تحریریه: به نظر میرسد یک «بازی» آشنا در ایران در حال اجراست: تحریمهای غربی وضعیت اقتصادی یک کشور را بدتر میکنند. به محض اینکه اولین هدف محقق شود و ناآرامیها در میان مردم واقعاً آغاز شود، «شورشیان» از خارج حمایت و هدایت میشوند – به سوی هدف بعدی، سرنگونی دولت. واضح است که آژانسهای اطلاعاتی غربی از اسرائیل، بریتانیا و ایالات متحده مدتهاست که در ایران فعال بودهاند. کارین لوکفِلد، ناظر با دقت و دیرینه رویدادهای خاورمیانه را توضیح میدهد که رسانههای آلمانی طبق دستورالعملهای خود چگونه باید واقعاً گزارشدهی کنند – و سپس نگاهی ملموس به ایران میاندازد
(cm)
شبکههای رادیویی
و تلویزیونی پیشرو و روزنامههای مهم در کشورهای آلمانیزبان به عنوان منابع خبری
معتبر محسوب میشوند. با این حال، شگفتآور است که آنها در گزارشهای خود از بحرانها
و جنگهای متعدد، از استانداردهای خود و استانداردهای بینالمللی پیروی نمیکنند.
گزارشدهی فعلی
از رویدادهای ایران - که بیشتر شبیه تحریک علیه دشمنان است - تنها نمونه این است
که چگونه رسانهها اغلب در انجام وظیفه اطلاعرسانی خود کوتاهی کرده و در عوض به
سخنگوی منافع خاصی تبدیل میشوند. این موضوع با مقایسه رسانههای سایر نقاط
جهان که از منابع موجود بیشتر استفاده کرده و فراتر از افق خود را میبینند، آشکار
میشود. آنها شامل منابع منطقهای، ایرانی، آسیایی و بینالمللی هستند و به وزیران
دولت ایران و تحلیلگرانی که زمینهای را ارائه میدهند که در رسانههای داخلی یافت
نمیشود، صدای میدهند.
در آلمان برای گزارشگری روزنامهنگاری قوانینی وجود دارد: قانون
مطبوعات. این قانون در ۱۶ ماده به تفصیل قواعدی را که بر کار روزنامهنگاری حاکم است، مشخص میکند. این [قانون] به «راستگویی و احترام به کرامت
انسانی» و «دقت»، «حمایت از شخصیتها، حیثیت، دین و جهانبینی»، «گزارشدهی جنجالی»
که باید از آن اجتناب شود، و «تبعیض و اصل برائت» میپردازد.
قال نائب السفير الإيراني لدى الأمم المتحدة غلام حسين درزي، الخميس، إن إيران لا تسعى إلى التصعيد أو المواجهة مع الولايات المتحدة. واتهم درزي المبعوث الأمريكي مايكل والتز باللجوء "إلى الأكاذيب وتشويه الحقائق وحملة تضليل متعمدة لإخفاء تورط بلاده المباشر في إذكاء الاضطرابات في إيران والتحريض على العنف.
در آموزشهای
سنتی، روزنامهنگاران میآموزند که برای اثبات اعتبار، باید به هفت «سؤال W» در اخبار و گزارشها پاسخ داده شود: چه
کسی (کاری انجام داده است)؛ چه (چه کاری انجام دادند)، کجا (کجا انجام دادند)، چه
زمانی (چه زمانی انجام دادند)، چگونه (چگونه انجام دادند)، چرا (چرا انجام دادند)
و از کجا (اطلاعات از کجا آمده است)؟ پرسش منبع یا اینکه اطلاعات از کجا آمده
است، اهمیت ویژهای دارد. تأیید منبع به منظور اثبات صداقت و در نتیجه
کیفیت یک خبر یا
گزارش. به طور کلی، حداقل سه منبع باید مبنای یک خبر یا گزارش را تشکیل دهند.
با توجه به
تحولات آشفته در بخش رسانه که ناشی از رسانههای اجتماعی و هوش مصنوعی است و به
سرعت زیادی در «کسب و کار» اخبار منجر شده است، آموزههای جدیدی خواستار حذف
«سوالات W» هستند. در نتیجه، گزارشگری به طور فزایندهای به تبلیغی برای آنچه باید
منتقل شود، و نوعی روابط عمومی تبدیل شده است.
