Maps Cartes Mapas نقشه ها خرائط

Affichage des articles dont le libellé est ایران. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est ایران. Afficher tous les articles

23/01/2026

در گفتگو: کارین لویکه‌فلد : تغییر رژیم در ایران؟

مصاحبه‌کننده: اولریش میز
برگرفته از سایت اپولوت

بفارسی از حمید بهشتی  23 ژانویه 2026



اپولوت:  من با کارین لویکه‌فلد درباره وضعیت کنونی ایران، تظاهرات خشونت‌آمیز اخیر و از همه مهم‌تر، مداخله گسترده خارجی توسط قدرت‌های بیگانه با هدف بی‌ثبات‌سازی کشور و ایجاد تغییر رژیم صحبت می‌کنم.

خوش آمدید، خانم کارین لویکه‌فلد. مستقیماً با اولین سؤال خود آغاز می کنم.

آخر هفته گذشته، اعتراضات گسترده‌ای علیه دولت ایران برگزار شد و برخی می‌گویند علیه رژیم ملاها، با تلفات فراوان بود عامل اصلی این اتفاق چه بود و سؤال بعدی این است که، آیا نتیجه این اعتراضات اساساً نارضایتی داخلی مردم بود، یا دست‌کم تا حدی عملیات هدفمند خارجی با هدف بی‌ثبات‌سازی بود؟

 لویکه‌فلد:  عامل مشخص آن، سقوط ارزش ریال ایران تا ۴۰ درصد در بورس دبی بود. بنابراین با یک افت ارزش عظیم. و چرا دبی؟ دبی سومین کشور مهم برای تجارت ایران است، بنابراین وقتی ریال در آنجا با چنین مشکلی مواجه می‌شود، موضوع به‌ویژه جدی است. اینکه آیا این سقوط ناگهانی ریال دستکاری شده است یا خیر، موضوعی است که کارشناسان مالی باید به آن پی ببرند و قطعاً نیز این کار را خواهند کرد.

در هر صورت، نتیجه این بود که در تهران، گروه مهم بازاری‌ها، یعنی تاجرانی که در واقع بیشتر معاملات را در تهران انجام می‌دهند، دیگر نتوانستند به کار خود ادامه دهند. بنابراین آنها مغازه‌های خود را بستند و اعتراض کردند، زیرا این افت شدید ارزش ریال، خرید هرگونه کالایی را برای آنها غیرممکن کرده بود.

واقعیت این است که دولت ایران به دلیل تحریم‌ها در وضعیت اقتصادی بسیار تنش‌زایی قرار دارد و دولت ایران از بازاری‌ها، یعنی تاجران اصلی که مسئول اقتصاد کشور هستند، با دلارهای یارانه‌ای حمایت می‌کند، و این حمایت در این وضعیت دیگر پایدار نبود. بنابراین دولت تفاهم نشان داد، با تاجران صحبت کرد و تلاش کرد تا راه حلی پیدا کند.

تمام این ماجرا در ۲۸ دسامبر سال گذشته اتفاق افتاد و دو یا سه روز به طول انجامید، سپس بازرگانان با دولت بر سر رویه‌ای برای رسیدگی به وضعیت به توافق رسیدند و به کار بازگشتند و مغازه‌های خود را دوباره باز کردند. مردم عادی نیز به بازرگانان پیوستند.

بسیاری از مردم به دلیل تحریم‌های تحمیل‌شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا و E3 (ترویکا) که سال گذشته و همچنین دوباره تشدید شده است، به سادگی در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری به سر می‌برند. این موضوع طبیعتاً بر اقتصاد و البته بر مردم، حتی بیشتر از تاجران، تأثیر می‌گذارد و همچنین یک مشکل واقعی در مورد نحوه مدیریت اقتصاد در آنجا وجود دارد.

این یک مشکل بسیار، بسیار قدیمی است، و وزیر دارایی مدام عوض می‌شود و آنها در تلاشند تا آن را تحت کنترل درآورند. بنابراین از یک سو بازرگانان و از سوی دیگر مردم را داشتیم، و اعتراضات مسالمت‌آمیز بود زیرا دولت نیز گفت، «ما مشکلات شما را درک می‌کنیم و در تلاش برای یافتن راه‌حلی هستیم این اساساً وضعیت تا اوایل سال نو بود.

تاجران به سر کار خود بازگشتند و تعدادی از معترضان در خیابان‌ها ماندند. این اتفاق عمدتاً در تهران رخ داد. با این حال، آنچه در اوایل ژانویه اتفاق افتاد، می‌توان گفت، شاید مداخله‌ای سازمان‌یافته و هماهنگ‌شده توسط سرویس‌های مخفی در امور داخلی ایران بود.

دست گروهی در کار بود، داستانش کمی پیچیده است. سعی می‌کنم مختصر بگویم.:  جمعیت را ناگهان، به نوعی، گروه‌هایی که از خشونت استفاده می‌کردند همراهی کردند.  

 اپولوت:  اپوزیسیون کنترل‌شده، اپوزیسیون کنترل‌شده از بیرون. لویکه‌فلد:  بله، می‌توانید اینطور بگویید، اما اولش قابل رؤیت نبود،

بنابراین آنچه در حال وقوع بود دیگر فقط در تهران نبود، بلکه ناگهان در کرمانشاه در غرب، در تبریز در شمال، در مشهد در شرق، در اصفهان در جنوب، در آبادان که در خلیج فارس قرار دارد، رخ می‌داد. بنابراین ناگهان در سراسر کشور بود و خشن بود. و تصویر این تظاهرات به طرز عظیمی تغییر کرد. و سپس این حملات عمدتاً علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، اما همچنین به طور خاص علیه پلیس، نیروهای پلیس عادی، سپس نیروهای امنیتی که البته به کار گرفته شدند، آتش‌نشانان و همچنین، برای مثال، هلال احمر ایران که در آن زمان متحمل خسارت جانی شد، هدایت شد. و سپس مشخص شد که چیز دیگری در جریان است، که یک منافع دیگر در کار بود، که این [حوادث] تحت کنترل بود.

