Affichage des articles dont le libellé est عربية. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est عربية. Afficher tous les articles

24/03/2026

EN->FR ES DE IT AR FA | Arundhati Roy: Iran is Not Gaza|أرونداتي روي: إيران ليست غزة| ایران غزه نیست: آرونداتی روی


 ایران غزه نیست: آرونداتی روی

آرونداتی روی، نویسنده و روشنفکر برنده جایزه عرصهعمومی ، در ۹ مارس ۲۰۲۶ در گورگانون حضار را برانگیخت هنگامی که از فاجعه جنگ در غرب آسیا صحبت کرد، جنگی که توسط آمریکا و اسرائیل بر ایران تحمیل شده و تهدید میکند منطقه و جهان را در خود ببلعد.

 من چیزی برای گفتن دارم چون دختر مادرم هستم و چون باید شانه‌هایم را صاف کنم و این را بگویم. این بیانیه‌ای کوچک درباره جنگی است که در آستانه فرو بردن جهان است. می‌دانم امروز اینجا جمع شده‌ایم تا درباره کتاب مادر مریم به دیدارم می‌آید صحبت کنیم، اما چگونه می‌توانیم روز را به پایان برسانیم بدون اینکه از آن شهرهای زیبا، تهران، اصفهان و بیروت که در آتش می‌سوزند، سخن بگویم؟

مطابق با روح صراحت و بی‌ادبی مادرم مریم، می‌خواهم از این فرصت برای گفتن چیزی درباره حمله ناعادلانه و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به تهران استفاده کنم. این البته ادامه نسل‌کشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. این همان نسل‌کشی‌های تکراری با همان دستورالعمل تکراری است، کشتن زنان و کودکان، بمباران بیمارستان‌ها، بمباران منطقه‌ای شهرها و سپس نقش قربانی را بازی کردن.

اما ایران غزه نیست. تئاتر این جنگ جدید می‌تواند گسترش یابد و تمام جهان را در خود ببلعد. ما در آستانه فاجعه‌ای هسته‌ای و فروپاشی اقتصادی هستیم.

همان کشوری که هیروشیما و ناکازاکی را بمباران کرد، ممکن است خود را آماده می‌کند تا یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان را بمباران کند. فرصت‌های دیگری برای صحبت مفصل در این باره خواهد بود، بنابراین اجازه دهید در اینجا به سادگی بگویم که من بی‌قیدوشرط در کنار ایران ایستاده‌ام. هر رژیمی که نیاز به تغییر دارد، از جمله آمریکا، اسرائیل و کشور خودمان، باید توسط مردم تغییر کند، نه توسط یک قدرت امپریالیستی پف‌کرده، دروغگو، فریبکار، حریص، غارتگر منابع و بمب‌افکن و متحدانش که سعی دارند تمام جهان را به زور به اطاعت وادارند.

ایران در برابر آنها ایستاده است در حالی که هند از ترس به خود می‌لرزد. من از اینکه دولت ما چقدر بی‌جرأت و بی‌ریشه بوده است شرمنده‌ام. گذشته‌ها ما کشوری فقیر با مردمی بسیار تهی‌دست بودیم، اما افتخار داشتیم، عزت داشتیم.

امروز ما کشوری ثروتمند با مردمی بسیار فقیر و بیکار هستیم که به جای غذای واقعی، از رژیم غذایی نفرت، زهر و دروغ تغذیه می‌کنند. ما افتخار را از دست داده‌ایم، عزت را از دست داده‌ایم، شجاعت را از دست داده‌ایم، مگر در فیلم‌هایمان. ما چه جور مردمی هستیم که دولت منتخب ما نمی‌تواند بایستد و آمریکا را وقتی که سران کشورهای دیگر را می‌رباید و ترور می‌کند محکوم کند ؟ آیا دوست داریم چنین رفتاری با ما شود؟ اینکه نخست‌وزیر ما تنها چند روز پیش از حمله اسرائیل به ایران، به اسرائیل سفر کند و بنیامین نتانیاهو را در آغوش بگیرد، چه معنایی دارد؟ اینکه دولت ما تنها چند روز پیش از اینکه دیوان عالی آمریکا تعرفه‌های ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، یک قرارداد تجاری چاپلوسانه با آمریکا امضا کند که به معنای واقعی کشاورزان و صنعت نساجی ما را به فروش می‌گذارد، چه معنایی دارد؟ اینکه حالا به ما اجازه داده شده از روسیه نفت بخریم، چه معنایی دارد؟ برای چه کار دیگری باید اجازه بگیریم؟ برای رفتن به دستشویی؟ برای یک روز مرخصی از کار؟ برای دیدار مادرمان؟ هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، علناً ما را مسخره و تحقیر می‌کنند و نخست‌وزیر ما با آن خندهٔ معروف پوچش می‌خندد و چاپلوسی می کند.

در اوج نسل‌کشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را برای جایگزینی کارگران فلسطینی اخراج‌شده به اسرائیل فرستاد. امروز، در حالی که اسرائیلی‌ها در پناهگاه‌ها به سر می‌برند، گزارش می‌شود که آن کارگران هندی اجازه ورود به آن پناهگاه‌ها را ندارند. این یعنی چه؟ چه کسی ما را به این جایگاه کاملاً تحقیرآمیز، ‌شرم‌آور و نفرت‌انگیز در جهان کشانده است؟ برخی از شما به یاد دارید که چگونه ما درباره آن اصطلاح کمونیستی چینی، «سگ دویدن امپریالیسم» شوخی می‌کردیم.

اما در حال حاضر می‌توانم بگویم که این اصطلاح به خوبی وضع ما را توصیف می‌کند، البته به جز در فیلم‌های غیرعادی و مسموم‌مان که قهرمانان سلولوئیدی ما در آن خودنمایی می‌کنند، که جنگی را به دنبال جنگی دیگر به پیروزی می‌رسانند و با حماقت و عضلانی‌تر از حد، تشنهٔ خون‌ریزی سیری‌ناپذیر، ما را با خشونت‌های بی‌مورد و مغزهای پُر از کاه خود شعله‌ور می‌کنند.

Iran is Not Gaza: Arundhati Roy

 Award-winning writer and public intellectual, Arundhati Roy stirred the audience in Gurgaon on March 9, 2026 when she spoke of the travesty of the war in West Asia, imposed by US and Israel on Iran, threatening to engulf the region, and the world.

 

I have something to say because I’m my mother’s daughter and because I need to straighten my shoulders and say this. It’s a little statement about the war that is about to consume the world. I know we’re here today to talk about Mother Mary Comes to Me, but how can we end the day without talking about those beautiful cities, Tehran, Isfahan and Beirut that are up in flames.

 

In keeping with my mother Mary’s spirit of candour and impoliteness, I would like to use this platform to say something about the unprovoked and illegal attack by the United States and Israel on Tehran. It is of course a continuation of the US-Israeli genocide in Gaza. It’s the same old genocides using the same old playbook, murdering women and children, bombing hospitals, carpet bombing cities and then playing the victim.

 

But Iran is not Gaza. The theatre of this new war could expand to consume the whole world. We’re on the brink of nuclear calamity and economic collapse.