به این موضوع،
تحولی بینالمللی بسیار پیچیده و اغلب گیجکننده نیز اضافه میشود که برای انتقال
آن به عموم، به دانش پیشزمینه و زمان نیاز است. در زمان جنگ و بحران، منافع سیاسی
و اقتصادی وارد عمل میشوند که به طور فزایندهای - حتی در اروپا - با سرکوب دیدگاههای
دیگر تقویت میشوند. رسانههای سایر نقاط جهان ممنوعه شدهاند، به خبرنگاران تهم
زده میشود و ماههاست که خبرنگاران و تحلیلگران با آنچه «تحریم» نامیده میشود،
توسط کمیسیون اتحادیه اروپا ساکت شدهاند.
برای توجیه این
امر در برابر افکار عمومی، آنچه «راستسنجان» نامیده میشوند، به عنوان نهادهای
بازبینی با کیفیت بسیار بالا طبقهبندی شدهاند تا «جعلیات» را از «حقایق» متمایز
کنند. به عنوان مثال، «آرد» (ARD) بخش «یافتن حقایق» خود را برای افزایش اعتبار گزارشهایش راهاندازی
کرده است. در بروکسل، «آزمایشگاه ضد اطلاعات»ی وجود دارد که در آن، در میان موارد
دیگر، یک «پروژه راستیآزمایی» استانداردهایی را برای «حقایق» برای اتحادیه اروپا
توسعه میدهد. «راستیآزمایان» به نمایندگی از حامیان مالی خود کار میکنند، که این
امر میتواند آنها را در تضاد منافع قرار دهد. چه کسی آنها را بررسی میکند؟
شبکههای تلویزیونی
و رسانههای چاپی نیز قوانین خاص خود را وضع میکنند که برای کادر تحریریه آنها
اعمال میشود. برای مثال، در اکتبر ۲۰۲۳، ARD یک «واژهنامه برای گزارشدهی در مورد
درگیری خاورمیانه» را برای «استفاده داخلی» منتشر کرد که در آن قوانین زبانی برای کارمندان
و خبرنگاران تعیین شده بود. این واژهنامه ۴۴ صفحهای در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳، ۱۰ روز پس از حمله شبهنظامیان فلسطینی
به شهرکهای اسرائیلی در شرق نوار غزه منتشر شد. در همان روز، اسرائیل جنگ نابودی
را علیه جمعیت نوار غزه آغاز کرد که بیش از دو سال به طول انجامید.
«راستیآزمایی»، مقررات زبانی و روزنامهنگاری
ممتاز بهویژه در زمان جنگ و بحران محبوب هستند، زیرا اطلاعات در دسترس عموم به شدت تحت تأثیر
منافع دولتها، شرکتها، حاکمان و ائتلافهای حاکم قرار دارد. اگر رسانهها و
خبرنگاران خود را به وضوح از منافع حاکم دور نکنند یا این منافع را با دیدگاههای
دیگر تکمیل ننمایند، اطلاعات به پروپاگاندا تبدیل میشود. (تأکید از سوی ویراستاران
اضافه شده است.)
انتشار آمار جانباختگان
تأییدنشده و گفتن اینکه این ارقام در مناطق جنگزده و بحرانزده قابل راستیآزمایی
نیستند، کافی نیست. هر چیزی که قابل راستیآزمایی نباشد – و اطلاعات سازمانهای
مستقر در نروژ یا ایالات متحده در مورد ایران قابل راستیآزمایی نیست – نباید طبق
قواعد روزنامهنگاری گزارش شود.
پس ما درباره ایران
و جامعه آن چه میدانیم؟ درباره تاریخچه پرآشوب این کشور که از پایان جنگ جهانی
دوم به دلیل ثروت نفتی و موقعیت ژئواستراتژیکی مهمش در کانون توجه آمریکا و بریتانیا
بوده است، چه میدانیم؟
پیشینه ایران
۹۱.۵ میلیون نفر جمعیت (منبع: بانک جهانی)، که تقریباً نیمی از
آن را زنان و نیمی دیگر را مردان تشکیل میدهند. سطح بالای تحصیلات در میان زنان،
که بیش از ۶۰ درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی را تشکیل میدهند. شکاف شهری-روستایی.
