Affichage des articles dont le libellé est یورگ تادوِس. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est یورگ تادوِس. Afficher tous les articles

21/02/2026

آزادی بیان در شبکه های اجتماعی

گفتگوی یورگ تادوِس با فیلیپ وِلته

بمناسبت اخراج 300 روزنامه‌نگار  روزنامه واشنگتن پست

17 فوریه 2026 در شبکه rbb برلین
https://shorturl.at/Vk2lQ

به فارسی از حمید بهشتی

 


فیلیپ وِلته رئیس اتحادیه رسانه‌ای "Freie Presse" تا 2025 مدیریت شرکت انتشاراتی بوردا را بر عهده داشت و یورگ تادوِس از روزنامه‌نگاران متعهد در شبکه اول آلمان است.

 فیلیپ وِلته : فقط ۱۵ درصد از مردم آلمان معتقدند که فرزندانشان آینده‌ای بهتر از خودشان خواهند داشت.

 مردم امید و ایمان خود را به آینده از دست داده‌اند و این موضوع تا حد زیادی به این واقعیت مربوط می‌شود که ما از طریق شبکه های اجتماعی در معرض سیلی از محتوای تحریف آمیز و تلقینی قرار داریم.

 و مردم، ساده‌لوحانه آنچه را در شبکه های اجتماعی می‌بینند بدان باور می‌کنند و بدون پرسش آن را به عنوان حقیقت می‌پذیرند.

و من معتقدم که رسالت روزنامه‌نگاری از همین‌جا آغاز می‌شود، یعنی مقابله با این تحریف و تحریک‌ها در شبکه‌های اجتماعی از طریق محتوای قابل اعتماد.

 این همانگونه که در قانون اساسی تعریف شده است وظیفه ماست.

یورگ تادوِس : اما من اگر مردم را آزاد بدانم، اگر بگویم که فرد، زن یا مرد، در این کشور آزاد است و مردم می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند، می‌خواهم به آن ویدیو باور داشته باشم،

به آنچه در تیک‌تاک یا اینستاگرام دیدم، هر جا که باشد، باور داشته باشم،

 که ممکن است ویدیو به گونه‌ای ویرایش شده باشد که معنایش را تحریف می‌کند.

اما من می‌خواهم به آن باور داشته باشم، چون آن را خبری مرتبط می‌دانم. و اگر هم ربات‌های روسی پشت آن باشند، برایم اصلاً اهمیتی ندارد.

 یا می‌خواهم باور داشته باشم به یک رقیب خصوصی tagesschau.de   که ممکن است NTV باشد که برای کسب برداشت خود تلاش بیشتری کرده باشد،

 در واقع چرا باید چنین باشد، یا چه کسی دارای این اختیار باشد که از نظر آموزشی مداخله کند و بگوید کار این شبکه‌های اجتماعی نادرست است؟

این کار درستی نیست،

چرا باید ما از مردمِ آزاد مواظبت کنیم؟

فیلیپ وِلته  : فکر می‌کنم باید توجه داشت آن فضای آزاد ارتباطی، که مردم معتقد بودند اینترنت چنین است، مدت‌هاست که از بین رفته است،

زیرا ارتباط و توجه در این شبکه‌های دیجیتال توسط الگوریتم‌ها کنترل می‌شود.

 الگوریتم‌هایی که اساساً دیدگاه‌های فردی ما را در جهات عاطفی خاصی تأیید می‌کنند.

و من معتقدم که ما، سعی می‌کنیم مردم را با محتوای قابل اعتماد،

در شبکه‌های اجتماعی، و نیز در کل اینترنت،

 به نحو قابل اعتمادی مطلع کنیم.

ما در برابر تحریف قرار داریم،

تحریفی شدید توسط متا، توسط گوگل، و نیز توسط مراکز دیگر،

مقابل تحریف در شبکه قرار داریم و نسبتاً کارمان مشکل است.

به همین دلیل است که من معتقدم وضعی در دنیای آنالوگ داریم، که یک سیستم توزیع غیرتبعیض‌آمیز، در دنیای دیجیتال وجود ندارد، بلکه توجهات بر اساس معیارهای خاصی هدایت می‌شوند.