 

The same country that bombed Hiroshima and Nagasaki could be readying itself to bomb one of the most ancient civilisations in the world. There will be other occasions to speak of this in detail, so here let me simply say that I stand with Iran unequivocally. Any regimes that need changing, including the US, Israel and ours, need to be changed by the people, not by some bloated lying, not by some bloated lying, cheating, greedy, resource-grabbing, bomb-dropping imperial power and its allies who are trying to bully the whole world into submission.

 

Iran is standing up to them while India cowers. I’m ashamed of how gutless and how spineless our government has been. Long ago we were a poor country of very poor people, but we had pride, we had dignity.

 

Today we are a rich country with very poor, unemployed people who are fed on a diet of hatred, poison and falsehoods instead of real food. We have lost pride, we have lost dignity, we have lost courage, except in our movies. What sort of people are we whose elected government cannot stand up and condemn the US when it kidnaps and assassinates heads of state in other countries? Would we like that done to us? For our Prime Minister to have travelled to Israel and embraced Benjamin Netanyahu just days before he attacked Iran, what does it mean? For our government to sign a groveling trade deal with the US that literally sells our farmers and textile industry down the river only days before the US Supreme Court declared Trump’s tariffs illegal, what does it mean? For us to now be given permission to buy oil from Russia, what does it mean? What else do we need permission for? To go to the bathroom? To take a day off work? To visit our mothers? Every day US politicians, including Donald Trump, mock and demean us publicly and our Prime Minister laughs his famous vacuous laugh and hugs on.

At the height of the genocide in Gaza, the government of India sent thousands of poor Indian workers to Israel to replace expelled Palestinian workers. Today, while Israelis take shelter in bunkers, it is being reported that those Indian workers are not allowed into those shelters. What the hell does this mean? Who has put us into this absolutely humiliating, shameless, disgusting place in the world? Some of you will remember how we used to joke about that florid, overblown Chinese communist term, running dog of imperialism.

But right now I’d say it describes us well, except of course in our twisted toxic movies in which our celluloid heroes strut on, winning phantom war after war, dumb and over-muscled, fueling our insatiable bloodlust with their gratuitous violence and their shit for brains.


Arundhati Roy : l’Iran n’est pas Gaza

L’écrivaine primée et intellectuelle publique Arundhati Roy a électrisé le public à Gurgaon le 9 mars 2026 lorsqu’elle a parlé de la parodie de guerre en Asie occidentale, imposée par USraël à l’Iran, menaçant d’engloutir la région et le monde.

 

J’ai quelque chose à dire parce que je suis la fille de ma mère et parce que j’ai besoin de redresser les épaules pour le dire. C’est une petite déclaration sur la guerre qui est sur le point de consumer le monde. Je sais que nous sommes ici aujourd’hui pour parler de mon livre Mother Mary Comes to Me, mais comment finir la journée sans parler de ces magnifiques villes, Téhéran, Ispahan et Beyrouth, qui sont en flammes.

Dans l’esprit de franchise et d’impolitesse de ma mère Mary, je voudrais utiliser cette tribune pour dire quelque chose sur l’attaque non provoquée et illégale d’USraël contre Téhéran. C’est bien sûr une continuation du génocide usraélien à Gaza. Ce sont les mêmes vieux génocides utilisant le même vieux manuel : tuer des femmes et des enfants, bombarder les hôpitaux, raser des villes, puis jouer les victimes.

Mais l’Iran n’est pas Gaza. Le théâtre de cette nouvelle guerre pourrait s’étendre jusqu’à consumer le monde entier. Nous sommes au bord de la catastrophe nucléaire et de l’effondrement économique.

Le même pays qui a bombardé Hiroshima et Nagasaki pourrait se préparer à bombarder l’une des civilisations les plus anciennes du monde. Il y aura d’autres occasions d’en parler en détail, alors ici, permettez-moi de dire simplement que je suis sans équivoque aux côtés de l’Iran. Les régimes qui ont besoin d’être changés, y compris les USA, Israël et le nôtre, doivent être changés par les peuples, non par une puissance impériale boursouflée, menteuse, tricheuse, avide, accapareuse de ressources, lanceuse de bombes, et ses alliés qui tentent d’intimider le monde entier pour le soumettre.

L’Iran leur tient tête tandis que l’Inde se recroqueville. J’ai honte de la lâcheté et de l’absence de colonne vertébrale de notre gouvernement. Il y a longtemps, nous étions un pays pauvre avec des gens très pauvres, mais nous avions de la fierté, nous avions de la dignité.

Aujourd’hui, nous sommes un pays riche avec des gens très pauvres et au chômage, nourris au régime de la haine, du poison et des mensonges au lieu de vraie nourriture. Nous avons perdu la fierté, nous avons perdu la dignité, nous avons perdu le courage, sauf dans nos films. Quel genre de personnes sommes-nous si notre gouvernement élu ne peut pas se lever et condamner les USA quand ils kidnappent et assassinent des chefs d’État dans d’autres pays ? Voudrions-nous qu’on nous fasse cela ? Que notre Premier Ministre se soit rendu en Israël et ait étreint Benjamin Netanyahou quelques jours seulement avant qu’il n’attaque l’Iran, qu’est-ce que cela signifie ? Que notre gouvernement ait signé un accord commercial rampant avec les USA qui vend littéralement nos agriculteurs et notre industrie textile, seulement quelques jours avant que la Cour suprême des USA ne déclare les tarifs douaniers de Trump illégaux, qu’est-ce que cela signifie ? Que nous ayons maintenant la permission d’acheter du pétrole à la Russie, qu’est-ce que cela signifie ? Pour quoi d’autre avons-nous besoin d’autorisation ? Pour aller aux toilettes ? Pour prendre un jour de congé ? Pour rendre visite à nos mères ?

Chaque jour, des hommes politiques usaméricains, Donald Trump compris, se moquent de nous et nous humilient publiquement, et notre Premier Ministre rit de son fameux rire vide et donne des accolades.

Au plus fort du génocide à Gaza, le gouvernement indien a envoyé des milliers de travailleurs indiens pauvres en Israël pour remplacer les travailleurs palestiniens expulsés. Aujourd’hui, alors que les Israéliens s’abritent dans des bunkers, il est rapporté que ces travailleurs indiens n’ont pas le droit d’entrer dans ces bunkers. Qu’est-ce que cela signifie, bon sang ? Qui nous a mis dans cette position absolument humiliante, honteuse et dégoûtante dans le monde ? Certains d’entre vous se souviendront de nos plaisanteries sur ce terme communiste chinois ampoulé et exagéré : « chien courant de l’impérialisme ».

Mais en ce moment, je dirais qu’il nous décrit bien, sauf bien sûr dans nos films tordus et toxiques où nos héros de celluloïd paradent, gagnant guerre fantôme après guerre fantôme, stupides et surmusclés, alimentant notre soif de sang insatiable avec leur violence gratuite et la merde qui leur tient de cerveau.

