبط کنند، و سپس، با کمک این فناوری، که ایران نیز به آن دسترسی داشت، توانستند تماس‌گیرنده و دریافت‌کنندگان را ردیابی کنند.

اما ببینید، سرویس‌های مخفی، البته، همان‌طور که از نامشان پیداست، اما همیشه تحلیلگرانی هستند که از سرویس‌های مخفی بیرون می‌آیند، مثل کروک، برای مثال، که قبلاً برای MI6 کار می‌کرد، او یک دیپلمات بریتانیایی است، او با اتحادیه اروپا و ناتو بود، اما می‌توان گفت که توانست خود را از آن محیط رها کند و بیش از ۲۰ سال است که دقیقاً تحلیل می‌کند در دولت آنجا چه می‌گذرد و ارتباطات دارد.

 اپولوت:   بر اساس این آگاهی، همان‌طور که شما اشاره کردید، وزیر امور خارجه ایران مستقیماً اسرائیل و آمریکا را به خاطر وضعیت کنونی در میدان متهم کرده است.

 لویکه‌فلد:  بله، این هم درست است که مطبوعات اسرائیل آشکارا بر اساس آن گزارش داده‌اند. یک خبرنگار نظامی بسیار مشهور اسرائیلی وجود دارد. و او ارتباطاتی دارد. که بر اساس آن، می توان درک کرد و غیر مستقیم گفته است: ما همه می دانیم اینها از کجا سرچشمه دارد که خیلی هم بدان می بالند  اسرائیل به طور خاص نیز به این نوع فعالیت‌ها افتخار می‌کند.

 اپولوت:  بله، این فوق‌العاده است. فعالیت‌های فوق‌العاده‌ای، وقتی کشورهای دیگر را بی‌ثبات می‌کنید. بله، من نمی‌دانم چطور می‌توان به آن افتخار کرد. زیرا به نظر می‌رسد این بخشی از غفلت عمومی از روابط بین‌الملل در این روزها است.

 لویکه‌فلد:  بله، من هم فکر می‌کنم که باید جنبه‌های دیگری را اضافه کنیم، به خاطر آنچه در این دوره، بین اواخر دسامبر و اکنون، در ۱۲ ژانویه، ۱۲ و ۱۳ ژانویه، به اصطلاح، اتفاق افتاده است. ما این مهاجمان را داشتیم، این تشدید تنش در حلب را داشتیم. ما شاهد خروج ناگهانی شبه‌نظامیانی بودیم که امارات متحده عربی پس از سال‌ها در یمن مستقر کرده بود. و در تمام این مدت، اسرائیل هم به لبنان و هم به سوریه در مناطق دورتری حمله می‌کرد. و در پاریس بین اسرائیل و سوریه، یک هیئت سوری، گفتگوهایی در جریان بود. و رئیس‌جمهور موقت به اصطلاح سوریه به طرز عجیبی به مدت ۱۰ روز ناپدید شده بود و سپس ناگهان ظاهر شد. بنابراین اتفاقات زیادی افتاده است که احتمالاً جزئیات آن با گذشت زمان روشن‌تر خواهد شد. اما این همه فعالیت همزمان نشان می‌دهد که این‌ها فعالیت‌های اطلاعاتی بوده‌اند. مردم در چنین چیزی دخالتی ندارند.

 اپولوت:  شما قبلاً گفته بودید که دولت ترامپ آشکارا طرف تظاهرات‌کنندگان خشونت‌بار ضد دولتی را گرفته بود. آنها حتی همانطور که اشاره کردید، آنها را تشویق کردند که نهادهای دولتی را به تصرف خود درآورند، و تهران تهدید کرد که به نفع تظاهرات‌کنندگان مداخله نظامی خواهد کرد. اما اکنون مشخص می‌شود که حمله اعلام‌شده آمریکا ناگهان لغو شده است.خانم لوکفلدت، دلیل این چرخش، این چرخش ظاهری چیست؟

 لویکه‌فلد:  من شخصاً آن را به محاصره و قطع ارتباطات نسبت می‌دهم، که احتمالاً انتظار وقوع آن را نداشتند. به عبارت دیگر، آنها تا حدی به این واحدهایی که در سراسر کشور در حال حرکت بودند وابسته بودند که در واقع دستورات خود را از خارج از کشور یا از کسانی که در داخل کشور بودند دریافت می‌کردند، اما با این حال به این ساختار ارتباطی، چه اینترنت، چه ماهواره یا استارلینک، متکی بودند و همه اینها قطع شد. و این قطعاً چیزی بود که ظاهراً آنها پیش‌بینی نکرده بودند. پس شاید یک...