به عبارت دیگر معیار اصلی چنان است که باید  گفت بزرگ‌ترین کنسرن‌های فناوریِ بزرگ (Big Tech) توجه خود را به سوی حداکثرسازی سود متمرکز می‌کنند و دیگر به اطلاع‌رسانی مطمئن به انسان‌ها اهمیتی نمی‌دهند.

یورگ تادوِس : اما این بدان معناست که شما می‌گوییدهوبرت بٌردا یا فرید شپرینگر (پرنفوذترین ناشران مطبوعات)به دلایل بشردوستانه و به خاطر انسان‌دوستی با فعالیت انتشاراتیشان به این اندازه ثروتمند شدند، زیرا آن‌ها واقعاً به شکل افسانه‌وار ثروتمند هستند. و این حقیقتاً همه‌چیز را در قالب یک روند بشردوستانه دیدن است.


فیلیپ وِلته:  وجود ثروتهای افسانه‌‌وار در دنیای دیجیتال است. در مقابل آن، آنچه به عنوان ثروتِ افسانه‌ای گفته می‌شود، قطعاً آن نیست که ناشران مستقل در آلمان دارند، زیرا در واقع ناشران و کارآفرینان پشت چاپخانه‌های آلمان، سال‌هاست سرمایه‌گذاری‌های زیادی در شرکت‌ها و فعالیت انتشاراتی خود کرده‌اند.

 این افراد ثروتمندند، اما همیشه نیز آنها کسانی بوده‌اند که وظیفه و مسئولیت خویش را احساس کرده‌اند.

 ما دو سال پیش در شرکت انتشاراتی Burda  منشوری برای کار خود تصویب کردیم و گفتیم واقعاً مهم است که وظیفه خود را از نظر دور نداریم.


تمرکز توجه اقتصادی در دنیای دیجیتال بدین صورت است که به جایی جلب می شود که بیشترین فریادها را می‌زنند و از احساسات، قوی‌ترین مایه را می‌گیرند. توجه به جایی جلب نمی شود که کار، واقعاً صرف گزارش می‌شود. این شکاف در توزیعِ بذل توجه در دنیای دیجیتال هست.


ناشران آنالوگ و سرمایه‌گذاران پشت آنها میلیاردها در دیجیتالی‌سازی محتواهایشان و در فرایند تبدیل ساختار‌هایشان سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا واقعاً هم در دنیای دیجیتال بتوانند به‌ طور قابل اتکایی اطلاع‌رسانی کنند.

اما بذل توجه، دیگر بر پایهٔ محتوای اطلاعاتی نیست. برعکس، پلتفرم‌های بزرگ فناوری آمریکایی از ابتدای سال گذشته یکی از اصولِ بنیادیِ روزنامه‌نگاری را کنار گذاشتند، یعنی توجه به راستی‌آزمایی واقعیت‌ها. دقیقاً این امکانِ بررسیِ واقعیت در آنجا دیگر وجود ندارد، بلکه در اصلِ موضوع، فهمِ اشتباه از آزادیِ بیان مطرح است:

که هر چه را دلم می‌خواهد بگویم، حتی اگر حاوی توهین به دیگران باشد، در اینترنت می‌توانم کسب‌وکارِ غیرقانونی انجام دهم. و به همه این‌ها پوشش داده می‌شود.

 به همین دلیل گوگل و متا احساس مسئولیت نمی‌کنند.  می گویند ما پلتفرم و سکّو هستیم؟ (در حالیکه) نه، آن‌ها پلتفرم نیستند.

 آنها در عمل واقعا شرکت‌های رسانه‌ای هستند که محتوا منتشر می‌کنند و با این محتوا به ایجادِ نظر می‌پردازند و قدرتِ تغییرِ احساساتِ توده‌های اجتماعی را دارند و این قدرتِ تأثیر وتحریف، در دمکراسیِ ما تغییر ایجاد می‌کند.