این کشور دارای منابع زغالسنگ، نفت، گاز، آهن، کروم، منگنز، سرب و روی است. ایران
با ۱۱ کشور مرز خارجی دارد: پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان،
ترکیه، عراق، کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی. ایران با سه دریا مرز
دارد: دریای مازندران در شمال، خلیج فارس در غرب که از طریق تنگه هرمز به دریای
عمان در جنوب متصل میشود.
از ابتدای «جنگ
علیه تروریسم» به رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۱، ایران میزبان ۳.۶ میلیون پناهجو بوده است. اکثریت قریب
به اتفاق آنها از افغانستان و تعداد کمتری از عراق هستند. ۲۰,۰۰۰ عراقی و حدود ۲.۶ میلیون افغان به طور رسمی به عنوان
پناهجو در ایران ثبتنام شدهاند. حدود ۱ میلیون افغان ثبتنام نشدهاند.
ایران یکی از ۵۱ کشوری بود که در سال ۱۹۴۵ توسط «چهار قدرت بزرگ» – چین، بریتانیای
کبیر، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده – برای تأسیس سازمان ملل متحد دعوت شد. ایران
منشور سازمان ملل را در ۲۶ ژوئن امضا و در ۱۶ اکتبر ۱۹۴۵ به تصویب رساند.
ایران از سال ۲۰۲۴ عضو بریکس بوده است، ائتلافی که در آن
کشورهای جنوب جهانی برای تعیین محدودیتهای مشترک بر فشار سیاسی و اقتصادی ایالات
متحده با یکدیگر متحد شدهاند. ایران از سال ۲۰۲۳ عضو سازمان همکاری شانگهای بوده است.
این کشور توافقات گستردهای با روسیه و چین، از جمله توافقات نظامی، دارد.
شرکای اصلی تجاری
ایران چین، عراق، امارات متحده عربی و ترکیه هستند. به گفته بانک جهانی، ایران با
افغانستان، پاکستان، عمان، هند، روسیه و ترکمنستان تجارت کمتری دارد.
در سال ۱۹۵۳، محمد مصدق، نخستوزیر ایران، چاههای
نفت ایران را ملی اعلام کرد. سیا (ایالات متحده آمریکا) و امآی۶ (بریتانیا) کودتایی را سازماندهی کردند
و مصدق برکنار شد. نفت بار دیگر تحت کنترل شرکتهای آمریکایی قرار گرفت. در دوران
رهبری شاه رضا پهلوی، ایران متحدی سرسخت برای ایالات متحده آمریکا، کشورهای اتحادیه
اروپا و اسرائیل بود.
در ژانویه ۱۹۷۹، شاه پس از سرنگونی توسط یک انقلاب
اسلامی، ایران را ترک کرد. رهبر آن، آیتالله روحالله خمینی، در ۱ فوریه ۱۹۷۹ از تبعید در فرانسه به ایران بازگشت.
در آوریل ۱۹۷۹، قانون اساسی کشور اصلاح شد و ایران به یک جمهوری اسلامی تبدیل شد.
پس از آن تاریخچهای پرآشوب رقم خورد.
نگاهی به پشت سر
تیترها
دولت به نارضایتی
بازرگانان واکنش همدلانه نشان داد و قرار شد از طریق گفتگو و مذاکره راهحلی پیدا
شود. راهحلی یافت شد و بازرگانان مغازههای خود را دوباره باز کردند. با این حال،
تظاهرکنندگان عادی از اقشار مختلف به اعتراضات بازرگانان پیوسته بودند. وضعیت
اقتصادی به دلیل سالها تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا متشنج است. سوءمدیریت
مالی نیز اوضاع را بهبود نبخشید.
آنچه پس از آن
رخ داد، شورشی بود که توسط سازمانهای اطلاعاتی طراحی شده بود. این طرح به احتمال
زیاد توسط موساد اسرائیل و سیا آمریکا طراحی شده بود. در جلسه آنها در فلوریدا در
اواخر دسامبر ۲۰۲۵، ترامپ و نتانیاهو ممکن است به توافقی دست یافته باشند. در اسرائیل،
رسانهها مطمئن بودند که ترامپ «موافقت» خود را برای حمله به لبنان و ایران اعلام
کرده است. سیا به هر حال کل منطقه را زیر نظر دارد و موساد دو پایگاه بزرگ در اربیل
در شمال عراق و در آذربایجان دارد. از آنجا، راهی تا عراق نیست.