Arundhati Roy: Irán no es Gaza

La galardonada escritora e intelectual pública Arundhati Roy cautivó al público en Gurgaon el 9 de marzo de 2026 cuando habló de la farsa de la guerra en Asia Occidental, impuesta por USrael a Irán, que amenaza con envolver a la región y al mundo.

 

Tengo algo que decir porque soy hija de mi madre y porque necesito enderezar los hombros para decir esto. Es una pequeña declaración sobre la guerra que está a punto de consumir al mundo. Sé que hoy estamos aquí para hablar de mi libro Mother Mary Comes to Me, pero ¿cómo podemos terminar el día sin hablar de esas hermosas ciudades, Teherán, Isfahán y Beirut, que están en llamas?

En consonancia con el espíritu de franqueza y descortesía de mi madre Mary, me gustaría usar esta plataforma para decir algo sobre el ataque no provocado e ilegal de USrael contra Teherán. Es, por supuesto, una continuación del genocidio usraelí en Gaza. Son los mismos viejos genocidios que usan el mismo libreto de siempre: asesinar mujeres y niños, bombardear hospitales, arrasar ciudades con alfombras y luego hacerse las víctimas.

Pero Irán no es Gaza. El escenario de esta nueva guerra podría expandirse para consumir al mundo entero. Estamos al borde de una catástrofe nuclear y un colapso económico.

El mismo país que bombardeó Hiroshima y Nagasaki podría estar preparándose para bombardear una de las civilizaciones más antiguas del mundo. Habrá otras ocasiones para hablar de esto en detalle, así que permítanme decir simplemente que estoy con Irán sin ambigüedades. Cualquier régimen que necesite ser cambiado, incluyendo USA, Israel y el nuestro, debe ser cambiado por los pueblos, no por un poder imperial inflado, mentiroso, tramposo, codicioso, acaparador de recursos y lanzador de bombas, y sus aliados que intentan intimidar al mundo entero para someterlo.

Irán se les enfrenta mientras India se acobarda. Estoy avergonzada de lo cobarde y lo débil que ha sido nuestro gobierno. Hace mucho tiempo éramos un país pobre, con gente muy pobre, pero teníamos orgullo, teníamos dignidad.

Hoy somos un país rico con gente muy pobre y desempleada, alimentada con una dieta de odio, veneno y falsedades en lugar de comida real. Hemos perdido el orgullo, hemos perdido la dignidad, hemos perdido el coraje, excepto en nuestras películas. ¿Qué clase de personas somos si nuestro gobierno elegido no puede levantarse y condenar a USA cuando secuestra y asesina a jefes de Estado en otros países? ¿Nos gustaría que nos hicieran eso a nosotros? Que nuestro primer ministro haya viajado a Israel y abrazado a Benjamín Netanyahu apenas unos días antes de que atacara Irán, ¿qué significa? Que nuestro gobierno haya firmado un acuerdo comercial rastrero con USA que literalmente vende a nuestros agricultores y a nuestra industria textil, solo unos días antes de que la Corte Suprema de USA declarara ilegales los aranceles de Trump, ¿qué significa? Que ahora se nos dé permiso para comprar petróleo a Rusia, ¿qué significa? ¿Para qué más necesitamos permiso? ¿Para ir al baño? ¿Para tomar un día libre en el trabajo? ¿Para visitar a nuestras madres?

Cada día, los políticos gringos, incluido Donald Trump, se burlan y nos menosprecian públicamente, y nuestro primer ministro ríe su famosa risa vacía y da abrazos.

En pleno genocidio en Gaza, el gobierno de la India envió a miles de trabajadores indios pobres a Israel para reemplazar a los trabajadores palestinos expulsados. Hoy, mientras los israelíes se refugian en búnkeres, se informa que a esos trabajadores indios no se les permite entrar en esos búnkeres. ¿Qué demonios significa esto? ¿Quién nos ha puesto en este lugar absolutamente humillante, vergonzoso y repugnante en el mundo?

Algunos de ustedes recordarán cómo solíamos bromear sobre ese florido y exagerado término comunista chino: “perro corredor del imperialismo”.

Pero ahora mismo diría que nos describe bien, excepto, por supuesto, en nuestras retorcidas y tóxicas películas en las que nuestros héroes de celuloide pavonean, ganando guerra fantasma tras guerra fantasma, torpes e hipermusculados, alimentando nuestra insaciable sed de sangre con su violencia gratuita y la mierda que les hace de cerebro.

Arundhati Roy: der Iran ist nicht Gaza

Die preisgekrönte Schriftstellerin und öffentliche Intellektuelle Arundhati Roy begeisterte das Publikum in Gurgaon am 9. März 2026, als sie über die Farce des Krieges in Westasien sprach, der von USrael dem Iran aufgezwungen wird und droht, die Region und die Welt zu verschlingen.

Ich habe etwas zu sagen, weil ich die Tochter meiner Mutter bin und weil ich meine Schultern straffen muss, um dies zu sagen. Es ist eine kleine Erklärung über den Krieg, der im Begriff ist, die Welt zu verschlingen. Ich weiß, wir sind heute hier, um über mein Buch Mother Mary Comes to Me zu sprechen, aber wie können wir den Tag beenden, ohne über diese wunderschönen Städte Teheran, Isfahan und Beirut zu sprechen, die in Flammen stehen?

Im Sinne des Geistes der Offenheit und Unhöflichkeit meiner Mutter Mary möchte ich diese Plattform nutzen, um etwas über den unprovozierten und illegalen Angriff USraels auf Teheran zu sagen. Es ist natürlich eine Fortsetzung des usraelischen Völkermords in Gaza. Es sind die gleichen alten Völkermorde, die nach dem gleichen alten Muster ablaufen: Ermordung von Frauen und Kindern, Bombardierung von Krankenhäusern, Flächenbombardements von Städten und dann das Spielen des Opfers.

Aber der Iran ist nicht Gaza. Das Theater dieses neuen Krieges könnte sich ausweiten und die ganze Welt verschlingen. Wir stehen am Rande einer nuklearen Katastrophe und eines wirtschaftlichen Zusammenbruchs.

Dasselbe Land, das Hiroshima und Nagasaki bombardiert hat, könnte sich darauf vorbereiten, eine der ältesten Zivilisationen der Welt zu bombardieren. Es wird andere Gelegenheiten geben, ausführlich darüber zu sprechen, also lassen Sie mich hier einfach sagen, dass ich uneingeschränkt an der Seite des Irans stehe. Alle Regime, die verändert werden müssen, einschließlich der USA, Israels und unseres, müssen von den Völkern verändert werden, nicht von einer aufgeblasenen, lügenden, betrügerischen, gierigen, ressourcenraffenden, bombenabwerfenden imperialen Macht und ihren Verbündeten, die versuchen, die ganze Welt einzuschüchtern und zu unterwerfen.

Der Iran stellt sich ihnen entgegen, während Indien sich duckt. Ich schäme mich, wie feige und rückgratlos unsere Regierung war. Vor langer Zeit waren wir ein armes Land mit sehr armen Menschen, aber wir hatten Stolz, wir hatten Würde.