سپس سرویس مخفی ترکیه به ایران اطلاع داد که گروه‌های مسلحی از شمال عراق و همچنین از آذربایجان در حال عبور از مرز و حرکت به سمت کرمانشاه و تبریز هستند. و سپس، البته، واحدهای نظامی مسلح ایران در آنجا فعال شدند و برای متوقف کردن آنها عملاً هم آنها را کشتند. بنابراین مشخص شد که این یک تهاجم در قالب یک شورش کنترل‌شده بود، و سؤال این بود که حالا چگونه می‌توانیم آنها را متوقف کنیم؟ و سپس اینترنت قطع شد، و کسانی که از خارج آن را کنترل می‌کردند، سعی کردند استارلینک را فعال کنند. این مستلزم کار با دستگاه‌های کوچک قابل حمل است که از طریق یک ماژول (دستگاه کنترل) خورشیدی کار می‌کنند، و ایران در این زمینه از سوی روسیه و چین حمایت شد.

بنابراین منبع من که "آلِس دِ کروک"است، که ارتباطات خوبی نیز با داخل کشور دارد و از شرکت‌های امنیتی شنیده‌اند که آن‌ها چگونه در آنجا عمل کردند.و با قطع استارلینک، ارتباط بین گروه‌های خشونت‌طلب و این تحریک‌کنندگان در داخل کشور و مدیرانشان در خارج از کشور قطع شد، و اوضاع به طور خودکار در کشور آرام شد.

چرا می‌توا این‌قدر دقیق گفت که...شاید باید اضافه کنم، چرا می‌توان این‌قدر دقیق گفت که از خارج کنترل می‌شد؟ به موازات آن یک بسیج رسانه‌ای در اروپا و ایالات متحده وجود داشت. یعنی دونالد ترامپ چنین گفت که ما با اسلحه‌های آماده شلیک در کنار شما هستیم و کمک در راه است و نهادهای دولتی را به دست بگیرید. پس اساساً، او به کودتا فراخوان داد و از سوی دیگر، سیاستمداران اروپایی، از جمله صدراعظم آلمان، فردریش مرکل، گفتند ما احتمالاً اکنون شاهد پایان، روزهای آخر، هفته‌های آخر این رژیم هستیم، و اکنون باید به پایان برسد.

 اپولوت:  چرا آنها اینقدر مشتاقند؟ خانم لوکه‌فلد، چرا آنها اینقدر مشتاقند، و آیا شما اطلاعی دارید که موساد، سیا و ام‌آی۶ به صورت شبه‌نظامی مداخله کرده باشند یا از این گروه‌هایی که خشونت را تحریک و آغاز کردند، حمایت کرده باشند؟ منظورم این است که اظهارات ترامپ روشن است، و اظهارات سیاستمداران اروپایی نیز روشن است، بنابراین البته می‌توان به وضوح فرض کرد که مداخله خارجی وجود داشته است، و آنها نیز می‌خواهند از شر دولت ایران خلاص شوند، این کاملاً واضح است. اما شواهد عینی در مورد موساد، سیا و ام‌آی۶؟

 لویکه‌فلد:  سال گذشته جلسه نتانیاهو و ترامپ در فلوریدا بود که موضوع بحث آن، البته، آمادگی اسرائیل برای جنگ بعدی علیه ایران بود. این سؤال که این اتفاق باید چه زمانی بیفتد، احتمالاً نسبتاً باز گذاشته شده بود، زیرا اسرائیل در حال حاضر در جبهه‌های بسیار مختلفی می‌جنگد و هنوز مشغول رسیدگی به پیامدهای مقاومت ایران در جنگ دوازده‌روزه ، یعنی جنگ ژوئن، را بازسازی و مرمت کنند. و احتمالاً یک توافق اولیه بین ترامپ و نتانیاهو وجود داشت که موساد در این امر دست دارد و می‌توان ردپای سیا را نیز در آن یافت. بنابراین، از یک سو، پیام‌های صوتی رهگیری شد، سلاح‌هایی پیدا شد، و یک عامل مالی نیز پشت همه اینها وجود دارد، به این معنی که منابع مالی برای آماده‌سازی و سپس اجرای همه اینها باید قابل توجه بوده باشد. و می‌بینید، سیا، به اصطلاح، کنترل منطقه بین مدیترانه شرقی و افغانستان را در دست دارد.

آنها پایگاه‌های نظامی بسیاری دارند که می‌توانند فضای هوایی این قلمرو را به صورت شبانه‌روزی زیر نظر داشته باشند، این قلمرو گسترده است، از قبرس شروع می‌شود و از روی لبنان و البته اسرائیل عبور می‌کند و به پایگاه‌های جدید در سوریه می‌رسد. سپس نیروهای نظامی آمریکا در عراق و پایگاه بزرگ در قطر نیز هست. بنابراین این بدان معناست که سیا به هر حال بر کل منطقه نظارت دارد، و موساد دو پایگاه نظامی بزرگ دارد، یکی در اربیل، نزدیک فرودگاه در اربیل در شمال عراق، و دیگری در آذربایجان. بنابراین آذربایجان نیز بخش جدایی‌ناپذیری از این تلاش‌ها برای بی‌ثبات‌سازی ایران است، و همانطور که گفتم، سلاح‌هایی کشف شده است، و وزیر امور خارجه ایران نیز گزارش داده است که آنها توانسته‌اند پیام‌های صوتی ضبط‌، یعنی تماس‌های تلفنی بین عوامل خارج و داخل کشور را ضبط کنند، و سپس، با کمک این فناوری، که ایران نیز به آن دسترسی داشت، توانستند تماس‌گیرنده و دریافت‌کنندگان را ردیابی کنند.

