Affichage des articles dont le libellé est لبنان. Afficher tous les articles
Affichage des articles dont le libellé est لبنان. Afficher tous les articles

21/05/2026

انسان‌ها در جنگ – «آتش‌بس» ادعایی در لبنان همچنان برای مردم به معنای مرگ و ویرانی است

کارین لویکه‌فلد

Menschen im Krieg – Die angebliche „Waffenruhe“ im Libanon bedeutet für die Bevölkerung weiter Tod und Zerstörung

۲۹ اردیبهشت ۱۴ ۰۵

ترجمه‌شده توسط تلاکسکالا

 (تحریریه) گزارش‌های کارین لوکفلد حاصل کار یک روزنامه‌نگار پشت‌میزنشین نیست.  او سال‌های زیادی در سوریه زندگی کرده و در این مدت بارها به لبنان سفر کرده است. اخیراً نیز چند هفته را در لبنان گذرانده و از نزدیک شاهد رنج و مصیبتی بوده که اسرائیل با بمباران‌های بی‌وقفه خود بر مردم تحمیل می‌کند. او بخشی از این وضعیت را نیز شخصاً ثبت و عکاسی کرده است.

«چرا این اتفاق برای ما می‌افتد؟ با ما چه می‌کنند؟ این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟» «ج.» رنگ‌پریده است. روسری‌اش را محکم به دور صورتش بسته و به سختی اشک‌هایش را کنترل می‌کند. این زن حدوداً پنجاه‌ساله سراپا سیاه‌پوش است. او در جریان جنگ مادرش را از دست داده؛ مادری که سال‌ها با عشق و فداکاری از او مراقبت کرده بود.

در تاریخ ۱۰ آوریل ۲۰۲۶، اسرائیل ساختمانی دولتی متعلق به نیروهای امنیتی لبنان را بمباران کرد. در این حمله ۱۳ نفر از اعضای این نیروها کشته شدند. (عکس: کارین لوکفلد)

زمانی که اسرائیل در اوایل ماه مارس بمباران شبانه‌روزی لبنان را آغاز کرد، او به همراه همسر و دخترش خانه خود را در جنوب لبنان ترک کردند. آن‌ها همراه خانواده‌های برادر و برادرشوهرش به شهر جزین گریختند. این شهر در ارتفاعات کوهستانی و در میان جنگل‌های کاج، تاکستان‌ها و باغ‌های میوه قرار دارد و یکی از مناطق محبوب گردشگری لبنان است. آپارتمان‌های تفریحی این منطقه پیش‌تر نیز در جریان جنگ سال ۲۰۲۴ به پناهگاهی برای خانواده‌های جنوب لبنان تبدیل شده بودند. خانواده «ج.» نیز در همان جنگ مدتی در آنجا اقامت داشتند؛ جایی که یکی از بستگانشان، یعنی همسر دختر برادرشوهرش، آپارتمانی در اختیار داشت.

اما با ورود پی‌درپی اعضای خانواده‌های دیگر، فضای آپارتمان بیش از حد تنگ شد. بنابراین «ج.» به همراه همسر و دخترش به منطقه کوهستانی «بیسور» در شمال‌تر نقل مکان کردند؛ جایی که خانواده‌ای دوست و آشنا به آن‌ها پناه داد. مادر سالخورده او نیز با وجود دشواری‌های سفر طولانی، همراهشان رفت. این زن، ۸۵ ساله و زمین‌گیر بود و تحمل چنین سفری برایش بسیار سخت بود.

مسیحیان و دروزیان ساکن بیسور پیش‌تر نیز در سال ۲۰۲۴ از آوارگان داخلی جنوب لبنان استقبال کرده بودند. «ج.»، همسرش و دخترشان از این استقبال دوباره و صمیمانه خوشحال بودند. اما در اواسط مارس، مادر او درگذشت. دریافت مجوز برای بازگشت به روستای زادگاهشان در جنوب لبنان جهت خاکسپاری مادر، آن هم در شرایط جنگی، کار آسانی نبود. بسیاری از بستگان که در نقاط مختلف پراکنده شده بودند نیز نتوانستند در مراسم حضور یابند. بلافاصله پس از برگزاری مراسمی کوتاه، «ج.» و خانواده‌اش دوباره به بیسور بازگشتند و تا ۱۷ آوریل در آنجا ماندند. قرار بود در آن روز آتش‌بسی آغاز شود که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، آن را اعلام کرده بود؛ شاید دقیق‌تر این باشد که گفته شود آن را دستور داده بود. اسرائیل به این آتش‌بس پایبند نماند و نیروهای حزب‌الله نیز با استفاده از پهپادها، موشک‌ها و بمب‌های کنار جاده‌ای در برابر خودروهای نظامی اسرائیل و پیشروی ارتش این کشور به خاک لبنان مقاومت کردند. در همین حال، اسرائیل با استفاده از جنگنده‌ها، پهپادها، گلوله‌باران توپخانه‌ای و تخریب سیستماتیک خانه‌ها و روستاها، روند آوارگی گسترده مردم را با شدت بیشتر و بدون هیچ مجازاتی ادامه داد.