 اپولوت:  بله، من این را از مطبوعات بین‌المللی متوجه شدم، اما البته نمی‌توانم از بیرون در مورد آن قضاوت کنم. گفته می‌شود نتانیاهو به طور ناگهانی و غیرمنتظره از دولت ترامپ خواسته است که این حمله، یعنی حمله برنامه‌ریزی‌شده توسط آمریکا، را لغو کند. این به دلیل تعداد زیاد موشک‌های ایرانی بود که ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تولید کرده بود. و اینکه آنها بسیار می‌ترسند که نتوانند آنها را سرنگون کنند و در چنین حمله‌ای از سوی آمریکا متحمل خسارت‌های سنگینی شوند. دیدگاه شما در این باره چیست؟

 لویکه‌فلد:  ممکن است، ممکن است. ایران به صراحت اعلام کرده است که از لحظه‌ای که گفته شد ما می‌توانیم حمله کنیم، و آمریکا از یک سو نیروهای خود را از قطر خارج کرده است، اما از سوی دیگر نیروهایی را از اقیانوس آرام منتقل کرده است. بنابراین وضعیت نامطمئنی است، و قطعاً قابل توجه بود که ایران به وضوح اعلام کرد که اگر به ایران حمله شود، به منافع آمریکا در منطقه حمله خواهد کرد. و تحلیلگران هفته‌هاست که می‌گویند کل ساختار، ساختار نظامی و ساختار دفاعی ایران پس از جنگ ژوئن، به شکلی بسیار قدرتمند بازسازی شده است. این شامل پدافند هوایی و همچنین موشک‌هایی می‌شود که آنها توسعه داده‌اند، موشک‌هایی که موشک‌های هسته‌ای نیستند، بلکه موشک‌های هوشمند هستند. که مبتنی بر فناوری کاملاً متفاوتی نسبت به آنچه ما در غرب می‌شناسیم هستند. و فکر می‌کنم که شخصاً، من از آنچه آنها واقعاً در اختیار دارند مطلع نیستم، اما می‌دانم که تحلیلگران نظامی احتمالاً تصویر بسیار واضح‌تری دارند. و همچنین معتقدم که بین ایرانیان و کشورهای عربی خلیج فارس در این مورد تبادلاتی صورت گرفته است. به عبارت دیگر، آنها گفتند، ما اکنون بخشی از آنچه را که در اختیار داریم به شما نشان خواهیم داد. کشورهای عربی خلیج فارس نیز اظهارات مشابهی داشته‌اند و از ایالات متحده خواسته‌اند، نه به طور خاص با صدای بلند، اما بسیار مداوم، که علیه ایران اقدام نظامی انجام ندهد، زیرا در آن صورت بر آنها نیز تأثیر خواهد گذاشت. نیروی نظامی آمریکا نیز در این کشورها مستقر است. فکر می‌کنم این موضوع نقش دارد.

 اپولوت: بله، و بالاتر از همه، اینکه این امر واقعاً به یک جنگ بزرگ در منطقه منجر خواهد شد. من معتقدم که کشورهای خلیج فارس، قطر، عربستان سعودی، عمان به ایالات متحده نیز در این مورد هشدار دادند.