اما ببینید، سرویس‌های مخفی، البته، همان‌طور که از نامشان پیداست، اما همیشه تحلیلگرانی هستند که از سرویس‌های مخفی بیرون می‌آیند، مثل کروک، برای مثال، که قبلاً برای MI6 کار می‌کرد، او یک دیپلمات بریتانیایی است، او با اتحادیه اروپا و ناتو بود، اما می‌توان گفت که توانست خود را از آن محیط رها کند و بیش از ۲۰ سال است که دقیقاً تحلیل می‌کند در دولت آنجا چه می‌گذرد و ارتباطات دارد.

 اپولوت:   بر اساس این آگاهی، همان‌طور که شما اشاره کردید، وزیر امور خارجه ایران مستقیماً اسرائیل و آمریکا را به خاطر وضعیت کنونی در میدان متهم کرده است.

 لویکه‌فلد:  بله، این هم درست است که مطبوعات اسرائیل آشکارا بر اساس آن گزارش داده‌اند. یک خبرنگار نظامی بسیار مشهور اسرائیلی وجود دارد. و او ارتباطاتی دارد. که بر اساس آن، می توان درک کرد و غیر مستقیم گفته است: ما همه می دانیم اینها از کجا سرچشمه دارد که خیلی هم بدان می بالند  اسرائیل به طور خاص نیز به این نوع فعالیت‌ها افتخار می‌کند.

 اپولوت:  بله، این فوق‌العاده است. فعالیت‌های فوق‌العاده‌ای، وقتی کشورهای دیگر را بی‌ثبات می‌کنید. بله، من نمی‌دانم چطور می‌توان به آن افتخار کرد. زیرا به نظر می‌رسد این بخشی از غفلت عمومی از روابط بین‌الملل در این روزها است.

 لویکه‌فلد:  بله، من هم فکر می‌کنم که باید جنبه‌های دیگری را اضافه کنیم، به خاطر آنچه در این دوره، بین اواخر دسامبر و اکنون، در ۱۲ ژانویه، ۱۲ و ۱۳ ژانویه، به اصطلاح، اتفاق افتاده است. ما این مهاجمان را داشتیم، این تشدید تنش در حلب را داشتیم. ما شاهد خروج ناگهانی شبه‌نظامیانی بودیم که امارات متحده عربی پس از سال‌ها در یمن مستقر کرده بود. و در تمام این مدت، اسرائیل هم به لبنان و هم به سوریه در مناطق دورتری حمله می‌کرد. و در پاریس بین اسرائیل و سوریه، یک هیئت سوری، گفتگوهایی در جریان بود. و رئیس‌جمهور موقت به اصطلاح سوریه به طرز عجیبی به مدت ۱۰ روز ناپدید شده بود و سپس ناگهان ظاهر شد. بنابراین اتفاقات زیادی افتاده است که احتمالاً جزئیات آن با گذشت زمان روشن‌تر خواهد شد. اما این همه فعالیت همزمان نشان می‌دهد که این‌ها فعالیت‌های اطلاعاتی بوده‌اند. مردم در چنین چیزی دخالتی ندارند.

 اپولوت:  شما قبلاً گفته بودید که دولت ترامپ آشکارا طرف تظاهرات‌کنندگان خشونت‌بار ضد دولتی را گرفته بود. آنها حتی همانطور که اشاره کردید، آنها را تشویق کردند که نهادهای دولتی را به تصرف خود درآورند، و تهران تهدید کرد که به نفع تظاهرات‌کنندگان مداخله نظامی خواهد کرد. اما اکنون مشخص می‌شود که حمله اعلام‌شده آمریکا ناگهان لغو شده است.خانم لوکفلدت، دلیل این چرخش، این چرخش ظاهری چیست؟

 لویکه‌فلد:  من شخصاً آن را به محاصره و قطع ارتباطات نسبت می‌دهم، که احتمالاً انتظار وقوع آن را نداشتند. به عبارت دیگر، آنها تا حدی به این واحدهایی که در سراسر کشور در حال حرکت بودند وابسته بودند که در واقع دستورات خود را از خارج از کشور یا از کسانی که در داخل کشور بودند دریافت می‌کردند، اما با این حال به این ساختار ارتباطی، چه اینترنت، چه ماهواره یا استارلینک، متکی بودند و همه اینها قطع شد. و این قطعاً چیزی بود که ظاهراً آنها پیش‌بینی نکرده بودند. پس شاید یک...

 اپولوت:  بله، من این را از مطبوعات بین‌المللی متوجه شدم، اما البته نمی‌توانم از بیرون در مورد آن قضاوت کنم. گفته می‌شود نتانیاهو به طور ناگهانی و غیرمنتظره از دولت ترامپ خواسته است که این حمله، یعنی حمله برنامه‌ریزی‌شده توسط آمریکا، را لغو کند. این به دلیل تعداد زیاد موشک‌های ایرانی بود که ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تولید کرده بود. و اینکه آنها بسیار می‌ترسند که نتوانند آنها را سرنگون کنند و در چنین حمله‌ای از سوی آمریکا متحمل خسارت‌های سنگینی شوند. دیدگاه شما در این باره چیست؟