آلاستر کروک، دیپلمات
کهنهکار بریتانیایی در اتحادیه اروپا و افسر اطلاعاتی MI6، در وبلاگ خود «کنفلیکتس فوروم» اقداماتی را
که در مدت زمان بسیار کوتاهی به تشدید اوضاع انجامید و هدف آن ایجاد «تغییر رژیم»
مسلحانه بود، تشریح میکند. این درخواست برای «برکناری خامنهای» در اندیشکدهها و
رسانههای اروپایی، اندکی پس از آن مطرح شد که یک یگان نیروهای ویژه ارتش آمریکا،
رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را در کاراکاس ربوده و به
آمریکا منتقل کرد.
در حالی که
اعتراضات ایران عمدتاً علیه وضعیت اقتصادی نامساعد بود، پایتختهای غربی و رسانههای
خط اصلی «سرنگونی رژیم» در تهران را «قریبالوقوع» توصیف کردند، مشروط بر اینکه
آمریکا و اروپا به معترضان کمک کنند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت که
آنها با اسلحههای آماده شلیک در کنار آنها هستند و کمک در راه است. از
تظاهرکنندگان خواسته شد تا ساختمانهای اداری ایران را تصرف کنند و اندکی بعد،
ادارات دولتی و بانکها به آتش کشیده شدند.
ارتش ترکیه ایران
را از پیشروی شورشیان مسلح از شمال کردستان عراق از طریق کرمانشاه در غرب ایران
مطلع کرد. ایران بیشتر آنها را کشت، اما در برابر شورشیانی که در سراسر کشور با
تظاهرکنندگان مخلوط شده و از زور استفاده میکردند، مغلوب شد. تصاویر ویدیویی
لرزان این اقدام مخرب را ثبت کردند: مغازهها، خودروها، خودروهای آتشنشانی و
مساجد در آتش سوختند. از ردیفهای عقب یا از کنارههای تظاهرات به نیروهای امنیتی
و پلیس ایران تیراندازی شد. آنها نیز پاسخ آتش دادند، اما به ندرت به خود تیراندازان
اصابت میکرد و در عوض به تظاهراتکنندگان عادی برخورد میکرد.
سیاستمداران
آلمانی مانند وزیر امور خارجه یوهان وادفول و صدراعظم فردریش مرس با خوشحالی اعلام
کردند که پایان «نظام ملاها» قریبالوقوع است. وادفول اعتراضات گسترده علیه «نظام
آیتالله» را پیامد تحریمهای اتحادیه اروپا خواند و گفت: «این بدان معناست که تحریمها
مؤثر هستند و ما باید در این مسیر ادامه دهیم.»
در همین حال، دومینیک دوویلپن، وزیر امور خارجه سابق فرانسه، در مصاحبهای
با یورونیوز انگلیسی در مورد مداخله خارجی در ایران هشدار داد و خواستار گفتگو شد.
از سوی دیگر،
صدراعظم مرس در طول سفر خود به هند گفت که او فرض میکند «این رژیم عملاً به پایان
رسیده است.» آلمان هماهنگی نزدیکی با آمریکا و در قالب E3 ( آلمان، فرانسه، بریتانیای
کبیر) دارد و وزرای خارجه با یکدیگر در تماس نزدیک هستند. به گفته مرس، این امر
ممکن است تنها «چند روز یا چند هفته» طول بکشد. تی-آنلاین پرسید: «مرس چه میداند؟»
ایران اینترنت
را برای جلوگیری از تماس با کشورهای خارجی قطع کرد. اسرائیل و آمریکا اتصالات
استارلینک را فعال کردند، اما این اتصالات به سرعت و با موفقیت توسط ایران با
استفاده از فناوری چین و دستگاههای روسیه مسدود شد. به گزارش آلاستر کروک به نقل
از شرکتهای امنیتی ایرانی، حدود ۴۰ هزار واحد استارلینک در مدت زمان بسیار کوتاهی
به طور مؤثر از کار افتادند. واحدهای استارلینک، پانلهای خورشیدی که به یک آنتن
کوچک مجهز هستند،
به طور غیرقانونی
به ایران آورده شده بودند و توسط مقامات امنیتی ایران در انبارها توقیف شدند. این
امر ارتباط بین گروههای خشونتگر و تحریککنندگانشان در خارج را قطع کرد. تظاهرات
نیز به دلیل خشونت و تخریب گسترده و تلفات زیاد فروکش کرد.