Heute sind wir ein reiches Land mit sehr armen, arbeitslosen Menschen, die mit einer Diät aus Hass, Gift und Lügen anstelle von richtiger Nahrung gefüttert werden. Wir haben Stolz verloren, wir haben Würde verloren, wir haben Mut verloren, außer in unseren Filmen. Was für Menschen sind wir, dass unsere gewählte Regierung nicht aufstehen und die USA verurteilen kann, wenn sie Staatsoberhäupter in anderen Ländern entführt und ermordet? Würden wir das auch bei uns wollen? Dass unser Premierminister nur wenige Tage vor dem Angriff auf den Iran nach Israel reiste und Benjamin Netanyahu umarmte, was bedeutet das? Dass unsere Regierung nur wenige Tage, bevor der Oberste Gerichtshof der USA Trumps Zölle für illegal erklärte, einen kriecherischen Handelsvertrag mit den USA unterzeichnete, der unsere Bauern und die Textilindustrie buchstäblich verschleudert, was bedeutet das? Dass uns nun die Erlaubnis erteilt wird, Öl aus Russland zu kaufen, was bedeutet das? Wofür brauchen wir noch Erlaubnis? Zum Toilettengang? Für einen freien Tag? Um unsere Mütter zu besuchen?

Jeden Tag verspotten und erniedrigen uns US-Politiker, darunter Donald Trump, öffentlich, und unser Premierminister lacht sein berühmtes hohles Lachen und schmust herum.

Auf dem Höhepunkt des Völkermords in Gaza schickte die indische Regierung Tausende arme indische Arbeiter nach Israel, um vertriebene palästinensische Arbeiter zu ersetzen. Heute, während die Israelis in Bunkern Schutz suchen, wird berichtet, dass diese indischen Arbeiter nicht in diese Bunker gelassen werden. Was zum Teufel soll das bedeuten? Wer hat uns an diesen absolut demütigenden, schamlosen, widerlichen Ort in der Welt gebracht?

Einige von Ihnen werden sich daran erinnern, wie wir über diesen blumigen, überzogenen kommunistischen Begriff aus China scherzten: „Laufhund des Imperialismus“.

Aber im Moment würde ich sagen, dass er uns gut beschreibt, außer natürlich in unseren verdrehten, giftigen Filmen, in denen unsere Zelluloidhelden stolzieren, imaginäre Kriege um imaginäre Kriege gewinnen, dumm und übermuskelt, unseren unstillbaren Blutdurst mit ihrer sinnlosen Gewalt und ihrem Scheißdreck von Gehirn anheizen.

 

Arundhati Roy/ L’Iran non è Gaza

La scrittrice pluripremiata e intellettuale pubblica Arundhati Roy ha elettrizzato il pubblico a Gurgaon il 9 marzo 2026 quando ha parlato della farsa della guerra nell’Asia occidentale, imposta da USraele all’Iran, che minaccia di inghiottire la regione e il mondo.

Ho qualcosa da dire perché sono figlia di mia madre e perché ho bisogno di raddrizzare le spalle per dirlo. È una piccola dichiarazione sulla guerra che sta per consumare il mondo. So che siamo qui oggi per parlare del mio libro Mother Mary Comes to Me, ma come possiamo finire la giornata senza parlare di quelle bellissime città, Teheran, Isfahan e Beirut, che vanno in fiamme?

In linea con lo spirito di candore e maleducazione di mia madre Mary, vorrei usare questa piattaforma per dire qualcosa sull’attacco non provocato e illegale di USraele a Teheran. È ovviamente una continuazione del genocidio usraeliano a Gaza. Sono gli stessi vecchi genocidi che usano lo stesso vecchio copione: uccidere donne e bambini, bombardare ospedali, bombardare a tappeto le città e poi giocare la parte della vittima.

Ma l’Iran non è Gaza. Il teatro di questa nuova guerra potrebbe espandersi fino a consumare il mondo intero. Siamo sul baratro di una catastrofe nucleare e di un collasso economico.

Lo stesso paese che bombardò Hiroshima e Nagasaki potrebbe prepararsi a bombardare una delle civiltà più antiche del mondo. Ci saranno altre occasioni per parlarne in dettaglio, quindi qui lasciatemi semplicemente dire che sto inequivocabilmente con l’Iran. Qualsiasi regime che abbia bisogno di essere cambiato, inclusi USA, Israele e il nostro, deve essere cambiato dai popoli, non da un potere imperiale gonfio, bugiardo, imbroglione, avido, accaparratore di risorse, sganciatore di bombe, e dai suoi alleati che cercano di intimidire il mondo intero per sottometterlo.

L’Iran li sta affrontando mentre l’India si rannicchia. Mi vergogno di quanto il nostro governo sia stato senza coraggio e senza spina dorsale. Tanto tempo fa eravamo un paese povero, con persone molto povere, ma avevamo orgoglio, avevamo dignità.

Oggi siamo un paese ricco con persone molto povere e disoccupate, nutrite con una dieta a base di odio, veleno e falsità invece che di cibo vero. Abbiamo perso l’orgoglio, abbiamo perso la dignità, abbiamo perso il coraggio, tranne che nei nostri film. Che tipo di persone siamo se il nostro governo eletto non può alzarsi e condannare gli USA quando rapiscono e assassinano capi di stato in altri paesi? Vorremmo che fosse fatto a noi? Che il nostro Primo Ministro abbia viaggiato in Israele e abbia abbracciato Benjamin Netanyahu pochi giorni prima che attaccasse l’Iran, cosa significa? Che il nostro governo abbia firmato un accordo commerciale servile con gli USA che letteralmente vende i nostri agricoltori e la nostra industria tessile, solo pochi giorni prima che la Corte Suprema degli USA dichiarasse illegali i dazi di Trump, cosa significa? Che ora ci sia dato il permesso di comprare petrolio dalla Russia, cosa significa? Per cos’altro abbiamo bisogno del permesso? Per andare in bagno? Per prendere un giorno libero dal lavoro? Per visitare nostre madri?

Ogni giorno, politici usamericani, incluso Donald Trump, ci deridono e ci umiliano pubblicamente, e il nostro Primo Ministro ride la sua famosa risata vuota e si abbraccia.

Al culmine del genocidio a Gaza, il governo indiano ha inviato migliaia di poveri lavoratori indiani in Israele per sostituire i lavoratori palestinesi espulsi. Oggi, mentre gli israeliani si rifugiano nei bunker, viene riportato che a quei lavoratori indiani non è permesso entrare in quei bunker. Cosa diavolo significa questo? Chi ci ha messo in questo posto assolutamente umiliante, vergognoso e disgustoso nel mondo? Alcuni di voi ricorderanno come scherzavamo su quel termine comunista cinese fiorito ed esagerato, “cane corrente dell’imperialismo”.

Ma in questo momento direi che ci descrive bene, tranne che, naturalmente, nei nostri film contorti e tossici in cui i nostri eroi di celluloide pavoneggiano, vincendo guerra fantasma dopo guerra fantasma, stupidi e ipermuscolati, alimentando la nostra insaziabile sete di sangue con la loro violenza gratuita e la merda che gli fa da cervello.