 لویکه‌فلد:  بله، عمان به هر حال، یک میانجی بسیار فعال بین ایران و غرب است. این موضوع مدت‌هاست که وجود دارد. و آنها همچنین در برابر کشورهای خلیج فارس موضع‌گیری کرده‌اند. در دسامبر سال گذشته، یک مجمع دوحه برگزار شد که در آن افراد بسیاری گرد هم آمدند. و در آنجا، نماینده عمان به صراحت گفت که تجاوز در منطقه و ناامنی و تهدید علیه صلح، از سوی ایران نیست، بلکه از سوی اسرائیل است. او به شدت به خاطر این موضوع مورد انتقاد قرار گرفت، اما بر موضع خود پافشاری کرد. همچنین جالب است که اشاره کنیم عربستان سعودی گفتگوی بسیار روشنی با ایران دارد. پس از جنگ ماه ژوئن سال گذشته، وزیر دفاع عربستان سعودی به تهران سفر کرد. بنابراین آنها تماس‌های نزدیکی دارند. و البته، وقتی عربستان سعودی چنین موضعی اتخاذ می‌کند، طبیعتاً اهمیت دارد. من معتقدم آنچه اسرائیل و ایالات متحده نیز دیده‌اند این است که نه تنها عربستان سعودی، بلکه ترکیه نیز موضع متفاوتی اتخاذ کرده است. و ترکیه طبیعتاً به دلیل عضویت در ناتو، اطلاعات فراوانی در اختیار دارد.

 اپولوت: بله، از این ارزیابی بسیار سپاسگزارم. و اکنون به سراغ سؤال مهم می‌رویم. حمله لغو نشده است، بنابراین به تعویق افتادن به معنای لغو نیست، زیرا بدیهی است که مقادیر عظیمی از تجهیزات جنگی در راه از ایالات متحده به شرق هستند. ناو هواپیمابرها در راهند و تجهیزات جنگی بیشتری در راه است. بنابراین وضعیت کوتاه تا میان‌مدت را چگونه ارزیابی می‌کنید، که اکنون ممکن است به چنین رویارویی عمیقی، یک درگیری نظامی، منجر شود؟ وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آنها کوتاه نمی‌آیند، اینطور نیست؟

 لویکه‌فلد:  درست است. آنها کوتاه نمی‌آیند، حملات در سطوح مختلف ادامه خواهد داشت. می‌توان یک حمله نظامی مستقیم را آغاز کرد، می‌توان عملیات‌های اطلاعاتی انجام داد، مانند آنچه در دو هفته گذشته دیده‌ایم. اما من فکر می‌کنم این فقط مسئله تغییر رژیم نیست، بلکه مسئله تجزیه ایران است. این مسئله بی‌ثبات‌سازی است که می‌توان آن را به طرق مختلف انجام داد، یعنی به اصطلاح، کشور را از حاشیه‌ها به داخل در هم شکستن. ایران یازده مرز مختلف دارد، یعنی با کشورهای همسایه، و به ویژه از شمال عراق، از آذربایجان تا بلوچستان در پاکستان. حملات مکرر و گروه‌های مسلحی که از مرز عبور می‌کنند، وجود دارد. این نشان می‌دهد که دقیقاً همان کاری که در سوریه انجام شد، در اینجا نیز در حال انجام است، یعنی تفرقه‌افکنی و حکومت‌داری، با استفاده از گروه‌های قومی که در آنجا وجود دارند، و همچنین گروه‌های مذهبی مختلف، برای بی‌ثبات کردن کشور و در درازمدت، به عبارت دیگر، برای نابودی آن از نظر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، زمانی که یک جامعه به طور مداوم مورد حمله قرار گیرد و نتواند به درستی روی پای خود بایستد. و این فقط یک پروژه آمریکایی-اسرائیلی نیست. این یک پروژه امپریالیسم است، و آلمان، فرانسه و بریتانیای کبیر به وضوح در آن دست دارند. کشورهای موسوم به E3 در این امر دست دارند، و کمیسیون اتحادیه اروپا نیز نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می‌کند. بنابراین اروپا نیز قرار است در این پروژه مشارکت داشته باشد، زیرا موضوع بر سر کنترل دریاهای آن منطقه و کل منطقه است، که در نهایت برای عقب راندن یا حتی حمله به چین و روسیه است. بنابراین من فکر می‌کنم کل این وضعیت به جنگ‌های بیشتری اشاره دارد.