«آتش‌بس» فریبنده

«ج.» و خانواده‌اش، همانند ده‌ها هزار لبنانی دیگر، با آغاز «آتش‌بس» به زادگاه خود بازگشتند. اما خیلی زود روشن شد که اسرائیل حملات خود به مردم، شهرها و روستاهای جنوب لبنان را ادامه می‌دهد. کسانی که تازه به خانه‌های خود بازگشته بودند بار دیگر مجبور به فرار شدند. هر روز کشته‌های جدیدی گزارش می‌شد و خانه‌ها و منابع معیشت بیشتری از بین می‌رفت.

«ج.» و همسرش سال‌های زیادی در کشورهای حوزه خلیج فارس کار کرده بودند تا پس از بازگشت بتوانند در روستای خود خانه‌ای بسازند. آن‌ها تنها پس از خروج ارتش اشغالگر اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ به کشور بازگشتند؛ ارتشی که از سال ۱۹۸۲ مناطق زادگاهشان را در اشغال خود داشت و سرانجام توسط مقاومت لبنان، به‌ویژه حزب‌الله، مجبور به عقب‌نشینی شد. در آن زمان بسیاری از لبنانی‌هایی که در دوران اشغال به بیروت یا خارج از کشور گریخته بودند، به روستاهای خود در جنوب لبنان بازگشتند. آن‌ها روستاها را بازسازی کردند، مدرسه‌ها و درمانگاه‌ها ساختند و خانه‌های تازه‌ای بنا کردند تا نسل بعد بتواند خانواده‌های خود را تشکیل دهد.

«ج.» و همسرش نیز به روستای خود بازگشتند و در خانه‌ای ساکن شدند که با سال‌ها تلاش و پس‌انداز، در میان باغ‌های میوه و نزدیک ساحل دریا ساخته بودند. دختری نیز به دنیا آمد که هنوز با والدینش زندگی می‌کند. اما با وجود «آتش‌بس» رسمی، این خانواده دیگر در خانه زیبای خود احساس امنیت نمی‌کنند. شبانه‌روز صدای وزوز پهپادهای اسرائیلی بر فراز سرشان شنیده می‌شود و صدای انفجار بمب‌هایی که جنگنده‌های اسرائیلی در کوه‌های اطراف شهر بندری صور (Tyre) فرومی‌اندازند، اغلب به خانه آن‌ها نیز می‌رسد. در نهایت، «ج.» همراه دخترش به خانه خواهرش در روستای مجاور نقل مکان کرد. همسر او نیز بیشتر اوقات برای کار در بیروت به سر می‌برد.

فرصتی برای سوگواری نیست

«ج.» هنگام صحبت درباره هفته‌های گذشته کاملاً خسته به نظر می‌رسد. او با صدایی آرام می‌گوید: «ما زمانی برای عزاداری بر مردگانمان نداریم؛ در حالی که سنت ما چنین اقتضا می‌کند به گفته او، هر روزشان با ترس‌ها و پرسش‌های تازه‌ای همراه است؛ در باره اینکه چه باید بکنند و چگونه تصوری از آینده داشته باشند. برنامه‌ریزی برای آینده بسیار دشوار شده است. او اکنون خوشحال است که در کنار خواهرش زندگی می‌کند و می‌تواند با او خاطرات مادرشان را مرور کند. دخترش نیز رابطه خوبی با دخترخاله‌اش که تنها چند سال از او کوچک‌تر است دارد. در حالی که همسران دو خواهر در بیروت و شهری کوچک در نزدیکی آنجا مشغول به کار هستند، این دو به همراه دخترانشان روزها را در خانه سپری می‌کنند و اخبار را دنبال می‌کنند. «ج.» می‌گوید آن‌ها همواره نگران‌اند که اگر حملات هوایی اسرائیل نزدیک‌تر شود، بار دیگر مجبور خواهند بود فرار کنند. به همین دلیل نیز وسایل ضروری را همیشه در صندوق عقب خودروهایشان آماده نگه داشته شده است.

در یکی از دیدارهای دو خواهر با نویسنده ــ که سال‌هاست این خانواده را می‌شناسد ــ در حال صرف قهوه  درباره خسارت‌هایی است که سایر اعضای خانواده متحمل شده‌اند صحبت می کنند. داماد یکی از برادرشوهرهای «ج.» با پس‌اندازی که طی سال‌ها کار در خارج از کشور جمع کرده بود، در نزدیکی شهر نبطیه دو خانه ساخته بود؛ یکی برای خود و خانواده‌اش و دیگری برای اجاره دادن. اکنون هر دو خانه در اثر بمباران اسرائیل ویران شده‌اند. «ج.» با اندوه می‌گوید: «همین‌طور بی‌دلیل نابود شدند، چرا؟! او هر دو خانه را بسیار زیبا و مدرن ساخته بود. هزینه ساختشان بسیار زیاد بود. تمام پس‌انداز عمرش را از دست داد. چرا؟

در جریان جنگ سال ۲۰۲۴ نیز یکی دیگر از بستگانشان ؛ زمانی که نیروی هوایی اسرائیل شرکت تجهیزات ساختمانی او را بمباران کرد تمام دارایی خود را از دست داد. تمام بیل‌های مکانیکی، جرثقیل‌ها و خودروهای حمل‌ونقل در آن حمله نابود شدند. ماشین‌آلات سوخته هنوز هم در محوطه شرکت به جا مانده‌اند؛ گویی یادآور دائمی ویرانی‌هایی هستند که اسرائیل در لبنان بر جای گذاشته است. صاحب این شرکت پول کافی برای انتقال این ماشین‌آلات را ندارد. تجهیزات ساختمانی که توسط اسرائیل نابود شده‌اند، دیگر برای آواربرداری و بیرون آوردن اجساد از زیر خرابه‌ها در دسترس نیستند. پاسخی برای این پرسش که چرا اسرائیل اموال و دارایی‌های مردم را نابود می‌کند وجود ندارد. اسرائیل مدعی است که زیرساخت‌های حزب‌الله را هدف قرار می‌دهد؛ اما همه در لبنان می‌دانند که این ادعا واقعیت ندارد.

مرگ حاج محمد حسین حربی

ابوحسین، حاج محمد حسین حربی، سوار بر موتورسیکلت خود. او تمام عمرش کشاورز بوده و هنگام مرگ نیز کشاورز بود...

سپس خواهر «ج.» از مرگ پدرشوهرش سخن می‌گوید؛ حادثه‌ای که تمام خانواده و بسیاری از مردم منطقه را تحت تأثیر قرار داد. روز ۱۵ آوریل بود که ابوحسین، پدر حسین، با موتورسیکلت خود راهی شد تا از مزرعه گندم و درختان میوه‌اش سرکشی کند. حاج محمد حسین حربی در سال ۱۹۳۴ به دنیا آمده بود؛ زمانی که هنوز کشوری به نام اسرائیل وجود نداشت. او در تمام طول زندگی کشاورز بود و حتی در سالخوردگی نیز به کشت گندم و رسیدگی به درختان میوه ادامه می‌داداو در یکی از ویدئوهای کوتاه خود گفته بود: «کشاورز همان‌گونه که از فرزندانش مراقبت می‌کند، از زمین‌هایش نیز مراقبت می‌کندابوحسین به نبیه بری و جنبش امل، قدیمی‌ترین سازمان سیاسی که برای شیعیان جنوب لبنان شکل گرفته بود اعتماد داشت.

بعدازظهر آن چهارشنبه، ابوحسین با موتورسیکلت خود در جاده ساحلی به سمت جنوب حرکت می‌کرد. مزرعه گندم او تنها چند کیلومتر دورتر بود. او پهپاد اسرائیلی را که او را تعقیب و زیر نظر داشت نشنید؛ پهپادی که سرانجام موشکی به سوی او شلیک کرد. این مرد ۹۲ ساله کشته شد و موتورسیکلتش در آتش سوخت.

هنگامی که پیکرش پیدا شد، امدادگران دریافتند که بدن او به سه قسمت تقسیم شده است. آنان اجازه ندادند پسر ارشدش برای شناسایی پدر نزدیک شود، زیرا چهره او دیگر قابل تشخیص نبود. حاج محمد حسین حربی به عنوان یکی از سالمندان و بزرگان روستایش، فراتر از مرزهای روستا نیز شناخته شده بود. او همواره از جنبش امل حمایت می‌کرد، برای همزیستی مسالمت‌آمیز تلاش داشت و در تمام عمر خود هرگز سرزمینش را ترک نکرد.

در پیام تسلیت و قدردانی خانواده، تصویری از ابوحسین دیده می‌شود که شال جنبش امل را با تصویر نبیه بری بر گردن دارد. در این متن آمده است که «خانواده بزرگ شهیدان شهر صرافند» در سوگِ «شهید خیانت صهیونیستی»، نشسته‌اند خانواده ی او از پیام تسلیت نبیه بری که از درد و اندوه آنان کاسته بود قدردانی کرده‌اند. همچنین از پیام رهبری جنبش امل، فراکسیون توسعه و آزادی، شورای عالی اسلامی شیعیان و نیز ساکنان صرافند و دیگر روستاها و شهرهای لبنان به خاطر همدردی و حمایتشان تشکر کرده‌اند. خانواده او همچنین از همه کسانی که محبت و احترام خود را نسبت به این شهید، زندگی و خدمات او ابراز کرده‌اند سپاسگزاری کرده‌، دعا کرده‌اند که هیچ‌کس گرفتار بلا و مصیبت نشود. این پیام با جمله‌ای پایان می‌یابد که در فرهنگ اسلامی هنگام سوگواری رایج است: «ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم

مدفون در زیر آوار

تنها چند روز پس از مرگ خشونت‌بار ابوحسین، نویسنده در ۱۸ آوریل پیامی از سازمان حقوق زنان «ورده بطرس» دریافت می‌کند. نام این سازمان برگرفته از «ورده بطرس»، کارگری است که در سال ۱۹۴۶، اندکی پس از استقلال رسمی لبنان و پایان قیمومت فرانسه، در اعتصاب برای مطالبه هشت‌ساعت کار در روز شرکت کرده بود. او در کارخانه‌ ی تولید تنباکوئی کار می‌کرد که مالک آن یک فرانسوی بود. وزیر کشور وقت برای سرکوب اعتصاب ارتش را فراخواند. سربازان به سوی اعتصاب‌کنندگان تیراندازی کردند و ورده بطرس که در صف اول ایستاده بود کشته شد.

امروزه سازمان ورده بطرس در دوران جنگ و صلح از زنان حمایت می‌کند. این سازمان خشونت علیه زنان را محکوم کرده، به خانواده‌ها و زنان آواره داخلی کمک می‌رساند و در حال حاضر از خانواده‌های ساکن پناهگاه‌های اضطراری در بیروت و صور نیز پشتیبانی می‌کند. در پیامی که در ۱۸ آوریل منتشر شد، این سازمان از زن جوانی سخن گفت که برای فرار از حملات اسرائیل به محله‌های جنوبی بیروت، در منطقه «عین المریسه» که محله‌ای قدیمی و آرام در کنار دریاست پناه گرفته بود. اما در روز ۸ آوریل، که از آن به عنوان «چهارشنبه سیاه» یاد می‌شود، نیروی هوایی اسرائیل حمله گسترده‌ای را علیه لبنان آغاز کرد و بیروت نیز از این حملات در امان نماند. در عرض تنها ده دقیقه، بیش از صد بمب فرو ریخته شد. پناهگاه این زن جوان در عین المریسه نیز هدف قرار گرفت.


زهراء عبود ۲۶ ساله بود. محل پناه گرفتن او در بخش قدیمی بیروت بمباران شد. بدنش متلاشی شد و زیر آوار مدفون ماند. (عکس شخصی)

زهراء عبود از روز ۸ آوریل مفقودالاثر محسوب می‌شد تا اینکه سرانجام بخشی از پیکر او پیدا و به بیمارستان منتقل شد، اما بخش دیگر بدنش همچنان زیر آوار ناپدید ماند. همچنین دو کودک دیگر نیز پیدا نشدند. زمانی که عملیات جست‌وجو متوقف و قرار بود آواربرداری آغاز شود، صاحب ساختمان اعلام کرد تا زمانی که اجساد مفقودشده پیدا نشوند، هیچ اقدامی برای تخریب یا جابه‌جایی ساختمان انجام نخواهد شد.

اسرائیل نه به زندگی دیگران احترام می‌گذارد و نه به مرگ آنان

ناتوانی در بیرون آوردن اجساد از زیر آوار، بار سنگینی بر دوش بازماندگان آنهاست. بر اساس باورهای اسلامی، برای آرامش مردگان باید هرچه سریع‌تر دفن شوند. اما هنگامی که اجساد زیر خرابه‌ها مدفون باشند یا در اثر انفجار سلاح‌های جدید به‌شدت متلاشی شده و قابل شناسایی نباشند، لازم است با آزمایش‌های دی‌ان‌ای، مرگ آنان تأیید و امکان دفن بقایای پیکر فراهم گردد. بازماندگان برای سوگواری مطابق باورهای دینی و به خاک سپردن عزیزانشان به زمان نیاز دارند.

در شرایط جنگی چنین امری ممکن نیست؛ همان‌گونه که پیش‌تر نیز ویرانی‌های گسترده در نوار غزه نشان داد. تا امروز بیش از ده هزار نفر در غزه مفقودالاثر هستند. ممکن است آنان زیر آوارهایی مدفون باشند که توسط بولدوزرها با خاک یکسان شده‌اند. زمین‌هایی که توسط نیروهای اشغالگر اسرائیلی تصرف و به پایگاه‌های نظامی تبدیل شده‌ و ساکنان اصلی آن مناطق با زور سلاح از دسترسی به آن‌ها محروم شده‌اند.

اسرائیل نه به زندگی مردم در سرزمین‌هایی که قصد اشغال آن‌ها را دارد احترام می‌گذارد و نه به مردگانی که مسئول مرگشان بوده است. در اواخر مارس ۲۰۲۶، پس از کشته شدن سه سرباز اندونزیایی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیفیل)، ارتش اسرائیل مانع انتقال و تخلیه آنان توسط نیروهای سازمان ملل شد و این عملیات تنها بیش از ۲۴ ساعت بعد امکان‌پذیر گشت. همچنین یک خانواده سوری که با خودرو در حال فرار از یکی از روستاهای جنوب لبنان بودند، در حمله هوایی اسرائیل کشته شدند. نیروهای امدادی لبنان نتوانستند اجساد آنان را بازیابی کنند، زیرا اسرائیل با تهدید نظامی مانع دسترسی به محل حمله شده بود. با استفاده از آنچه «حملات دوگانه» نامیده می‌شود، ارتش اسرائیل ابتدا در حمله‌ای نخست افراد یا خودروها را هدف قرار می‌دهد و سپس هنگامی که امدادگران و نیروهای دفاع مدنی برای کمک به قربانیان وارد محل می‌شوند، در حمله‌ای دوم آنان را نیز هدف قرار می‌دهد. ارتش اسرائیل در حمله نخست افراد را هدف قرار می‌دهد یا خودروها را نابود می‌کند. سپس هنگامی که امدادگران یا نیروهای دفاع مدنی برای کمک به قربانیان وارد عمل می‌شوند، در حمله‌ای دوم خودروهای آنان نیز هدف قرار گرفته و کشته می‌شوند.

قتل هدفمند روزنامه‌نگار لبنانی امل خلیل در ۲۲ آوریل در جنوب لبنان توسط اسرائیل هنگامی علنی شد که او پیش از مرگش، ارتش لبنان، نیروهای یونیفیل، تحریریه محل کارش و اعضای خانواده‌اش را از تعقیب شدن توسط پهپادهای اسرائیلی آگاه کرده بود. او گزارش داده بود که خودرویی که همراه همکارش زینب فرج با آن سفر می‌کردند نابود شده و آن دو تلاش کرده‌اند در خانه‌ای پناه بگیرند. اسرائیل مانع تخلیه و انتقال این دو روزنامه‌نگار شد و سپس خانه‌ای را که در آن پناه گرفته بودند بمباران کرد. زینب فرج با جراحات شدید توسط امدادگران منتقل شد؛ آمبولانسی که او را حمل می‌کرد نیز هدف تیراندازی قرار گرفت. پیکر امل خلیل تنها در ساعات پایانی شب پیدا شد زمانی که دیگر جان باخته بود. رسانه‌ها ساعت‌ها تعقیب این دو روزنامه‌نگار توسط نیروهای اسرائیلی را دنبال می‌کردند. سیاستمداران و سازمان‌های مختلف از اسرائیل خواستند اجازه انتقال و نجات آنان را بدهد. اما به روایت نویسنده، اسرائیل قصد حذف این روزنامه‌نگاران را داشته است؛ زیرا نمی‌خواسته شاهدان ویرانی‌های جنوب لبنان زنده بمانند. عاملان این اقدامات همچنان بدون مجازات باقی مانده‌اند. نه ایالات متحده و نه آلمان ارسال سلاح به اسرائیل را متوقف نکرده‌اند و حتی سفیران اسرائیل نیز برای توضیح احضار نشده‌اند. در سطح اتحادیه اروپا نیز آلمان مانع تعلیق توافق‌نامه همکاری میان اتحادیه اروپا و اسرائیل شده است

. شورای امنیت سازمان ملل سکوت کرده است. همچنین مشخص نیست که آیا دولت لبنان، که مسئول حفاظت از شهروندان خود است، این اقدامات اسرائیل را در سازمان ملل متحد یا در دادگاه کیفری بین‌المللی پیگیری خواهد کرد یا خیر. دادگاه کیفری بین‌المللی که از جمله برای بنیامین نتانیاهو حکم بازداشت صادر کرده بود، از سوی ایالات متحده با تحریم‌هایی مواجه شد؛ زیرا به گفته واشنگتن، منافع آمریکا و اسرائیل را به خطر انداخته بود.

 هیچ جای امنی وجود ندارد

در مسیر جاده صیدا–نبطیه، روستای «مصیله» قرار دارد که به ساخت مجسمه‌های مسیحی شهرت دارد.

در ۲۸ آوریل، نویسنده به نبطیه سفر می‌کند. در این استان، روستاهای مسیحی و شیعه‌نشین در کنار یکدیگر قرار دارند. در امتداد بزرگراهی که شهر بندری صیدا را به نبطیه متصل می‌کند، روستای مصیله واقع شده است؛ روستایی که به خاطر مجسمه‌های مسیحی تولیدشده در آن شناخته می‌شود. سالن بزرگ فروش این آثار بسته است، اما مجسمه‌ها همچنان بر روی دیواری در کنار جاده ردیف شده‌اند؛ گویی رهگذران را خوشامد می‌گویند و برای آنان سفری امن آرزو می‌کنند.

اطراف نبطیه نانوایی «یونس» در یک حمله هوایی اسرائیل نابود و کاملاً در آتش سوخته است.

اما هرچه به نبطیه نزدیک‌تر می‌شویم، ابعاد ویرانی آشکارتر می‌شود. کارگاه‌ها و مغازه‌های کنار جاده متروکه‌اند و در دو سوی مسیر، خانه‌های بمباران‌شده منظره‌ای از تندیس‌های عجیب و غریب ساخته‌شده از آوار را پدید آورده‌اند.
ساختمان بزرگ نانوایی یونس هنوز پابرجاست، اما کاملاً سوخته و ساختمان مجاور آن به تلی از خرابه تبدیل شده است.

نبطیه، مرکز اداری استان جنوبی لبنان با همین نام، به شهری متروک شباهت دارد. ساختمانی دولتی که دو هفته پیش، در ۱۰ آوریل، مستقیماً هدف جنگنده‌های اسرائیلی قرار گرفته بود و اکنون به ویرانه‌ای سوخته تبدیل شده است. این ساختمان مقر محلی نیروهای امنیتی لبنان بود که معمولاً در کنار مواضع ارتش لبنان فعالیت می‌کنند  در این حمله هوایی، ۱۳ افسر و سرباز کشته شدند. رئیس‌جمهور لبنان، جوزف عون، در بیانیه‌ای رسمی این حملات را محکوم کرد و اعلام داشت که حتی حمله به نهادهای دولتی لبنان نیز مانع دفاع این کشور از حاکمیت خود نخواهد شد. اما به گفته نویسنده، دولت لبنان ابزار چندانی جز صدور بیانیه در اختیار ندارد. تصاویر ۱۳ عضو کشته‌شده نیروهای امنیتی در میان دیوارهای سوخته و خرابه‌ها نصب شده‌اند. بالای سر آن‌ها اسکلت سقفی فروریخته دیده می‌شود و زمین از گلبرگ‌های مصنوعی سفید پوشیده شده است. همراه نویسنده می‌گوید: «آن‌ها همکار، دوست، پسر، همسر، برادر و پدر بودند. این دولت نمی‌تواند کسی را در اینجا از اسرائیل محافظت کند

در حاشیه نبطیه، بر فراز تپه‌ای، بیمارستان «النجده» وابسته به جمعیت همبستگی مردمی لبنان قرار دارد  این سازمان در دوران جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰) تأسیس شد و بازوی امدادی حزب کمونیست لبنان بود. هدف آن ارائه خدمات درمانی به مردم مناطق روستایی و شهرهای کوچک بود و فعالیت‌هایش عمدتاً از طریق کمک‌های مردمی تأمین می‌شد. در جریان پیشروی ارتش اسرائیل به سوی بیروت در سال ۱۹۸۲، یکی از بنیان‌گذاران این سازمان، پزشکی به نام حکمت الامین، در یک حمله هوایی کشته شد. بیمارستان نبطیه به یاد او نام‌گذاری شده است.


 نبطیه، مونا ابو زید و دکتر شفیق فوعانی، بیمارستان همبستگی مردمی

 در جنگ سال ۲۰۲۴، این مرکز درمانی با کمک سازمان‌ها و افراد مختلف از خارج کشور توانست به فعالیت خود ادامه دهد. اما در جنگ کنونی ــ که به طور رسمی «آتش‌بس» نامیده می‌شود ــ این حمایت‌ها بسیار کاهش یافته است.مونا ابوزید، مدیر بیمارستان، می‌گوید: «اکنون ما عملاً مانند یک بیمارستان صحرایی کار می‌کنیم  او از کمبود خواب و فشار شدید کاری سخن می‌گوید. به گفته وی، ۹۵ پرستار، پزشک و کادر درمانی در خود بیمارستان زندگی می‌کنند تا هر لحظه آماده خدمت باشند. او توضیح می‌دهد: «بسیاری از کارکنان حتی نمی‌توانند به روستاها یا خانه‌هایشان بازگردند، چون یا زیر آتش هستند یا ویران شده‌‌اند  . »همه کارکنان داوطلبانه در بیمارستان مانده‌اند و کسی مجبور به ماندن نیست. با این حال منابع مالی بیمارستان نسبت به دو سال قبل بسیار کاهش یافته و برخی از کارکنان برای یافتن درآمد بهتر به بیمارستان‌های بیروت یا صیدا رفته‌اند. مونا ابوزید می‌گوید: «ما این موضوع را درک می‌کنیم او وضعیت منطقه را چنین توصیف می‌کند:

  پهپادها و جنگنده‌ها هر روز در آسمان دیده می‌شوند و گلوله‌باران توپخانه‌ای نیز ادامه دارد. تمام مجروحانی که به بیمارستان منتقل می‌شوند قربانی حملات پهپادی، توپخانه‌ای یا هوایی هستند. به گفته او، برخی از جراحات ناشی از مهمات خوشه‌ای یا فسفر هستند؛ سلاح‌هایی که به گفته کارکنان بیمارستان توسط ارتش اسرائیل استفاده می‌شوند. پس از انتقال مجروحان، ابتدا باید خونریزی آنان متوقف شود و زخم‌های شدید ناشی از ترکش‌های فلزی موشک‌ها درمان اولیه گردد. در بسیاری از موارد قطع عضو ضروری است. دو بیمار نیز به بیمارستان منتقل شده بودند که سرشان در اثر اصابت قطعات فلزی تیز جدا شده بود.

دکتر شفیق فوعانی، مدیر پزشکی بیمارستان، می‌گوید هنوز مشخص نیست چه نوع مهماتی چنین جراحاتی ایجاد می‌کنند. او نمونه‌ای را شرح می‌دهد: «چندی پیش خانواده‌ای چهار نفره را داشتیم که خودروی آنان توسط یک پهپاد هدف قرار گرفته بود. هر دو والدینی که در صندلی‌های جلو نشسته بودند کشته شدند، اما دو کودک هفت و نه ساله که در صندلی عقب بودند هیچ آسیبی ندیدند او می‌افزاید: «برای ما روشن نیست که چه نوع سلاح‌هایی باعث این نوع جراحات و مرگ‌ها می‌شوند. پس از هر حمله باید بسیار سریع عمل کنیم. هنگامی که مجروحان را به اینجا می‌آورند، ابتدا وضعیتشان را تثبیت می‌کنیم تا سپس به مراکز درمانی دیگر منتقل شوند ... سپس برای ادامه درمان به صیدا یا بیروت منتقل شوند. او می‌گوید: «ما جراحان متخصصی در اختیار نداریم که بتوانند جراحی‌های ارتوپدی، عروق، قفسه سینه یا قلب و عروق انجام دهند گاهی سازمان پزشکان بدون مرز (MSF) به کمک آنان می‌آید. پزشکان متخصص از بیروت اعزام می‌شوند و می‌توانند برخی از مجروحان را در همان محل جراحی کنند. به گفته او، این کمک بسیار ارزشمند است.

بیمارستان همبستگی مردمی در نبطیه علاوه بر همکاری با پزشکان بدون مرز، با سازمان‌های امدادی دیگری نیز همکاری دارد؛ از جمله صلیب سرخ لبنان، سازمان دفاع مدنی لبنان و نهادهای امدادرسان وابسته به برخی جریان‌های سیاسی لبنان مانند جنبش امل و حزب‌الله. به گفته مسئولان بیمارستان، امدادگران و خودروهای امدادی هنگام اعزام برای انتقال قربانیان حملات اسرائیل، بارها هدف حملات جنگنده‌ها و پهپادهای اسرائیلی قرار می‌گیرند.

در پاسخ به این پرسش که آیا حملات و نوع مهمات مورد استفاده ثبت و مستندسازی می‌شود یا نه، دکتر شفیق فوعانی با حالتی ناامیدانه پاسخ می‌دهد: «برای چه کسی باید مستندسازی کنیم؟ برای دادگاه کیفری بین‌المللی؟ قضاتی که علیه نتانیاهو حکم بازداشت صادر کردند، از سوی آمریکا تحریم شدند. آیا کشوری در اروپا به این موضوع اهمیت می‌دهد؟ آیا کسی به آنچه اینجا اتفاق می‌افتد توجه می‌کند؟» او می‌گوید که از کشورهای اروپایی حمایت چندانی دریافت نمی‌کنند. تنها کسانی که همواره در کنار آنان بوده‌اند، دوستان و همکارانی از کاتالونیا هستند. گاهی پیام‌هایی از آلمان یا فرانسه دریافت می‌کنند که در آن‌ها از وضعیتشان پرسیده می‌شود و برایشان آرزوی استقامت می‌کنند. دکتر فوعانی با آهی عمیق می‌گوید: «ما چه باید بگوییم؟»