 لویکه‌فلد:  ممکن است، ممکن است. ایران به صراحت اعلام کرده است که از لحظه‌ای که گفته شد ما می‌توانیم حمله کنیم، و آمریکا از یک سو نیروهای خود را از قطر خارج کرده است، اما از سوی دیگر نیروهایی را از اقیانوس آرام منتقل کرده است. بنابراین وضعیت نامطمئنی است، و قطعاً قابل توجه بود که ایران به وضوح اعلام کرد که اگر به ایران حمله شود، به منافع آمریکا در منطقه حمله خواهد کرد. و تحلیلگران هفته‌هاست که می‌گویند کل ساختار، ساختار نظامی و ساختار دفاعی ایران پس از جنگ ژوئن، به شکلی بسیار قدرتمند بازسازی شده است. این شامل پدافند هوایی و همچنین موشک‌هایی می‌شود که آنها توسعه داده‌اند، موشک‌هایی که موشک‌های هسته‌ای نیستند، بلکه موشک‌های هوشمند هستند. که مبتنی بر فناوری کاملاً متفاوتی نسبت به آنچه ما در غرب می‌شناسیم هستند. و فکر می‌کنم که شخصاً، من از آنچه آنها واقعاً در اختیار دارند مطلع نیستم، اما می‌دانم که تحلیلگران نظامی احتمالاً تصویر بسیار واضح‌تری دارند. و همچنین معتقدم که بین ایرانیان و کشورهای عربی خلیج فارس در این مورد تبادلاتی صورت گرفته است. به عبارت دیگر، آنها گفتند، ما اکنون بخشی از آنچه را که در اختیار داریم به شما نشان خواهیم داد. کشورهای عربی خلیج فارس نیز اظهارات مشابهی داشته‌اند و از ایالات متحده خواسته‌اند، نه به طور خاص با صدای بلند، اما بسیار مداوم، که علیه ایران اقدام نظامی انجام ندهد، زیرا در آن صورت بر آنها نیز تأثیر خواهد گذاشت. نیروی نظامی آمریکا نیز در این کشورها مستقر است. فکر می‌کنم این موضوع نقش دارد.

 اپولوت: بله، و بالاتر از همه، اینکه این امر واقعاً به یک جنگ بزرگ در منطقه منجر خواهد شد. من معتقدم که کشورهای خلیج فارس، قطر، عربستان سعودی، عمان به ایالات متحده نیز در این مورد هشدار دادند.

 لویکه‌فلد:  بله، عمان به هر حال، یک میانجی بسیار فعال بین ایران و غرب است. این موضوع مدت‌هاست که وجود دارد. و آنها همچنین در برابر کشورهای خلیج فارس موضع‌گیری کرده‌اند. در دسامبر سال گذشته، یک مجمع دوحه برگزار شد که در آن افراد بسیاری گرد هم آمدند. و در آنجا، نماینده عمان به صراحت گفت که تجاوز در منطقه و ناامنی و تهدید علیه صلح، از سوی ایران نیست، بلکه از سوی اسرائیل است. او به شدت به خاطر این موضوع مورد انتقاد قرار گرفت، اما بر موضع خود پافشاری کرد. همچنین جالب است که اشاره کنیم عربستان سعودی گفتگوی بسیار روشنی با ایران دارد. پس از جنگ ماه ژوئن سال گذشته، وزیر دفاع عربستان سعودی به تهران سفر کرد. بنابراین آنها تماس‌های نزدیکی دارند. و البته، وقتی عربستان سعودی چنین موضعی اتخاذ می‌کند، طبیعتاً اهمیت دارد. من معتقدم آنچه اسرائیل و ایالات متحده نیز دیده‌اند این است که نه تنها عربستان سعودی، بلکه ترکیه نیز موضع متفاوتی اتخاذ کرده است. و ترکیه طبیعتاً به دلیل عضویت در ناتو، اطلاعات فراوانی در اختیار دارد.

 اپولوت: بله، از این ارزیابی بسیار سپاسگزارم. و اکنون به سراغ سؤال مهم می‌رویم. حمله لغو نشده است، بنابراین به تعویق افتادن به معنای لغو نیست، زیرا بدیهی است که مقادیر عظیمی از تجهیزات جنگی در راه از ایالات متحده به شرق هستند. ناو هواپیمابرها در راهند و تجهیزات جنگی بیشتری در راه است. بنابراین وضعیت کوتاه تا میان‌مدت را چگونه ارزیابی می‌کنید، که اکنون ممکن است به چنین رویارویی عمیقی، یک درگیری نظامی، منجر شود؟ وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آنها کوتاه نمی‌آیند، اینطور نیست؟

 لویکه‌فلد:  درست است. آنها کوتاه نمی‌آیند، حملات در سطوح مختلف ادامه خواهد داشت. می‌توان یک حمله نظامی مستقیم را آغاز کرد، می‌توان عملیات‌های اطلاعاتی انجام داد، مانند آنچه در دو هفته گذشته دیده‌ایم. اما من فکر می‌کنم این فقط مسئله تغییر رژیم نیست، بلکه مسئله تجزیه ایران است. این مسئله بی‌ثبات‌سازی است که می‌توان آن را به طرق مختلف انجام داد، یعنی به اصطلاح، کشور را از حاشیه‌ها به داخل در هم شکستن. ایران یازده مرز مختلف دارد، یعنی با کشورهای همسایه، و به ویژه از شمال عراق، از آذربایجان تا بلوچستان در پاکستان. حملات مکرر و گروه‌های مسلحی که از مرز عبور می‌کنند، وجود دارد. این نشان می‌دهد که دقیقاً همان کاری که در سوریه انجام شد، در اینجا نیز در حال انجام است، یعنی تفرقه‌افکنی و حکومت‌داری، با استفاده از گروه‌های قومی که در آنجا وجود دارند، و همچنین گروه‌های مذهبی مختلف، برای بی‌ثبات کردن کشور و در درازمدت، به عبارت دیگر، برای نابودی آن از نظر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، زمانی که یک جامعه به طور مداوم مورد حمله قرار گیرد و نتواند به درستی روی پای خود بایستد. و این فقط یک پروژه آمریکایی-اسرائیلی نیست. این یک پروژه امپریالیسم است، و آلمان، فرانسه و بریتانیای کبیر به وضوح در آن دست دارند. کشورهای موسوم به E3 در این امر دست دارند، و کمیسیون اتحادیه اروپا نیز نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می‌کند. بنابراین اروپا نیز قرار است در این پروژه مشارکت داشته باشد، زیرا موضوع بر سر کنترل دریاهای آن منطقه و کل منطقه است، که در نهایت برای عقب راندن یا حتی حمله به چین و روسیه است. بنابراین من فکر می‌کنم کل این وضعیت به جنگ‌های بیشتری اشاره دارد.

 اپولوت: بله، و از این نظر، بازیگرانی که اکنون علیه ایران فعال هستند، هیچ تفاوتی با بازیگرانی که علیه روسیه فعال هستند، ندارند.

 لویکه‌فلد:  بله، پس ما این را می‌بینیم، از یک سو دونالد ترامپ در واشنگتن را داریم و از سوی دیگر نتانیاهو در اسرائیل، که در حال تضعیف حقوق بین‌الملل هستند، هر آنچه پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاده شد. می‌توان آن را نقد کرد، اما قواعد و حقوقی برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد داشت، و این در حال تضعیف شدن است. این موضوع فقط با غزه، با جنگ علیه غزه یا با حمله فلسطینی‌ها به اماکن اسرائیلی در ۷ اکتبر آغاز نشد، بلکه بسیار زودتر شروع شد. و اکنون می‌بینیم، برای مثال، که با آدم‌ربایی مادورو و همسرش از کاراکاس حتی به صراحت تکذیب هم نشده است، و در اینجا نیز یک ارتباط زمانی می‌بینیم با این رویدادها در ایران، یعنی ربوده شدن مادورو و ناگهان در رسانه‌های اروپایی فراخوان‌هایی برای برکناری خامنه‌ای پدیدار شد. بنابراین ناگهان گفته شد که ایرانی‌ها اکنون می‌ترسند، رژیم ملایان، همانطور که آنها می‌گویند، که آنچه برای مادورو در ونزوئلا اتفاق افتاد برای آنها نیز اتفاق بیفتد. این دو کشور متحد هستند، که تا حد زیادی به خاطر بریکس (BRICS) است. ونزوئلا عضو بریکس نیست، اما بخشی از ساختار بریکس است. و سپس از اروپا فراخوان‌هایی آمد، که همه نگاه‌ها به تهران دوخته شده و خامنه‌ای اکنون باید برکنار شود، و رسانه‌ها و این سازمان‌های حقوق بشری، همان‌های به اصطلاح مستقر در نروژ یا ایالات متحده، وجود داشتند و ناگهان همه چیز را در مورد آنچه در ایران می‌گذرد می‌دانند، آنها به مدت یک هفته، به اصطلاح، به طور مداوم ۲۴ ساعته، در رسانه‌ها بوده‌اند و به اصطلاح، تمام توجه را علیه ایران متمرکز کرده‌اند. این یک پروژه است! بله، امپریالیسم، که به سادگی این جامعه از دولت‌ها، حتی اگر آنها اکنون بر سر گرینلند با هم بحث می‌کنند، در نهایت همه در یک جهت حرکت می‌کنند. و آن جهت علیه مردم خاورمیانه، علیه مردم و دولت‌های آمریکای لاتین و آفریقا، و برای دقیق‌تر بودن، علیه کشورهای جنوب جهانی است. و روسیه و چین، که عملاً ساختن ساختارهای جدیدی را با سازمان همکاری شانگهای و با بریکس آغاز کرده‌اند، البته آنها نیز اهداف این کشمکش قدرت هستند. این چشم‌اندازی بسیار تیره است، اما البته ما باید با واقعیت روبرو شویم.

 اپولوت:  خانم لویکه‌فلد، از ارزیابی مختصر شما از وضعیت فوق‌العاده خطرناک در ایران و نه تنها در ایران،. از شما بسیار سپاسگزارم. با وجود دوران سختی که در آن زندگی می‌کنیم، برایتان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. بسیار سپاسگزارم.

دوستان عزیز، اگر می‌خواهید در آینده نیز تولیداتی از این دست را ببینید، لطفاً از اپولوت حمایت کنید. اپولوت شما را در جریان امور قرار می‌دهد. با رسانه‌های شرکتی و آر.دی و زد.دی.اف، شما در ماشین تبلیغاتی دولت نشسته‌اید.

بسیار سپاسگزارم. 

19/01/2026

بحران ایران: بی‌مسئولیتی آمریکا و حماقت اروپا


۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ نویسنده: پتر درولاک
globalbridge.ch 

لینک به اصل مقاله پتر درولاک به زبان چکی

بفارسی از حمید بهشتی با استفاده از هوش مصنوعی


درباره نویسنده: پتر درولاک یک دانشمند، دیپلمات و فعال محافظه‌کار-چپ چکی، استاد مؤسسه سیاست و روابط بین‌الملل در دانشکده فلسفه دانشگاه بوهم غربی در پیلزن و استاد مدعو در مدرسه عالی امور بین‌الملل پاریس (PSIA) است. او سفیر جمهوری چک در فرانسه و معاون وزیر امور خارجه و پیش از فعالیت دیپلماتیک خود، مدیر مؤسسه روابط بین‌الملل بود. او حدود پنجاه کتاب و مقاله دانشگاهی در زمینه اروپای مرکزی و نظریه روابط بین‌الملل منتشر کرده است. آثار او توسط ناشران برجسته (مانند راتلج، پالگریو، انتشارات دانشگاه کمبریج) و مجلات معتبر (مانند مجله اروپایی روابط بین‌الملل، مجله سیاست عمومی اروپا، ژئوپلیتیک، مجله روابط بین‌الملل و توسعه، اوستروپا، روسیه در امور جهانی) منتشر شده است. او به طور منظم در مقالات دیدگاه خود را در رسانه‌های چکی و اسلواکی و همچنین در مجله آمریکایی کامپکت منتشر می‌‌سازد. او همچنین یک برنامه هفتگی به نام «Nalevo»  (چپ) در کانال تلویزیون اینترنتی جمهوری چک ABJ دارد. در سال ۲۰۲۲، درولاک انجمن میهن‌پرست جمهوری چک «سواتوپلوک» را بنیان‌گذاری کرد و رئیس آن شد. سواتوپلوک همکاری بین نیروهای چپ محافظه‌کار و راست یهن‌پرست را با هدف مشترک دفاع از حاکمیت ملی در برابر لیبرالیسم و ترقی‌خواهی غربی ترویج می‌کند. در سال ۲۰۲۵، سواتوپلوک حدود هزار عضو پرداخت‌کننده حق عضویت و چندین ده هزار حامی داشت.

آموریم، برزیل

 (تحریریه) جمهوری چک از نظر اقتصادی به شدت به آلمان وابسته است و در سال ۲۰۲۳، توافقنامه‌ای برای همکاری نزدیک‌تر با ارتش ایالات متحده امضا کرد – که با توجه به اینکه رئیس‌جمهور پتر پاول یک ژنرال سابق ناتو است، چندان هم تعجب‌آور نیست. اما علی‌رغم تمام تلاش‌های حامیان اتحادیه اروپا و ناتو در آنجا برای سرکوب نظرات دیگر، همچنان جامعه‌شناسان سیاسی با سوابق حرفه‌ای عالی وجود دارند که به خود اجازه می‌دهند نظرات شخصی خود را داشته و آنها را بیان کنند. یکی از آنها پتر درولاک است که ما در گلوبال‌بریج خوشحالیم صدای او را آزادانه منعکس کنیم. (cm)

ماه گذشته، ایران شاهد ناآرامی‌های جدی بود که در آن صدها، و شاید حتی هزاران، ایرانی جان خود را از دست دادند – از معترضان بی‌گناه و اعضای نیروهای امنیتی گرفته تا تروریست‌هایی که به خشونت دامن زدند. اگرچه این کشور با مشکلات داخلی جدی دست و پنجه نرم می‌کند، اما علل این ناآرامی‌ها خارجی است. ایران مدت‌هاست که تحت فشار اسرائیل قرار دارد که در تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است. این فشار تنها زمانی به یک تهدید وجودی برای ایران تبدیل می‌شود که آمریکا نیز به آن بپیوندد، امری که در دوران دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری مصداق دارد. اما حتی دولت ترامپ نیز باید آگاه باشد که جنگ در ایران هیچ سودی برای آمریکا نداشته، بازی‌های اسرائیلی-آمریکایی پیرامون ایران برای اروپا نیز سودی نخواهد داشت.

 اولین موج تظاهرات در اواخر دسامبر آغاز گشت و ناشی از وخامت شدید اوضاع اقتصادی بود. این موج پس از آنکه سقوط ارزش پول ایران به افزایش شدید قیمت‌ها و فقیر شدن بخش‌های وسیعی از جمعیت منجر گشت، در بازار تهران آغاز شد. اگرچه وضعیت نامساعد اقتصادی تا حدودی با فساد گسترده و امتیازات الیگارشیک (حاکمیت اقلیت چپاولگر) مرتبط است، اما دو علت اصلی آن در خارج از ایران نهفته است. اولاً، این کشور از تحریم‌های اقتصادی گسترده‌ای رنج می‌برد که توسط ایالات متحده آغاز و اعمال شده‌اند. ایالات متحده همچنین در درازمدت مانع پرداخت‌های دلار به ایران می‌شود و آماده است شرکت‌های خارجی را به دلیل روابط تجاری‌شان با ایران در دادگاه‌های آمریکایی تحت پیگرد قانونی قرار دهد. دوم اینکه، با توجه به تهدید اسرائیل و آمریکا، ایران باید دائماً برای جنگ با دشمنی بسیار قوی‌تر آماده باشد، که به هزینه‌های دفاعی بسیار بالا منجر می‌شود. هیچ‌کدام از این عوامل برای اقتصاد مفید نیست. پس از یک سال ریاست‌جمهوری ترامپ، اقتصاد ایران به بحرانی شدید دچار شده ، در دسامبر به تظاهرات انجامید. با این حال، این تظاهرات مسالمت‌آمیز و عمدتاً علیه فساد بود.

 در اوایل ژانویه، موج دیگری از تظاهرات شکل گرفت، اما این بار متفاوت بود. گروه‌های مسلح به خیابان‌ها ریختند و به پلیس، مساجد و نهادهای عمومی حمله کردند. یک اعتراض خودجوش علیه فقر به حمله‌ای سازمان‌یافته و مسلحانه علیه رژیم تبدیل گشت. رژیم با حمله متقابل پاسخ داده، مهاجمان را به تروریسم متهم نمود، اینترنت را قطع کرد، به آتش پاسخ داد و دستگیری‌های جمعی را آغاز کرد. این که چه تعداد نفر کشته شده‌اند مشخص نیست. به گفته سازمان‌های "بشردوستانه" تحت حمایت مالی آمریکا، چند صد یا چند هزار مخالف رژیم کشته شدند. از سوی دیگر، دولت ایران ادعا می‌کند که در این درگیری‌ها بیش از صد نفر از اعضای نیروهای امنیتی کشته شده‌اند.

 دلیلی برای تردید وجود ندارد که این حملات خشونت‌آمیز از خارج از کشور حمایت شده‌اند. این موضوع از طریق پستی از پمپئو، رئیس سابق سیا و وزیر خارجه سابق در دولت ترامپ، روشن می‌شود که در شبکه ایکس (X) ، هم به ایرانیان معترض و هم به «عاملان موساد میان آنها» برای سال نو تبریک گفت. سرویس مخفی اسرائیل بارها ثابت کرده است که شبکه‌ای گسترده در داخل ایران دارد. اما اسرائیل برای سرنگونی رژیم به قدرت نظامی ایالات متحده نیاز دارد. اما ترامپ چندان مشتاق این ماجراجویی نیست؛ او می‌خواهد به این باور خود ادامه دهد که سال گذشته با یک حمله هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران، این وضعیت را بر طرف است. او اولویت‌های ایالات متحده را یا در نیمکره غربی یا در اقیانوس آرام می‌بیند. به همین دلیل است که نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در آستانه آشوب‌های خشونت‌آمیز در خیابان‌های ایران، از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در فلوریدا دیدار می‌کند تا او را به انجام یک حمله نظامی دیگر علیه ایران متقاعد سازد. ترامپ آگاه است که قدرت لابی اسرائیل در آمریکا به او اجازه نمی‌دهد که نتانیاهو را نادیده بگیرد. با این حال، او پس از گفتگو با نخست‌وزیر اسرائیل، به تهران هشدار می‌دهد که به سمت تظاهرکنندگان تیراندازی نکنند. این بیشتر به خاطر بهانه‌جویی است تا نگرانی برای حقوق بشر. بیایید فعلاً این را کنار بگذاریم که آیا او می‌دانست که آن‌ها خود معترضان کشتارگر‌ میباشند.

 سناریوی غم انگیزی در ایران در حال شکل‌گیری است که فیلمنامه‌اش را از کشورهایی

می‌شناسیم که توسط دولت‌ها یا رژیم‌های نامطلوب برای آمریکا ، اداره می‌شوند. این را ما بیش از ده سال پیش در اوکراین دیدیم، رئیس‌جمهور وقت، یانوکوویچ، که حت فشار  انتخاب میان بروکسل و مسکو بود، سرانجام تصمیم گرفت به مسکو اولویت دهد. در دسامبر ۲۰۱۳، مردمی که به خاطر دور شدن از غرب مورد انتظارشان ناامید شده بودند، در کیف میدان استقلال را پر کردند. البته ممکن است آنها ساده‌لوح بوده باشند، اما این یک اعتراض عاری از خشونت‌ و واقعاً دموکراتیک بود. در ژانویه ۲۰۱۴، ترکیب اعتراضات کیف تغییر کرد؛ برخی از آرمان‌گرایان ناامید باقی ماندند، اما شبه‌نظامیان باندرا بدانها پیوستند و قاتلان گرجی نیز ظاهر گشتند. این نیروهای جدید برای بی‌اعتبار کردن رژیم یانوکوویچ، حملات مرگبار خود را هم علیه افسران پلیس و هم علیه خود معترضان انجام دادند. آنگاه وی تحت فشار داخلی و خارجی، میدان را پاکسازی کرد و کشور به تصرف نیروهای وفادار به واشنگتن افتاد.

 اما ژانویه ۲۰۲۶ در تهران با ژانویه ۲۰۱۴ در کیف متفاوت است. به دنبال خیل کشته شدگان رژیم ساقط نشده، بلکه به تثبیت آن می‌انجامد. پس از آنکه نیروهای امنیتی حملات مسلحانه را دفع کردند، دولت از مردم خواست تا در حمایت از جمهوری اسلامی اقدام نمایند. این واقعیت که رژیم توانست خیابان‌ها و میدان‌ها را نه تنها در تهران بلکه در تعدادی از مراکز استانها نیز پر کند، دست‌کم نشان می‌دهد که می‌تواند روی حمایت بخش قابل توجهی از جامعه حساب کند، حتی اگر معلوم نباشد که این بخش به چه میزان است. با این حال، این بخش به اندازه‌ای بزرگ است که مفسران آمریکایی و اسرائیلی دارای ارتباطات اطلاعاتی، علناً در مورد بی‌ثباتی رژیم ایران و احتمال سقوط آن ابراز تردید می‌کنند. با این حال، دیگران خواستار مداخله خارجی برای سرنگونی رژیم هستند.

 روند تحولات آینده نامشخص است. اگر دولت در تهران نتواند نیازهای اساسی مردم را برآورده کند، نمی‌تواند در قدرت بماند؛ و این هدف تحریم‌های فلج‌کننده‌ای است که توسط غرب تحمیل شده اند. اسرائیل مصمم به نابودی ایران است زیرا به همزیستی مسالمت‌آمیز با رژیم اسلامی باور ندارد، اما بدون آمریکا قادر به انجام این کار نخواهد بود. سؤال این است که آیا لابی اسرائیل در آمریکا می‌تواند آنها را به جنگی بکشاند که آمریکا واقعاً خواهان آن نبوده و منابع و توجه استراتژیک آمریکا را به جایی معطوف سازد که در حال حاضر به سودش نیست. آیا می‌توان ترامپ را که از اقدام موفق کماندوهای آمریکایی در ونزوئلا سرمست شده ، متقاعد سازد که همین کار در تهران نیز ممکن است؟ یا این دیدگاه واقع‌بینانه غالب خواهد شد که ایران حریفی بسیار جدی‌تر از مجموع عراق، افغانستان و ونزوئلا است؟

 در صورت وقوع یک رویارویی وجودی، ایران تنها نخواهد ماند. هرج و مرج در این منطقه مهم  از نظر استراتژیک، قطعاً برای اسرائیل مزاحمتی ایجاد نخواهد کرد، اما روسیه، چین و هند مطمعناً خواهان آن نیستند. روسیه در آن سوی دریای مازندران با ایران همسایه است و در سال‌های اخیر در حال ایجاد یک شراکت استراتژیک بوده است. چین از ایران نفت وارد می‌کند و در ماه ژانویه به ایران در مختل کردن شبکه استارلینک که قبلاً غیرقابل نفوذ تلقی می‌شد و هماهنگ‌کنندگان حمله بدان متکی بودند کمک کرد. هند در حال ایجاد یک مسیر تجاری استراتژیک به سوی اوراسیا از طریق بندر چابهار ایران بوده و پاکستان را دور می‌زند. در صورت بروز جنگ، این قدرت‌های بزرگ احتمالاً مستقیماً درگیر نخواهند شد، اما حداقل روسیه و چین می‌توانند با حمایت از رژیم تهران، یک جنگ نیابتی علیه ایالات متحده به راه بیندازند.

 همچنین روشن نیست که متحدان آمریکا در منطقه چه خواهند کرد. آنها اغلب روابط متخاصمانه‌ای با تهران دارند، اما این بدان معنا نیست که خواهان جنگی باشند که قطعاً تجارت را مختل کرده و نیز می‌تواند به حملاتی علیه دارایی‌هایشان منجر شود. علاوه بر این، آنها هیچ علاقه‌ای به تقویت اسرائیل ندارند. عربستان سعودی به وضوح اعلام کرده است که نمی‌خواهد هیچ ارتباطی با یک حمله احتمالی داشته باشد. ظاهراً ترکیه در هفته‌های اخیر اطلاعاتی را در اختیار ایران قرار داده است که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امکان داده است شبه‌نظامیان کرد را عقب براند. این نیروی ضربتی طرفدار آمریکا قرار بود از طریق تهاجمی از عراق همراه با تظاهرات به بی‌ثبات‌سازی رژیم کمک کند؛ اما رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، هر کاری که بتواند، برای تضعیف کردها انجام خواهد داد.

 اروپا به این درگیری چنان برخورد می‌کند که گویی نمی‌فهمد تا چه حد خود تحت تأثیر آن قرار دارد. برخی از نخبگان اروپایی حتی از تلاش‌های خواهان سرنگونی رژیم در تهران حمایت می‌کنند، در حالیکه لیبرال‌ها آن را سرکوبگرانه می‌دانند که شاید حق با آنها باشد. اما دلیلی ندارد که ما جوامع دیگر را با معیارهای خود بسنجیم، به‌ویژه آنکه دولت‌های اروپایی با تعدادی از رژیم‌های حتی سرکوبگرتر، مانند سلطان نشین‌های خلیج فارس، به خوبی کنار می‌آیند.

 لیبرال‌ها اگر به حقوق بشر ایرانیان عادی اهمیت می‌دهند، نباید از سیاست‌هایی که به جنگ داخلی منجر می‌شوند حمایت کنند، بلکه باید خواستار لغو فوری تحریم‌هایی گردند که به فقر می‌انجامند، زیرا این تحریم‌ها مردم عادی را به جای رهبران رژیم تحت فشار قرار می‌دهند. (تأکید از سوی ویراستاران اضافه شده است.)

 اوج این ماجرا، محافظه‌کاران ضداسلامی هستند که سرنگونی جمهوری اسلامی را گامی مطلوب در مبارزه با اسلام سیاسی می‌دانند. گویی آنها نمی‌دانند که اگر ایران در هرج و مرج فرو رود، اروپا باید منتظر موج جدیدی از مسلمانان ناامیدی باشد که احتمالاً از موج‌های قبلی نیز فراتر خواهد رفت. اما اروپا تنها در حال تأیید این است که غریزه بقای خود را از دست داده است.

 لینک به اصل مقاله پتر درولاک به زبان چکی.

 درباره نویسنده: پتر درولاک یک دانشمند، دیپلمات و فعال محافظه‌کار-چپ چکی، استاد مؤسسه سیاست و روابط بین‌الملل در دانشکده فلسفه دانشگاه بوهم غربی در پیلزن و استاد مدعو در مدرسه عالی امور بین‌الملل پاریس (PSIA) است. او سفیر جمهوری چک در فرانسه و معاون وزیر امور خارجه و پیش از فعالیت دیپلماتیک خود، مدیر مؤسسه روابط بین‌الملل بود. او حدود پنجاه کتاب و مقاله دانشگاهی در زمینه اروپای مرکزی و نظریه روابط بین‌الملل منتشر کرده است. آثار او توسط ناشران برجسته (مانند راتلج، پالگریو، انتشارات دانشگاه کمبریج) و مجلات معتبر (مانند مجله اروپایی روابط بین‌الملل، مجله سیاست عمومی اروپا، ژئوپلیتیک، مجله روابط بین‌الملل و توسعه، اوستروپا، روسیه در امور جهانی) منتشر شده است. او به طور منظم در مقالات دیدگاه خود را در رسانه‌های چکی و اسلواکی و همچنین در مجله آمریکایی کامپکت منتشر می‌‌سازد. او همچنین یک برنامه هفتگی به نام «Nalevo»  (چپ) در کانال تلویزیون اینترنتی جمهوری چک ABJ دارد. در سال ۲۰۲۲، درولاک انجمن میهن‌پرست جمهوری چک «سواتوپلوک» را بنیان‌گذاری کرد و رئیس آن شد. سواتوپلوک همکاری بین نیروهای چپ محافظه‌کار و راست میهن‌پرست را با هدف مشترک دفاع از حاکمیت ملی در برابر لیبرالیسم و ترقی‌خواهی غربی ترویج می‌کند. در سال ۲۰۲۵، سواتوپلوک حدود هزار عضو پرداخت‌کننده حق عضویت و چندین ده هزار حامی داشت.