 اپولوت: بله، و از این نظر، بازیگرانی که اکنون علیه ایران فعال هستند، هیچ تفاوتی با بازیگرانی که علیه روسیه فعال هستند، ندارند.

 لویکه‌فلد:  بله، پس ما این را می‌بینیم، از یک سو دونالد ترامپ در واشنگتن را داریم و از سوی دیگر نتانیاهو در اسرائیل، که در حال تضعیف حقوق بین‌الملل هستند، هر آنچه پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاده شد. می‌توان آن را نقد کرد، اما قواعد و حقوقی برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد داشت، و این در حال تضعیف شدن است. این موضوع فقط با غزه، با جنگ علیه غزه یا با حمله فلسطینی‌ها به اماکن اسرائیلی در ۷ اکتبر آغاز نشد، بلکه بسیار زودتر شروع شد. و اکنون می‌بینیم، برای مثال، که با آدم‌ربایی مادورو و همسرش از کاراکاس حتی به صراحت تکذیب هم نشده است، و در اینجا نیز یک ارتباط زمانی می‌بینیم با این رویدادها در ایران، یعنی ربوده شدن مادورو و ناگهان در رسانه‌های اروپایی فراخوان‌هایی برای برکناری خامنه‌ای پدیدار شد. بنابراین ناگهان گفته شد که ایرانی‌ها اکنون می‌ترسند، رژیم ملایان، همانطور که آنها می‌گویند، که آنچه برای مادورو در ونزوئلا اتفاق افتاد برای آنها نیز اتفاق بیفتد. این دو کشور متحد هستند، که تا حد زیادی به خاطر بریکس (BRICS) است. ونزوئلا عضو بریکس نیست، اما بخشی از ساختار بریکس است. و سپس از اروپا فراخوان‌هایی آمد، که همه نگاه‌ها به تهران دوخته شده و خامنه‌ای اکنون باید برکنار شود، و رسانه‌ها و این سازمان‌های حقوق بشری، همان‌های به اصطلاح مستقر در نروژ یا ایالات متحده، وجود داشتند و ناگهان همه چیز را در مورد آنچه در ایران می‌گذرد می‌دانند، آنها به مدت یک هفته، به اصطلاح، به طور مداوم ۲۴ ساعته، در رسانه‌ها بوده‌اند و به اصطلاح، تمام توجه را علیه ایران متمرکز کرده‌اند. این یک پروژه است! بله، امپریالیسم، که به سادگی این جامعه از دولت‌ها، حتی اگر آنها اکنون بر سر گرینلند با هم بحث می‌کنند، در نهایت همه در یک جهت حرکت می‌کنند. و آن جهت علیه مردم خاورمیانه، علیه مردم و دولت‌های آمریکای لاتین و آفریقا، و برای دقیق‌تر بودن، علیه کشورهای جنوب جهانی است. و روسیه و چین، که عملاً ساختن ساختارهای جدیدی را با سازمان همکاری شانگهای و با بریکس آغاز کرده‌اند، البته آنها نیز اهداف این کشمکش قدرت هستند. این چشم‌اندازی بسیار تیره است، اما البته ما باید با واقعیت روبرو شویم.

 اپولوت:  خانم لویکه‌فلد، از ارزیابی مختصر شما از وضعیت فوق‌العاده خطرناک در ایران و نه تنها در ایران،. از شما بسیار سپاسگزارم. با وجود دوران سختی که در آن زندگی می‌کنیم، برایتان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. بسیار سپاسگزارم.

دوستان عزیز، اگر می‌خواهید در آینده نیز تولیداتی از این دست را ببینید، لطفاً از اپولوت حمایت کنید. اپولوت شما را در جریان امور قرار می‌دهد. با رسانه‌های شرکتی و آر.دی و زد.دی.اف، شما در ماشین تبلیغاتی دولت نشسته‌اید.

بسیار سپاسگزارم.