 توقف ماشین مرگ

مرکز درمانی «النجده» وابسته به جمعیت همبستگی مردمی لبنان در شهر صور، پس از یک حمله هوایی اسرائیل. به طور رسمی آتش‌بس برقرار است...(عکس خصوصی)

روز جمعه ۱۵ مه، رسانه‌ها گزارش دادند که در واشنگتن با تمدید ۴۵ روزه «آتش‌بس» در لبنان موافقت شده است. اما هم‌زمان از لبنان خبرهایی درباره حملات هوایی جدید اسرائیل به جنوب کشور منتشر شد. بعدازظهر همان روز، نویسنده پیامی از دکتر مهدی، یکی از پزشکان مؤسسه النجده، دریافت می‌کند. او دو عکس ارسال کرده است که مرکز درمانی النجده در شهر بندری صور را نشان می‌دهند. یکی از عکس‌ها ساختمان مرکزی را پیش از حمله و عکس دیگر آن را پس از حمله هوایی اسرائیل نشان می‌دهد؛ حمله‌ای که در جریان آن این مرکز تقریباً به طور کامل ویران شده است. در بیانیه‌ای که از سوی النجده منتشر شده، حملات اسرائیل محکوم شده و آمده است که این حملات اکنون تنها متوجه «غیرنظامیان بی‌دفاع، خانه‌های مسکونی، بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، نیروهای امدادی و دفاع مدنی و همچنین روزنامه‌نگارانی است که برای رساندن حقیقت جان خود را به خطر می‌اندازند در این بیانیه آمده است که اسرائیل دیگر هدفی جز این ندارد و هدف واقعی آن «نابودی همه پایه‌های مقاومت و زندگی در لبنان از طریق هدف قرار دادن نهادهای بشردوستانه، پزشکی و امدادی است؛ نهادهایی که به پناهگاهی برای مجروحان و شهروندان بی‌گناه تبدیل شده‌اند در ادامه بیانیه، حمله به مرکز النجده در صور به عنوان «حمله‌ای عمدی و از پیش برنامه‌ریزی‌شده» توصیف شده که متوجه تمام کسانی است که تلاش می‌کنند زخم‌های مردم را درمان کرده و توان مقاومت آنان را در این شرایط فاجعه‌بار تقویت کنند. النجده تأکید می‌کند که مردم لبنان تسلیم نخواهند شد و «استوار خواهند ماند و از حق خود برای زندگی و کرامت انسانی دفاع خواهند کرد، هرچند هزینه‌ها و قربانیان بسیار سنگین باشد

این سازمان در فراخوانی خطاب به «افکار عمومی لبنان، جهان عرب و جامعه بین‌المللی و همچنین همه سازمان‌های بشردوستانه، حقوق بشری و پزشکی» خواستار اعتراض به این اقدامات و جلوگیری از ادامه حملات علیه امدادگران و افرادی شده است که به مردم کمک می‌کنند. در پایان این فراخوان آمده است: «ماشین کشتار و ویرانی باید متوقف شود

بر اساس آمار وزارت بهداشت لبنان در ۱۷ مه، از زمان آغاز دوباره جنگ در اوایل مارس، در حملات اسرائیل ۲٬۹۸۸ نفر کشته و ۹٬۲۱۰ نفر زخمی شده‌اند. همچنین ۱۲۸ مرکز درمانی به طور هدفمند تخریب شده و ۱۰۷ نفر از کارکنان بخش بهداشت و امدادگران جان خود را از دست داده‌اند. به گفته این گزارش، این آمار هر روز در حال افزایش است.

«ما عدد نیستیم» شعاری است که فلسطینیان بارها تکرار کرده‌اند؛ و به گفته نویسنده، این سخن درباره لبنانی‌ها نیز صدق می‌کند. هر کودک، هر زن و هر مرد ــ فارغ از سن و سال ــ از حق برابر برای برخورداری از «کرامت و ارزش شخصیت انسانی، برابری حقوق و شرایط زندگی‌ای که در آن عدالت و احترام به تعهدات ناشی از پیمان‌ها و سایر منابع حقوق بین‌الملل رعایت شود» برخوردار است. (برگرفته از مقدمه منشور سازمان ملل متحد)

(تحریریه) تمامی عکس‌هایی که با عنوان «خصوصی» مشخص نشده‌اند، اثر کارین لوکفلد هستند.