 

الكاتبة الهندية أرونداتي روي: إيران ليست غزة

 

الكاتبة الحائزة على جوائز والمفكرة العامة أرونداتي روي ألهبت الجمهور في جورجاون في 9 مارس 2026 عندما تحدثت عن مهزلة الحرب في غرب آسيا، التي تفرضها الولايات المتحدة وإسرائيل على إيران، مهددةً بابتلاع المنطقة والعالم.

لديَّ ما أقوله لأنني ابنة أمي، ولأنني بحاجة إلى أن أُقوِّم كتفي لأقول هذا. إنه بيان صغير عن الحرب التي على وشك أن تلتهم العالم. أعلم أننا هنا اليوم للحديث عن Mother Mary Comes to Me، ولكن كيف يمكننا إنهاء اليوم دون التحدث عن تلك المدن الجميلة، طهران وأصفهان وبيروت، التي تشتعل فيها النيران؟

على غرار روح الصراحة وقلة الأدب التي تتحلى بها والدتي ماري، أود أن أستخدم هذه المنصة لأقول شيئاً عن الهجوم غير المبرر وغير القانوني الذي شنته الولايات المتحدة وإسرائيل على طهران. إنه بالطبع استمرار للإبادة الجماعية الأمريكية الإسرائيلية في غزة. إنها نفس عمليات الإبادة الجماعية القديمة باستخدام نفس النهج القديم: قتل النساء والأطفال، وقصف المستشفيات، وقصف المدن بالكامل، ثم لعب دور الضحية.

لكن إيران ليست غزة. مسرح هذه الحرب الجديدة يمكن أن يتسع ليلتهم العالم بأسره. نحن على شفا كارثة نووية وانهيار اقتصادي.

نفس الدولة التي قصفت هيروشيما وناغازاكي قد تعد نفسها لقصف واحدة من أقدم الحضارات في العالم. ستكون هناك مناسبات أخرى للحديث عن هذا بالتفصيل، لذا دعوني هنا أقول ببساطة أنني أقف إلى جانب إيران دون مواربة. أي أنظمة تحتاج إلى التغيير، بما في ذلك الولايات المتحدة وإسرائيل ونظامنا، يجب أن يغيرها الشعوب، وليس قوة إمبريالية منتفخة، كاذبة، غشاشة، جشعة، مستحوذة على الموارد، مُلْقية للقنابل، وحلفاؤها الذين يحاولون تخويف العالم بأسره وإخضاعه.

إيران تقف في وجههم بينما الهند تذل. أشعر بالخجل من جبن حكومتنا ومن افتقارها إلى العمود الفقري. منذ زمن بعيد، كنا دولة فقيرة لشعب فقير جداً، لكن كان لدينا فخر، وكانت لدينا كرامة.

اليوم نحن دولة غنية بشعب فقير جداً وعاطل عن العمل، يُغذى بنظام غذائي من الكراهية والسموم والأكاذيب بدلاً من الطعام الحقيقي. لقد فقدنا الفخر، وفقدنا الكرامة، وفقدنا الشجاعة، باستثناء في أفلامنا. أي نوع من الناس نحن إذا كانت حكومتنا المنتخبة لا تستطيع الوقوف وإدانة الولايات المتحدة عندما تختطف وتغتال رؤساء دول في بلدان أخرى؟ هل نود أن يُفعل بنا ذلك؟ أن يسافر رئيس وزرائنا إلى إسرائيل ويعانق بنيامين نتنياهو قبل أيام قليلة من هجومه على إيران، ماذا يعني ذلك؟ أن توقع حكومتنا اتفاقية تجارية ذليلة مع الولايات المتحدة تبيع حرفياً مزارعينا وصناعة النسيج لدينا، قبل أيام قليلة فقط من إعلان المحكمة العليا الأمريكية أن تعريفات ترمب غير قانونية، ماذا يعني ذلك؟ أن يُسمح لنا الآن بشراء النفط من روسيا، ماذا يعني ذلك؟ ماذا نحتاج إلى الإذن لأجله أيضاً؟ للذهاب إلى الحمام؟ لأخذ يوم إجازة من العمل؟ لزيارة أمهاتنا؟ كل يوم، سياسيون أمريكيون، بما فيهم دونالد ترمب، يسخرون منا ويهينوننا علناً، ورئيس وزرائنا يضحك ضحكته الفارغة الشهيرة ويحتضن.

في ذروة الإبادة الجماعية في غزة، أرسلت حكومة الهند آلاف العمال الهنود الفقراء إلى إسرائيل ليحلوا محل العمال الفلسطينيين المطرودين. اليوم، بينما يحتمي الإسرائيليون في الملاجئ، يتم الإبلاغ أن هؤلاء العمال الهنود لا يُسمح لهم بدخول تلك الملاجئ. ماذا يعني هذا بحق الجحيم؟ من الذي وضعنا في هذا المكان المهين والمخزٍ والمقرف تماماً في العالم؟ بعضكم سيتذكر كيف كنا نمزح بشأن المصطلح الشيوعي الصيني المزهر والمبالغ فيه، "كلب الإمبريالية الجاري".

لكن الآن أود أن أقول إنه يصفنا جيداً، باستثناء طبعاً في أفلامنا الملتوية والسامة التي يتفشى فيها أبطالنا المصنوعون من السيلولويد، وهم يربحون حرباً وهمية تلو الأخرى، أغبياء ومكتنزين بالعضلات، يغذون تعطشنا الدامي الذي لا يشبع بعنفهم المجاني ودماغهم التافه.

 

 


18/03/2026

كلما ضربوه أكثر، كلما أصبح أقوى: المفارقة الإيرانية التي تخفى على الغباء الإمبراطوري

الطاهر العمري، 16 مارس 2026

هناك فئة مفقودة في النقاش الدائر حول الحرب المستمرة ضد إيران، وغيابها يفسر لماذا يواصل الذين يخوضونها ارتكاب الأخطاء في كل شيء.

إيران ليست حركة حزبية مثل جبهة التحرير الوطني الجزائرية، التي كانت جبهة بدون عقيدة موحدة - ائتلاف من القوميين والاشتراكيين والشيوعيين والمحافظين - تجمعها هدف واحد: طرد المستعمر. وهي ليست فيتنام الشمالية، التي كانت دولة على جزء من الأرض بعقيدة قابلة للتصدير - الشيوعية - ولكنها كانت تابعة لموسكو وبكين ومحدودة جغرافياً. حماس وحزب الله والحوثيون هم ميليشيات، كيانات دون وطنية تستخدم تكتيكات حرب العصابات لأنه ليس لديها بديل: عدم التماثل لديها هو إكراه وليس خياراً.

إيران شيء مختلف وجديد تاريخياً: إنها تمثل أول حالة تاريخية لدولة تتبنى هيكلياً عقيدة حرب العصابات كخيار استراتيجي سيادي، ممزوجة بين شرعية وموارد الدولة والمنطق العملي لحركة المقاومة. لديها جيش نظامي، وصواريخ باليستية، وبحرية، ومؤسسات معترف بها، وهي دولة سيادية بكل المقاييس. ومع ذلك، فقد اختارت عمداً عقيدة حرب العصابات كاستراتيجيتها السيادية: الإشباع بأسلحة رخيصة، والإستنزاف، والقبول الواعي بالخسائر الإقليمية لجعل التكلفة غير محتملة للخصم. ليس لأنه لم يكن بإمكانها فعل خلاف ذلك، ولكن لأنها قدرت أن هذه هي الاستراتيجية المثلى ضد تفوق تقليدي ساحق.

لهذا الاختيار نتيجة اقتصادية مدمرة لمن يحاربها. طائرة شاهد“ المسيرة تكلف عشرين ألف دولار. صاروخ اعتراضي من نوع ثاد“(THAAD)  يكلف 12.7 مليون دولار. أطلقت إيران في الأسبوع الأول من الحرب خمسمائة صاروخ باليستي وما يقرب من ألفي طائرة مسيرة. الحسابات قاسية: الحرب الفقيرة تجعل الحرب الغنية تدفع ثمناً لا يُطاق: ليس في ساحة المعركة، ولكن في سلاسل التوريد، وفي الميزانيات، وفي مخزون الصواريخ الاعتراضية التي تستنزف أسرع من إمكانية إنتاجها.

لكن التجديد الأكثر عمقاً في هذه الحرب  ليس عسكريا: بل تجديد هيكلي. لقد أسست إيران تناقضاً واجهته جميع حركات التحرير: إما أن تكون دولة أو أن تكون ثورة. الجزائر بعد 1962 اختارت أن تكون دولة وتوقفت عن كونها ثورة. كوبا حاولت كليهما وفشلت. أما إيران فلا: لقد بنت عمداً ازدواجية دائمة. الجيش النظامي هو الدولة السيادية. الباسداران - الحرس الثوري - هم الثورة الدائمة، بشبكاتهم الإقليمية، وتشعباتهم في اليمن والعراق ولبنان، توحدهم ليس أيديولوجية علمانية بل عقيدة: الإسلام الشيعي كهوية وذاكرة وجرح تأسيسي. لا يختار المرء أن يكون شيعياً كما يختار أن يكون شيوعياً. إنه العائلة، الحداد، الجسد. كربلاء ليست حدثاً تاريخياً: إنها نموذج كوني يتكرر.

النتيجة هي أممية دينية ليست تحالفاً بين دول، وليست أممية لينينية، بل شبكة عابرة للحدود الوطنية تجمعها قواعد وجودية مشتركة لا تحتاج إلى مركز قيادة صريح للتنسيق.

ثم قدمت الولايات المتحدة وإسرائيل الهدية الأكبر: لقد صنعا البانثيون“ (معبد الآلهة). سليماني، نصرالله، خامنئي: كل اغتيال مستهدف ظنوا أنه سيحل مشكلة استراتيجية أنتج شهيداً يضاعف تماسك الشبكة. في اللاهوت الشيعي، موت القائد العادل على يد الظالم ليس هزيمة: إنه تأكيد على عدالته. إنه البنية السردية لكربلاء. جنرال حي يمكن أن يخطئ، يمكن أن يخيب، يمكن أن يشيخ. الشهيد أبدي وكامل. لقد أعادوا، بصواريخهم، كتابة السيناريو الذي كان الجانب الآخر ينتظره.

لكن هناك خطأ أخير، ربما هو الأكثر خطورة. ضربت إسرائيل بنوك حزب الله (مؤسسة القرض الحسن) وأكبر بنك إيراني (بنك سبه). في العالم الشيعي الخميني، البنك ليس مؤسسة مالية: إنه البنية التحتية المادية للاهوت. إنه الآلية التي يتم من خلالها توزيع الزكاة، وتمويل الأعمال الخيرية، والحفاظ على العهد مع المستضعفين، أضعف الناس، المظلومين، بؤساء الأرض عند فانون. بنى الخميني توافق الثورة على هذه الشبكة الشعرية من التضامن المادي. ضربها لا يضعف سردية المقاومة: بل يؤكدها. إنه يظهر، في الحياة اليومية لملايين الفقراء، من هم أعداء الضعفاء. إنها أفضل دعاية ممكنة، تنفذها القنابل الإسرائيلية نفسها.

تتخذ جمهورية إيران الإسلامية من سعادة الإنسان هدفاً لها في جميع أنحاء المجتمع البشري، وتعتبر أن تحقيق الاستقلال والحرية وسيادة العدل والحق حق لجميع شعوب العالم. وبناءً على ذلك، فإنها تمتنع تمامًا عن أي شكل من أشكال التدخل في الشؤون الداخلية للدول الأخرى، وتدعم النضالات العادلة للمستضعفين ضد المتكبرين في كل ركن من أركان المعمورة.

دستور جمهورية إيران الإسلامية، الفصل 10، المادة 154

بجمع كل هذا: إنهم يحاربون بمنطق الحرب التقليدية - قطع رأس الهيكل، قطع التمويل، تدمير البنى التحتية - شكلاً سياسياً ليس هيكلاً تقليدياً. إنها شبكة رمزية واجتماعية وعسكرية ودينية بنيت عمداً لتكون غير قابلة للتدمير تحديداً من خلال التدمير. كل قنبلة تسقط تعزز السردية. كل شهيد يعزز البانثيون. كل بنك يُضرب يظهر للفقراء في أي صف يقف الظالم.

وإذا تم تفكيك الدولة الإيرانية أو هزيمتها، فإن الباسداران بلا دولة - المدربين والمسلحين والمتشكلين في ثقافة استشهادية لا تعتمد على أية مؤسسة للبقاء - سينتشرون في منطقة تمتد من لبنان إلى باكستان، ومن أذربيجان إلى البحرين، مع تشعبات في ثلاث قارات. لم يعودوا محتجزين بأي هيكل دولتي، مع لا شيء يخسرونه، مع شهداء أقوياء للغاية وسردية مقاومة أقوى من ذي قبل. دولة إيرانية معادية يمكن ردعها. سرب من الباسداران بلا دولة لا يمكن ردعه.

وبينما يحدث كل هذا، هناك ثلاث إشارات تقول كم هذه الحرب هاربة بعمق من السيطرة السردية لمن أشعلها.

تركيا توقعت ملايين اللاجئين الإيرانيين الفارين من القنابل. لكنها رأت بدلاً من ذلك آلاف الإيرانيين يعبرون الحدود في الاتجاه المعاكس، للعودة للدفاع عن الوطن. ليس بالضرورة النظام: إيران. الحضارة الفارسية ذات الأربعة آلاف عام والتي لا تقبل الاختزال في معادلة "النظام يساوي الشعب". القومية الجريحة تنتج ما لا تستطيع سنوات من المعارضة السياسية بناءه.

ثم هناك غزة. يتم مهاجمة إيران بعد أن شاهد العالم لأشهر الإبادة الجماعية الفلسطينية منقولة مباشرة، موثقة، منكرة من قبل الدوائر الدبلوماسية الغربية. بالنسبة لفقراء الأرض، للجنوب العالمي، لأي شخص يشعر أنه على صف المهانين، فإن التسلسل واضح ووحشي: الذين كانوا يدافعون عن الفلسطينيين يُقصفون الآن من قبل نفس الذين كانوا يسّلحون من يذبحونهم. لقد أصبحت إيران، في المخيال العالمي للمعذبين في الأرض، شيئاً يتجاوز بكثير السياسة الإقليمية أو اللاهوت الشيعي: إنها الوعد بأنه يمكن المقاومة، إنها الثأر الرمزي لمن لم ينصفهم أحد أبداً. هذا التضامن ليس له حدود طائفية ولا جغرافية.

أخيراً، هناك الصين. استراتيجيوها لا يشاهدون الحرب: إنهم يجرون التقييم الأكثر تفصيلاً الممكن للقدرات الأمريكية الحقيقية في ظروف صراع عالي الكثافة. كل صاروخ اعتراضي ثاد يُطلق، كل توماهوك“ ينطلق، كل يوم حرب هو معلومة عن الصمود اللوجستي والصناعي للخصم الذي سيواجهونه، يوماً ما، في المحيط الهادئ. يرون المخزونات تستنزف، وأوقات الإنتاج لا تواكب الاستهلاك، وسلسلة التوريد تحت الضغط. إنهم يدونون الملاحظات. وهم لا يحتاجون للقتال لربح هذه الحرب: يكفيهم أن ينتظروا حتى تنفد ذخيرة أمريكا.

هذه الحرب لا يمكن ربحها. يمكن فقط توسيعها. والعالم يعلم ذلك.

‏« لماذا لا تستسلم إيران؟ » – سؤال ترامب يكشف كارثة إيران

« لماذا لا تستسلم إيران؟ » – سؤال ترامب يكشف كارثة إيران

„Warum gibt Iran nicht auf?“ – Trumps Frage zeigt das Iran-Desaster

اليوم السابع عشر من الحرب ضد إيران. لحظة، دعوني أكرر ذلك: اليوم السابع عشر.

هل تعلمون ما الذي يحدث الآن في أروقة البيت الأبيض؟ دونالد ترامب يجلس في مكتبه ويطرح على مستشاريه سؤالًا يغيّر كل شيء:
لماذا لا يستسلم الفرس؟

لقد سرّبت صحيفة وول ستريت جورنال ذلك. الرجل الأقوى في العالم متفاجئ. أكرر: متفاجئ. الرجل الذي قال إن هذه الحرب ستنتهي قريبًا جدًا، والذي ادّعى أن إيران لم يعد لديها بحرية ولا سلاح جو.

هذا الرجل لا يفهم لماذا تواصل طهران القتال. وهنا الجزء الذي أبقاني مستيقظًا طوال الليل: مستشاروه يضغطون عليه سرًا للبحث عن مخرج. سرًا. وهذا يعني أنهم يتحدثون علنًا عن النصر، لكن خلف الأبواب المغلقة هناك حالة من الذعر الكامل. هذا اعتراف بالضعف.

كان ترامب يتوقع نصرًا سريعًا، تكرارًا لحربه التي استمرت 12 يومًا في يونيو الماضي. لكن الواقع مختلف تمامًا.

بعد 17 يومًا، لا تزال إيران تطلق الصواريخ، وقد قامت بزرع ألغام في مضيق هرمز، والأهم من ذلك أنها تصدّر نفطًا أكثر مما كانت تصدّره قبل الحرب، بزيادة قدرها 30%. دعوا ذلك يستوعب.

تقوم الولايات المتحدة بقصف إيران منذ أكثر من أسبوعين، وتقول إنها استهدفت 6000 موقع، ودمرت البحرية الإيرانية، وعطّلت سلاح الجو. ومع ذلك، ترتفع صادرات النفط الإيرانية. كيف ذلك؟ الصين.

الصينيون يشترون كل برميل تعرضه طهران. لا عقوبات، لا قواعد، فقط تجارة. بينما كان ترامب يعتقد أنه سيُخضع إيران، قامت القيادة الإيرانية بإعادة توجيه سفنها، وفتح طرق تجارية جديدة، وتحقق أرباحًا أكبر من السابق.

وتفيد صحيفة وول ستريت جورنال أن ترامب يكرر في الاجتماعات السؤال نفسه: لماذا لا يستسلمون؟ مستشاروه لا يملكون جوابًا. أو بالأحرى لديهم جواب، لكنه لا يريد سماعه.

الجواب هو أن الخطة فشلت. لأن الجيش الأمريكي قادر على ضرب الأهداف، لكنه غير قادر على قصف حلول سياسية من الجو. ولأن إيران خصم مختلف تمامًا عن أفغانستان أو العراق.

انتظروا، الأمر يزداد سوءًا. تصريحات ترامب العلنية تتغير يوميًا: أولًا الاستسلام غير المشروط، ثم “ستنتهي قريبًا جدًا”، ثم “لم يعد هناك شيء تقريبًا للقصف”.

والآن هذا السؤال اليائس: لماذا لا يستسلمون؟ هذا ليس استراتيجية، بل ارتجال. إنه رئيس يدرك أن أكبر مقامرة له في السياسة الخارجية خرجت عن السيطرة.

الجمهوريون أصبحوا قلقين. تظهر استطلاعات الرأي أن غالبية الأمريكيين يعارضون هذه الحرب. وقد ارتفع سعر النفط إلى أكثر من 100 دولار للبرميل، ووصل مؤقتًا إلى 119 دولارًا.

في محطات الوقود داخل الولايات المتحدة، يدفع الناس أسعارًا قياسية. انتخابات التجديد النصفي تقترب، ومستشارو ترامب يدركون: إذا استمرت الحرب أسابيع أخرى، فسنخسر الكونغرس.

ولهذا تم التسريب إلى وول ستريت جورنال. ولهذا هناك ضغط سري للعثور على خطة خروج. إنهم يحاولون دفع الرئيس بلطف نحو المخرج دون أن يفقد ماء وجهه.

لكن ترامب هو ترامب. لا يستطيع ببساطة التوقف. يجب أن يعلن النصر، حتى لو لم يكن موجودًا.

لذلك يقول للصحافة: “نحن متقدمون جدًا على الجدول الزمني”. هذه لغة أورويلية. “متقدمون على الجدول” تعني في عالم ترامب: لم يعد هناك جدول أصلًا، لأن الخطة الأصلية انهارت.

وهنا بيت القصيد: إيران تعرف ذلك. فقد أصدرت الحرس الثوري بيانًا.

إيران هي التي ستحدد متى تنتهي الحرب.

وهذا رد مباشر على تصريحات ترامب. طهران تقول للرجل الأقوى في العالم: أنت لا تسيطر على هذه الحرب. نحن من يفعل.

والوقائع تثبت ذلك

17/03/2026

صدمة مُقنَّنة، وواقع مُشوَّه بالصدمة: معرض «كالانلار فلسطين» في إسطنبول

يغلق معرض التضامن "كالانلار فلسطين " (ما تبقى من فلسطين) في تاريخ 30 مارس 2026،  أبوابه بعد ثلاثة أشهر في حي حربيه بإسطنبول. زارت ميلينا رامبولي من بروموزاييك هذا المعرض من أجلنا وتنقل إلينا انطباعاتها.