آمار رسمی
علیرضا زاکانی،
شهردار تهران، روز چهارشنبه تخمین زد که خسارت در پایتخت به بیش از ۲۰ میلیون دلار میرسد. زاکانی گفت: «این
ویرانیها توسط تروریستهای خشونتطلبی ایجاد شد که خود را در میان «اعتراضات
مسالمتآمیز به وضعیت دشوار اقتصادی» مخلوط کرده بودند.»
خسارت وارده به
زیرساختها، از جمله شبکه حمل و نقل عمومی، به تقریباً ۳۹ تریلیون ریال بالغ میشود. هشتاد و نه
اتوبوس به آتش کشیده شد که از این تعداد، ۵۷ دستگاه به قدری آسیب دیده بودند که
برخی از آنها از سرویس خارج شدند. دو ساختمان شهرداری و هشت دستگاه خودروی آتشنشانی
نو خریداری شده نیز تخریب شدند. فهرست کاملی از اموال آسیبدیده در حال تهیه است و
مقامات اداری در مورد مبلغ تعمیرات و غرامت پرداختی تصمیم خواهند گرفت.
استاندار استان
تهران گفت که حدود ۱۰۰۰ خودروی شخصی و دولتی تخریب یا آسیب دیدهاند. این خودروها شامل ۵۴ آمبولانس و ۷۱ دستگاه خودروی آتشنشانی بودهاند. در
تهران و حومه آن چهل و چهار مسجد، ۲۶ ساختمان دولتی، خانهها و مغازهها تخریب یا
آسیب دیدهاند. خبرگزاری ایرنا از خسارات گسترده به زیرساختهای شهری در رشت در
شمال، مشهد در شرق و کرمان در جنوب خبر داد.
دولت ایران
واشنگتن و تل آویو را مسئول این ویرانیها دانست. آنها از خشم عمومی ناشی از وضعیت
اقتصادی نامناسب در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران سوءاستفاده
کرده بودند. وزیر امور خارجه عراقچی اعلام کرد که هیچ حکمی برای اعدام فوری از طریق
اعدام با طناب دار صادر نخواهد شد.
ایران روز
چهارشنبه گذشته شکایت رسمی خود را نزد آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، ثبت
کرد. امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، به
این نامه به
اظهارات رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اشاره دارد که در آن او آشکارا خواستار
خشونت در ایران شد و به مداخله نظامی تهدید کرد. ترامپ اعلام کرد: «میهنپرستان ایرانی،
به اعتراضات خود ادامه دهید، نهادهای خود را به دست بگیرید! کمک در راه است»، و
صراحتاً از مردم خواست تا اوضاع را از نظر سیاسی بیثبات کنند، آشوب به پا کنند و
به خشونت متوسل شوند. به گفته این سفیر، این تهدیدی علیه حاکمیت، تمامیت ارضی و
امنیت ایران است.
نهتنها برای
رسانهها، بلکه برای سیاستمداران و دولتهای تمام ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد قوانینی
وجود دارد: منشور سازمان ملل، با توجه به تجربه دو جنگ جهانی (۱۹۱۴–۱۹۱۸ و ۱۹۳۹–۱۹۴۵)، در مقدمه آن تعهد به صلح را نوید میدهد
و برابری، حاکمیت، احترام به مرزها و امنیت را برای همه مردم و همه دولتها، بزرگ
و کوچک، اعلام میکند. ایران در اقدامات خود در شورای امنیت سازمان ملل به این امر
پایبند است، در حالی که ایالات متحده، اسرائیل و دیگر کشورهای همپیمان با آمریکا
«نظم مبتنی بر قاعده» خود را بر اساس منافعشان ایجاد کردهاند که در پی نادیده
گرفتن منشور سازمان ملل و توافقات بینالمللی است.