ميلينا رامبولدي، 14 مارس 2026

ميلينا رامبولدي هي كاتبة وناشرة ومدرسة ومترجمة إيطالية وُلدت في بولسانو (1973) وتعيش في إسطنبول. وهي تدير جمعية ProMosaik

للوهلة الأولى، يمكن رؤية هذا المعرض، الذي نظمته جمعية "كاليون كولتور" التركية، على أنه سرد للدمار الصهيوني للحياة الفلسطينية (العائلة، المدرسة، الطفولة، الثقافة)، مما يجعل منه عرضا ماديا للإبادة الجماعية الصهيونية.

لكن ما يهم حقًا هنا، إذا كنت في وسط المعرض وخضت التجربة، لن ترى الدمار الوحشي الذي يظهر على السطح، بل ما تبقى ويعيش بعد الدمار.


يتعلق الأمر بكل ما لا تستطيع الصهيونية الوصول إليه، أي الروح والمقاومة والإنسانية. في الواقع، يمكن ترجمة عنوان هذا المعرض المبتكر، الذي يقلب بطريقة ما بيداغوجيا المتحف التقليدية ونماذجها الجدلية، ويمكن ترجمته إلى الفرنسية "ما تبقى من فلسطين".

ما تبقى وصمد بعد القصف والغارات الجوية التي يشنها جيش الاحتلال الإسرائيلي، رمز وجوهر الاستعمار الجديد في الشرق الأوسط، هي الكرامة الإنسانية، وروح المقاومة، والإنسانية الفلسطينية لشعب مضطهد، لكنه ليس بأي حال من الأحوال الضحية في هذا الدمار

يدخل الزائر في حوار قائم على التعاطف مع واقع الحرب في فلسطين، والذي "أعيد خلقه" في أروقة المعرض. يفقد الزائر كل مسافة. تعاطفه هو نتيجة إلغاء أي جدلية بين وجوده الآمن والمستقر في حي حربيه بإسطنبول وبين الإبادة الجماعية في غزة. ومع ذلك، فإن الزائر ليس هنا ليدرك فلسطين كموضوع بالمعنى الذي قصده إدوارد سعيد وليشعر بالأسف عليها كفاعل خير ، بل ليظهر كشاهد على فلسطين ويغادر المعرض كشاهد.

كما هو الحال في الشهادة في القرآن، فإن الإدلاء بشهادة على حدث تاريخي ليس حقًا، بل واجب. وهذا الالتزام يؤدي إلى مسؤولية أخلاقية. يتفاعل الزائر مع الدمار ولا يتهرب من مسؤوليته. لأن واجب الدفاع عن فلسطين ليس خيارًا ليوم مشمس في حربيه، بل هو الالتزام الأخلاقي لحياة إنسان يفكر ويشهد ويتصرف بأخلاق. وكما يقال جيدًا على موقع المعرض: "هذه الزيارة ليست مجرد جولة، بل هي موقف".

ما تبقى بعد الدمار الصهيوني هو "البقية" الأنطولوجية، البقية التي تقف في وجه كل وحشية أنطولوجية.
"
الدمار ليس لحظة هنا، بل هو بنية اكتسبت استمرارية؛ الصدمة هي الشكل الجديد للحياة اليومية."
الصدمة أصبحت مقننة في فلسطين. الحياة الفلسطينية في غزة هي بقايا هذه الطبيعية المُصدمة. ومع ذلك، فإن الصدمة هي الآن أيضًا جانب يومي من حياة الزائر، الذي أصبح مقربًا/شاهدًا مسؤولًا على الحياة.
"
الزائرون لا يُدعَون لراحة عاطفية، بل لنقاش أخلاقي. هنا، ليس المطلوب هو الشفقة، بل الشهادة. لأن الشهادة تستتبع المسؤولية."
الأمر لا يتعلق بتنفيس (catharsis) الزائر، كما هو الحال في المأساة اليونانية، بل بالمعرفة المزعجة للإبادة الجماعية الصهيونية في غزة.

ما تبقى هم أشخاص صامتون وأشياء صامتة تظل بلا حراك في أماكنها كشهود على الدمار. يمكن رؤية هذا بشكل خاص في الغرف التي تظهر فيها المطبخ، والفصل الدراسي، والمنزل الفلسطيني بعد القصف الإسرائيلي. المواد المتبقية، قطعة جدار، وعاء فارغ، مقعد مدرسي، سبورة... وهذه الأشياء صامتة.


الضحايا الأوائل هم دائمًا الأطفال. لأن الإبادة الجماعية الصهيونية هي قبل كل شيء إبادة جماعية للأطفال. لذلك، فإن شخصية حنظلة هي أيضًا محور هذا المعرض.
حنظلة هو شخصية الكرتون الأشهر للفنان الفلسطيني ناجي العلي عام 1969، والتي تحمل سمات سيرة ذاتية قوية للغاية. الأطفال المقتولون في غزة والأطفال الذين، مثل الرسام نفسه، أصبحوا لاجئين ناجين، هم رمز لشهادة تبقى وتتحدى الدمار الوحشي.
"
ما يمكن رؤيته هنا ليس خسارة، بل وقت لا يمكن تعويضه."
"
السلك الشائك في وسط التركيب يحول الحدود من خط جغرافي إلى تجربة دائمة مطبوعة في الجسد وكذلك في الذاكرة. هذا التركيب غير مصمم كتكوين جمالي؛ إنه يريد من الزائر أن يشعر فورًا بالانقطاع بين اليوم والأمس وبمعناه الأخلاقي. العمل يدعو إلى الملاحظة، لا إلى الشفقة."

الصدمة هي، كما ذُكر، القاعدة. الحرب هي استمرارية، ومتاهة المعرض هي واقع دائم. يدخل الزائر إلى المتاهة. يبقى فيها طواعية ويعيش ظلام الاحتجاز صوتيًا كتجربة دائمة. الأطفال يعلمون الزائر ما هي الحرب، صوتيًا وبصريًا. صرخات الأطفال تطبع في عقل وروح المشاهد الشاهد. في نفس الوقت، الجولة المصحوبة بمرشد في المعرض تضيء الحركات المختلفة على الجدران الرمادية للمتاهة. العنف والوحشية جزء من الحياة اليومية وليسا استثناءً. أنت لا تهرب من هذه المتاهة، أنت تبقى، تستمع، وتتعلم المقاومة بصعوبة، والتي تبقى بعد ذلك كصدى بعد خروجك من المعرض.

عندما تنام القنابل، ننام نحن أيضًا

هل توجد شوكولاتة في الجنة؟

الله معنا

"ما يحدث هنا ليس انحرافًا، بل هو النظام نفسه."
الزائر لا يمكنه الخروج من الموقف. هذه ليست غرفة هروب، إنها شهادته عن فلسطين، المستعمرة الصهيونية في الشرق الأوسط لأطفال مثل حنظلة.



الغرفة الأخرى، حيث تُتلى أسماء الشهداء، تؤدي الوظيفة نفسها. هنا أيضًا، الشاهد لا يهرب، بل يبقى. الجدلية بين الشهادة والشاهد مُلغاة. نحن في الفضاء ما بعد الجدلي لرد الفلسطينيين على الدولة الصهيونية وجدليتها البالية.