مردگان در حال
خاکسپاری هستند
در حالی که
رسانههای آلمانی همچنان به پوشش گسترده درخواستها برای «تغییر رژیم» و تحریمهای
جدید علیه ایران میپردازند، مراسم تشییع جنازه در ایران آغاز شده است. برای درک
حال و هوای تشییع جنازه در اصفهان، نویسنده به تماشای تصاویر تلویزیون ایران مینشیند.
باید با دقت به تصاویر نگاه کرد. جوان و پیر در ردیفهای شلخته راه میروند. برخی زنان
عبای سیاه به تن دارند، برخی دیگر شلوار و پالتوهای نیمهبلند پوشیدهاند و روسری
را به آرامی بر سر انداختهاند. گزارشگر ایرانی با آنها صحبت میکند؛ بیشترشان با
افتخار از کشورشان سخن میگویند، اما مضطرب هستند. مردان جوان و پیر در راهپیمایی
تشییع جنازه راهپیمایی میکنند. تصاویر متوفیان روی بنرها بزرگنمایی شده و در میان
آنها، کامیونهای بلندگو با تصاویر بزرگ رهبر دینی علی خامنهای و سردار قاسم سلیمانی
دیده میشوند. فرمانده سپاه قدس در سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی تقریباً درست پنج سال پیش، در اوایل ژانویه ۲۰۲۰، توسط دولت ترامپ در یک حمله پهپادی
در فرودگاه بغداد ترور شد.
در میان کشتهشدگانی
که ایرانیها این روزها در تمام شهرهای کشور به خاک میسپارند، کودکان، جوانان،
زنان و مردان، اعضای نیروهای امنیتی ایران، رانندگان اتوبوس، بازرگانان - از تمام
اقشار جامعه - هستند. همچنین یک پلیس نیز هست که توسط ... کشته شده است.
تندرانها به
صلح خواهند رسید. نام اکثر آنها برای دیگران ناشناخته باقی خواهد ماند. همه آنها
خانوادهها و عزیزان خود را پشت سر میگذارند که نمیدانند آینده چه برایشان در پیش
دارد.
و یک مورد جدید
عصر پنجشنبه – ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ – شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک
به وضعیت ایران پرداخت. مارتا پوبی، گزارشگر سازمان ملل و دستیار دبیرکل، حقایق
شناختهشده را در بیانیهای کوتاه خلاصه کرد و نسبت به تشدید تنش هشدار داد. او
اصول منشور سازمان ملل و تعهد کشورهای عضو به حل اختلافات به روش مسالمتآمیز را یادآوری
کرد. تهدید به زور یا استفاده از آن در روابط بینالملل بین دولتها ممنوع است.
گزارشگر سازمان ملل گفت: «این اصول، ایدهآلهای انتزاعی نیستند. آنها اساس صلح و
امنیت بینالملل هستند. این موضوع امروز به همان اندازه درست است که هنگام تأسیس
سازمان ملل متحد بود.»
مهسا علینژاد،
روزنامهنگار آمریکایی-ایرانی، نظر بسیار متفاوتی را ابراز کرد. این مخالف سرشناس
و فعال بینالمللی دولت ایران از سال ۲۰۰۹ در تبعید در نیویورک زندگی میکند و در یک کیفرخواست
مفصل علیه دولت ایران، از اظهار انزجار خود ابایی نداشته است. او گفت، جمهوری اسلامی
«مانند دولت اسلامی» رفتار میکند و خواستار آن شد که با ایران نیز مانند دولت
اسلامی برخورد شود.
سفیر آمریکا،
والتز، این درخواستها را مطرح کرد و اعلام نمود که «تمام گزینهها روی میز» کاخ
سفید برای متوقف کردن این کشتار قرار دارد. او گفت، رئیسجمهور دونالد ترامپ مرد
عمل است نه سخنان بیفایده، آنطور که در سازمان ملل مرسوم است. نماینده روسیه از
«سرسختان» در واشنگتن خواست که به خود آیند و نماینده چین گفت که «تهدیدات مستقیم
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، علیه ایران» باید متوقف شود.

Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire