Maps Cartes Mapas نقشه ها خرائط

2-M | 5º aniversario de la movilización en Madrid por los presos políticos saharauis: cinco años sin respuestas

El próximo lunes 2 de marzo se cumplen cinco años de concentraciones semanales ante el Ministerio de Asuntos Exteriores, en la Plaza de la Provincia (Madrid), para denunciar la situación de los presos políticos saharauis encarcelados en Marruecos y exigir al Gobierno español que asuma su responsabilidad política y jurídica ante esta vulneración continuada de derechos fundamentales.
Affichage des articles triés par date pour la requête حمید بهشتی. Trier par pertinence Afficher tous les articles
Affichage des articles triés par date pour la requête حمید بهشتی. Trier par pertinence Afficher tous les articles

21/02/2026

ترجمه های تلاکسکالا 20 سال بعد

فاوستو جودیچه، 21 فوریه 2026

ترجمه‌شده توسط حمید بهشتی

۲۱ فوریهٔ ۲۰۰۶، تاریخی بود که برای راه‌اندازی وب‌سایت تلاکسکالا (در آن زمان  tlaxcala.es) انتخاب شد. ماجرا در سپتامبر ۲۰۰۵ آغاز شده بود. مانوئل تالنز، نویسنده و پزشک اسپانیایی مقیم والنسیا و مسئول ترجمه‌ها در وب‌سایت  rebelion.org، مصاحبه‌ای طولانی با گیلاد اطمون، ساکسوفون‌نواز و نویسندهٔ جاز، اسرائیلی سابق و ضدصهیونیست، انجام داده بود. پس از آنکه از گیلاد پرسید آیا کسی را می‌شناسد که نسخهٔ انگلیسی مصاحبه را بازبینی کند، او را با یک نویسندهٔ فعال آمریکایی مقیم ایتالیا آشنا کرد. سپس، به درخواست مانوئل مبنی بر اینکه آیا کسی را می‌شناسد که مصاحبه را به فرانسوی ترجمه کند، این نوازنده جاز او را با من در تماس گذاشت. من در آن زمان با یک وب‌سایت اسلامی همکاری می‌کردم و دو سال بود که برای سازماندهی کار ترجمه برای آن سایت تلاش می‌کردم. در آن زمان، اینترنت هنوز دنیایی بخش‌بندی‌شده بود؛ ۹۹٪ سایت‌ها و وبلاگ‌ها تنها به یک زبان منتشر می‌شدند. زبان انگلیسی سلطه‌ای قاطع داشت.

پس از برقراری تماس، ما سه نفر شروع به بحث دربارهٔ امکانات و چشم‌اندازهای سازمان‌دهی یک شبکهٔ فراملی مترجمان کردیم. هر یک از ما با چند مترجمی که با آن‌ها کار می‌کردیم تماس گرفتیم. ما حدود بیست نفر بودیم. توافق کردیم منشوری بنویسیم تا پروژهٔ خود را توضیح دهیم؛ پروژه‌ای که هدف اصلی‌اش مبارزه با تسلط زبان انگلیسی در وب بود و در عین حال به انگلیسی‌زبانان، که معمولاً تک‌زبانه هستند، امکان می‌داد به متون نوشته‌شده به زبان‌های دیگر دسترسی پیدا کنند تا از محدودهٔ دید خود فراتر روند. در ژانویهٔ ۲۰۰۶ منشور ما آماده شد. از طراحان گرافیک اسپانیایی و یک توسعه‌دهنده خواستیم وب‌سایتی چندزبانه متناسب با خواست‌هایمان طراحی کنند

در پاسخ به این سؤال که وب‌سایت‌مان را چه زمانی راه‌اندازی کنیم، من تاریخ ۲۱ فوریه را پیشنهاد دادم تا شبکه‌مان را تحت حمایت سه‌گانه ژنرال آگوستو سندینو، میساگ مانوشیان و مالکوم ایکس قرار دهیم؛ هر سه در روز ۲۱ فوریه در سال‌های ۱۹۳۴، ۱۹۴۴ و ۱۹۶۵ به قتل رسیدند.

تعداد ما که در آغاز حدود بیست نفر بود، دو سال بعد به صد نفر رسید. از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۱، حدود ۲۵۰ نفر با ما همکاری کردند؛ برخی فقط برای مدتی کوتاه و برخی دیگر به طور منظم. تعداد زبان‌های ما از شش زبان به پانزده زبان افزایش یافت؛ از اسپارانتو تا چینی، و از جمله تامازیکیت و صربوکرواتی. در پانزده سال اول، حدود ۷۰٬۰۰۰ سند منتشر کردیم.

درگذشت مانوئل در سال ۲۰۱۵ ضربه‌ای شدید به تلاکسکالا وارد کرد که هرگز از آن بهبود نیافتیم. سپس در سال ۲۰۲۱، فاجعه دیگری رخ داد: وب‌سایت دوم ما (tlaxcala-int) یک شبه ناپدید شد و ارائه‌دهنده میزبانی فرانسوی ما به سؤالاتمان با سکوت سنگین پاسخ داد. این گمان که این یک اقدام سانسور بود که از سوی افراد همیشگی درخواست شده بود، هرگز تأیید نشد. بنابراین ما به انتشار مطالب خود در وبلاگی ادامه دادیم که چند سال قبل، زمانی که هکرها سایت‌های ما را با تبلیغات ویاگرا پر کرده بودند و توسعه‌دهنده ما چند هفته برای پاکسازی آن زمان صرف کرد، ایجاد کرده بودیم.

امروز در چه وضعیتی هستیم؟

در سال‌های ۲۰۰۵-۲۰۰۶، چندزبانگی در وب عملاً وجود نداشت. بیست سال بعد، نیویورک تایمز بخشی از مقالات خود را به زبان‌های چینی، عربی، کریول و فرانسوی منتشر می‌کند؛ ال پایس نیز به زبان‌های انگلیسی و پرتغالی منتشر می‌کند و حتی لو موند برخی از مقالات خود را به انگلیسی ترجمه می‌کند. وب‌سایت‌های بی‌شماری اکنون چندزبانه هستند، از پراودا یا راشا تودی گرفته تا گروه‌های سیاسی فراملی، چه تروتسکیست، چه محیط‌ زیست‌گرا، چه آنارشیست، یا صرفاً ضد سرمایه‌داری.

تغییر بزرگ در دو یا سه سال اخیر با انفجار هوش مصنوعی رخ داده است. از گوگل ترنسلیت که پس از سال‌های اولیه فاجعه‌بار به تدریج بهبود یافت، تا دیپ‌ال (Deepl)، شماره یک «با کیفیت آلمانی» Deutsche Qualität ، ما به چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT)، دپ‌سیک (DeepSeek) و دیگر کلودها (claude) رسیده‌ایم. بنابراین سؤال این است: آیا می‌توانیم برای ترجمه از انسان‌ها صرف‌نظر کنیم؟ پاسخ من نه، نه و نه است.

   ۱. هوش مصنوعی هنوز هم اشتباه می‌کند، حتی زمانی که دچار توهم نمی‌شود.

    ۲. هوش مصنوعی آشکارا هیچ رابطه انسانی‌ای ندارد، نه با نویسندگان و نه با خوانندگان.

    ۳. هوش مصنوعی ترجمه می‌کند اما تفسیر نمی‌کند. با این حال، ترجمه کردن، همان‌طور که خوزه مارتین گفت، «ترانس‌پنسار» (transpensar)، یعنی انتقال اندیشه.

شبکه تلاسکالا اکنون فقط به‌صورت مجازی وجود دارد. اما ما همچنان مشتاقانه از مویکان‌ها هستیم که مبارزه با دیوارها را ادامه می‌دهیم، حتی‌الممات، حتی‌النصر (تا مرگ، تا پیروزی).

    در ادامه، متنی باشکوه از دوستمان سانتیاگو آلبا ریکو، منتشرشده در ۲۱ فوریه ۲۰۰۶.

تلاکسکالا در مقابل بی‌همتا یا چگونه یک بره را ترجمه کنیم

سانتیاگو آلبا ریکو،  ۲۱ فوریه ۲۰۰۶

همیشه برایم عجیب بوده که برای نواختن پیانو، خودِ پیانو لازم است؛ آن دایناسور چوبی‌ای که باید با هر دو دستت بهش بکوبی؛ همان‌طور که برایم عجیب است که هیچ‌کس عجیب نمی‌داند که برای ترجمهٔ متنی از زبانی به زبان دیگر، نیازی به جرثقیل و قرقره، طناب و اهرم نیست تا تمام آن وزن را از زمین بلند کنی. در زبان‌هایی که می‌شناسم، و همه‌شان را هم به‌خوبی نمی‌دانم، «ترجمه‌کردن» (tradurre, traduire, traduzir, translate, übersetzen) یادآور عمل کاملاً فیزیکی جابه‌جایی یک بار، حمل یک بسته، انتقال و بلندکردن و قرار دادن یک پیانوی بزرگ در جای دیگری است. همچنین در زبان عربی، فعل «ترجَم» که واژه‌های اسپانیایی «trujimán» یا «truchimán» یا «dragomán» از آن گرفته شده‌اند، با «نقَل» که به معنای واقعی کلمه «حمل کردن» است، هم‌خانواده است. حرف «قاف» گلوگاهی و محوری این واژه، تصویر بسیار محکمی از یک کامیون پر از پرتقال را تداعی می‌کند. فکر می‌کنم اعضای گروه تلاسکالا اگر من آنها را به عنوان رانندگان کامیون یا باراندازان (زن و مرد) مستحکمی تصور کنم که ماهیت اجتماعی هم وسیله نقلیه و هم مواد انفجاری‌ای را که حمل می‌کنند می‌پذیرند و به آن افتخار می‌کنند، احساس ناراحتی نخواهند کرد.

   بادی که بذر را حمل می‌کند و مزرعه بایر آن سوی حصار را گرده‌افشانی می‌کند، مترجم گندم است!

    رودخانه‌ای که آب، قایق‌ها و گل‌ولای را از کشوری به کشور دیگر می‌برد، بی‌آنکه در مرزها خشک شود، مترجم زندگی است!

    لبان شتابان که آب دهان را به لب معشوق می‌رساند، مترجم آتش است!

    آجرچی که آجرها را برای ساختن خانه‌ای حمل می‌کند، مترجم تلاش است!

    باربر اسکله که گونی‌ها را بار می‌زند، معدنچی‌ای که واگن را هل می‌دهد، کارگر کارخانه‌ای که با زحمت پارچه را دگرگون می‌کند، مترجمان قدرت اسیرند!

    پیام‌رسان مبارز، اطلاعات‌رسان مخفی، دانشجوی توزیع‌کننده روزنامه خشمگین، مترجمان مرزند!

    دهقانِ حمل‌کننده سلاح به سیِّرا ماستراهای این سیاره، مترجم قوم خویش است!

شاعری که نام‌های عام یک امکان پیش‌بینی‌نشده را حمل می‌کند، مترجم آینده است!

اما به همین دلیل، و بالعکس، تلاکسکالا، کلونی مترجمان، فالانستری افعال، باد است، رودخانه است، ترشحات دهان است، آجر است، باربر بندر است، معدنچی است، کارگر کارخانه مونتاژ است، کشاورز است، مبارز است، شاعر است.


سه راز وجود دارد. اول: ما سخن می‌گوییم. دوم: ما زبان‌های متفاوتی صحبت می‌کنیم. سوم: ما می‌توانیم آن‌ها را ترجمه کنیم. از میان این سه، رازآلودترین و قطعی‌ترینشان، آن که ما را به بهترین وجه به عنوان انسان تعریف می‌کند، مورد آخر است. یک شیر و یک پروانه حرفی برای گفتن به یکدیگر ندارند، یک گورخر و یک بره ممکن است با هم برخورد کنند، اما نمی‌توانند جای یکدیگر را عوض کنند. چیزی که انسان را از حیوانات متمایز می‌کند این است که تنها انسان‌ها می‌توانند ترجمه کنند و ترجمه شوند. تنها چیزی که ترجمه را نمی‌پذیرد یک گونه است، تنها چیزی که نمی‌توان آن را ترجمه کرد یک نژاد است و به همین دلیل است که یک گورخریک زندان است. اگر چیزی قابل ترجمه نباشد، آزاد نیست. نژادپرستی، بیگانه‌هراسی، جنسیت‌زدگی، امپریالیسم، سرمایه‌داری، به شدت با هرگونه ترجمه مخالفند؛ آنها می‌خواهند جهان را در گونه‌های آب‌بندشده‌اش تهی کنند، با انسان‌ها مانند گورخرهای تک‌نسخه، مانند بره‌های غیرقابل ترجمه رفتار می‌کنند. ترجمه کردن یعنی گورخر را ترک کردن؛ یعنی ترک زندان. ترجمه کردن یک بره، تبدیل کردن او - ریختن او - به یک انسان است.

مخالفِ ترجمه، کاهش دادن است: کاهش دادن یک زندانی، کاهش دادن یک شورش، خاکستر کردن یک روستا، ویران کردن یک خانه، به فلاکت کشاندن یک ملت. این رسالتِ امپراتوری است. مونسانتو می‌خواهد گرده و باد را مهار کند؛ شرکت لیونِز دِزو (Lyonnaise des Eaux) می‌خواهد رودخانه‌ها را قوطی‌کاری کند؛ رسول روغن کُلزا  می‌خواهد ترشحات بزاق را انعقاد دهد؛ آتش، ترام‌ها، پارچه‌ها و مزارع یک زبان واحد را سخن می‌گویند، یک ایدئولکت، و هیچ زبان دیگری برای به حرکت درآوردنشان وجود ندارد. داستان بابل تبلیغات خالص است: تا انسان‌ها با هم آن برج تهدیدآمیز برای آسمان را نسازند، خدا بعدها مجبور شد امپراتوری‌ای بیافریند که از ترجمه جلوگیری کند و یک زبان مشترک جنجالی را همگانی سازد. برای فهمیدن یکدیگر به حداقل دو زبان نیاز است و برای به توافق رسیدن به هزار زبان. برای تفرقه‌افکنی در میان مردم، خداوند یک زبان واحد بر آنها تحمیل کرد و آنها را در آن محبوس ساخت. پنتاگون و ناتو به کوچک‌سازی خانه‌ها و بدن‌ها می‌پردازند؛ ال پائیس، سی‌ان‌ان و نیویورک تایمز و دیگران، به کوچک‌سازی ذهن‌ها. امپراتوری قابل ترجمه نیست: یکتاست، تمام و ناقابل انتقال.

بشره‌ی مترجم همواره با نوعی شکستِ اولیه همراه بوده است: او همان چکمه‌دوز بود که خرابی‌های بابل را وصله می‌زد، آن چراغ نیم‌سو که به زحمت، چنان‌که در استعاره زیبای سروانتس آمده است، توانست پشتِ تابلو را نشان دهد، مترجمی که به انتقال معانی ناقص، تقریب‌ها و دست‌پاچگی‌ها تن در داده و تحقیری را که با آن پیام‌آوران فراموشکار را از در می‌رانند، می‌پذیرد. تلاکسکالا، تعاونی برای حمل صداها، ناوگان سیار کلمات مشترک، از اصل متضاد و بسیار دقیق‌تر آغاز می‌کند: اینکه خطر و شکست در تک‌زبانی نهفته است؛ اینکه این «یک» است که مانع از وحدت می‌شود؛ و اینکه تنها ائتلافی از تفاوت‌ها می‌تواند بر «کل» پیروز شود. تلاکسکالا زاده شد تا در هیاهوی بابل شادمانی کند و کامیون‌هایش را، مسلح به سلاح و پرتقال، به هر سو روانه سازد. تلاکسالا زاده شد تا ماهیت اجتماعی زبان و ماهیت زبانی رهایی را تأیید کند. تلاکسکالا زاده شد تا با انگلیسی امپریالیستی مبارزه کند و نیز تا انگلیسی را نجات دهد؛ زبانی که به یک زبان خلاصه، امرکننده، خشک، تیز، کروی و فریبنده، یک گونه و نه یک زبان (و نه گورخر بلکه کفتار)، یک زندان و نه یک رودخانه، یک ایدیولکت مطلق که تنها با پذیرش ترجمه‌هایی از زبان‌های دیگر در بطن خود، مانند خودِ گویندگانش، بازپروری و آزاد می‌شود.

قرقره‌ها و جرثقیل‌ها، طناب‌ها و اهرم‌ها، من متأثر شده‌ام و شخصاً (به‌عنوان یک چند‌زبانه ابتدایی) از کار اجتماعی عضلانی مترجمان (آن‌هایی که از(Rebelión.org)هستند و آن‌هایی که از Tlaxcala هستند) سپاسگزارم، بدون آن‌ها ما همچنان در باغ‌وحش CNN و El País گورخریا کفتار باقی می‌ماندیم. تلاکسکالا می‌خواهد مدرسه مترجمان تولدوِ ضدّ امپریالیسم باشد، ارتشی از مترجمان که آجر به آجر برج پرهیاهوی ضدِ سکوتی را می‌سازد، بازوی زبانی انقلابی که باد، رودها، بزاق، ترامواها و انسان‌ها را آزاد خواهد کرد. جهان یک ترجمه است و همه اجزای آن اصیل‌اند. آن بی همتا مراقب باشد، تلاکسکالا شروع به ترجمه اتحادیه کرده است.



آزادی بیان در شبکه های اجتماعی

گفتگوی یورگ تادوِس با فیلیپ وِلته

بمناسبت اخراج 300 روزنامه‌نگار  روزنامه واشنگتن پست

17 فوریه 2026 در شبکه rbb برلین
https://shorturl.at/Vk2lQ

به فارسی از حمید بهشتی

 


فیلیپ وِلته رئیس اتحادیه رسانه‌ای "Freie Presse" تا 2025 مدیریت شرکت انتشاراتی بوردا را بر عهده داشت و یورگ تادوِس از روزنامه‌نگاران متعهد در شبکه اول آلمان است.

 فیلیپ وِلته : فقط ۱۵ درصد از مردم آلمان معتقدند که فرزندانشان آینده‌ای بهتر از خودشان خواهند داشت.

 مردم امید و ایمان خود را به آینده از دست داده‌اند و این موضوع تا حد زیادی به این واقعیت مربوط می‌شود که ما از طریق شبکه های اجتماعی در معرض سیلی از محتوای تحریف آمیز و تلقینی قرار داریم.

 و مردم، ساده‌لوحانه آنچه را در شبکه های اجتماعی می‌بینند بدان باور می‌کنند و بدون پرسش آن را به عنوان حقیقت می‌پذیرند.

و من معتقدم که رسالت روزنامه‌نگاری از همین‌جا آغاز می‌شود، یعنی مقابله با این تحریف و تحریک‌ها در شبکه‌های اجتماعی از طریق محتوای قابل اعتماد.

 این همانگونه که در قانون اساسی تعریف شده است وظیفه ماست.

یورگ تادوِس : اما من اگر مردم را آزاد بدانم، اگر بگویم که فرد، زن یا مرد، در این کشور آزاد است و مردم می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند، می‌خواهم به آن ویدیو باور داشته باشم،

به آنچه در تیک‌تاک یا اینستاگرام دیدم، هر جا که باشد، باور داشته باشم،

 که ممکن است ویدیو به گونه‌ای ویرایش شده باشد که معنایش را تحریف می‌کند.

اما من می‌خواهم به آن باور داشته باشم، چون آن را خبری مرتبط می‌دانم. و اگر هم ربات‌های روسی پشت آن باشند، برایم اصلاً اهمیتی ندارد.

 یا می‌خواهم باور داشته باشم به یک رقیب خصوصی tagesschau.de   که ممکن است NTV باشد که برای کسب برداشت خود تلاش بیشتری کرده باشد،

 در واقع چرا باید چنین باشد، یا چه کسی دارای این اختیار باشد که از نظر آموزشی مداخله کند و بگوید کار این شبکه‌های اجتماعی نادرست است؟

این کار درستی نیست،

چرا باید ما از مردمِ آزاد مواظبت کنیم؟

فیلیپ وِلته  : فکر می‌کنم باید توجه داشت آن فضای آزاد ارتباطی، که مردم معتقد بودند اینترنت چنین است، مدت‌هاست که از بین رفته است،

زیرا ارتباط و توجه در این شبکه‌های دیجیتال توسط الگوریتم‌ها کنترل می‌شود.

 الگوریتم‌هایی که اساساً دیدگاه‌های فردی ما را در جهات عاطفی خاصی تأیید می‌کنند.

و من معتقدم که ما، سعی می‌کنیم مردم را با محتوای قابل اعتماد،

در شبکه‌های اجتماعی، و نیز در کل اینترنت،

 به نحو قابل اعتمادی مطلع کنیم.

ما در برابر تحریف قرار داریم،

تحریفی شدید توسط متا، توسط گوگل، و نیز توسط مراکز دیگر،

مقابل تحریف در شبکه قرار داریم و نسبتاً کارمان مشکل است.

به همین دلیل است که من معتقدم وضعی در دنیای آنالوگ داریم، که یک سیستم توزیع غیرتبعیض‌آمیز، در دنیای دیجیتال وجود ندارد، بلکه توجهات بر اساس معیارهای خاصی هدایت می‌شوند.

به عبارت دیگر معیار اصلی چنان است که باید  گفت بزرگ‌ترین کنسرن‌های فناوریِ بزرگ (Big Tech) توجه خود را به سوی حداکثرسازی سود متمرکز می‌کنند و دیگر به اطلاع‌رسانی مطمئن به انسان‌ها اهمیتی نمی‌دهند.

یورگ تادوِس : اما این بدان معناست که شما می‌گوییدهوبرت بٌردا یا فرید شپرینگر (پرنفوذترین ناشران مطبوعات)به دلایل بشردوستانه و به خاطر انسان‌دوستی با فعالیت انتشاراتیشان به این اندازه ثروتمند شدند، زیرا آن‌ها واقعاً به شکل افسانه‌وار ثروتمند هستند. و این حقیقتاً همه‌چیز را در قالب یک روند بشردوستانه دیدن است.


فیلیپ وِلته:  وجود ثروتهای افسانه‌‌وار در دنیای دیجیتال است. در مقابل آن، آنچه به عنوان ثروتِ افسانه‌ای گفته می‌شود، قطعاً آن نیست که ناشران مستقل در آلمان دارند، زیرا در واقع ناشران و کارآفرینان پشت چاپخانه‌های آلمان، سال‌هاست سرمایه‌گذاری‌های زیادی در شرکت‌ها و فعالیت انتشاراتی خود کرده‌اند.


 این افراد ثروتمندند، اما همیشه نیز آنها کسانی بوده‌اند که وظیفه و مسئولیت خویش را احساس کرده‌اند.

 ما دو سال پیش در شرکت انتشاراتی Burda  منشوری برای کار خود تصویب کردیم و گفتیم واقعاً مهم است که وظیفه خود را از نظر دور نداریم.


تمرکز توجه اقتصادی در دنیای دیجیتال بدین صورت است که به جایی جلب می شود که بیشترین فریادها را می‌زنند و از احساسات، قوی‌ترین مایه را می‌گیرند. توجه به جایی جلب نمی شود که کار، واقعاً صرف گزارش می‌شود. این شکاف در توزیعِ بذل توجه در دنیای دیجیتال هست.


ناشران آنالوگ و سرمایه‌گذاران پشت آنها میلیاردها در دیجیتالی‌سازی محتواهایشان و در فرایند تبدیل ساختار‌هایشان سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا واقعاً هم در دنیای دیجیتال بتوانند به‌ طور قابل اتکایی اطلاع‌رسانی کنند.

اما بذل توجه، دیگر بر پایهٔ محتوای اطلاعاتی نیست. برعکس، پلتفرم‌های بزرگ فناوری آمریکایی از ابتدای سال گذشته یکی از اصولِ بنیادیِ روزنامه‌نگاری را کنار گذاشتند، یعنی توجه به راستی‌آزمایی واقعیت‌ها. دقیقاً این امکانِ بررسیِ واقعیت در آنجا دیگر وجود ندارد، بلکه در اصلِ موضوع، فهمِ اشتباه از آزادیِ بیان مطرح است:

که هر چه را دلم می‌خواهد بگویم، حتی اگر حاوی توهین به دیگران باشد، در اینترنت می‌توانم کسب‌وکارِ غیرقانونی انجام دهم. و به همه این‌ها پوشش داده می‌شود.


 به همین دلیل گوگل و متا احساس مسئولیت نمی‌کنند.  می گویند ما پلتفرم و سکّو هستیم؟ (در حالیکه) نه، آن‌ها پلتفرم نیستند.

 آنها در عمل واقعا شرکت‌های رسانه‌ای هستند که محتوا منتشر می‌کنند و با این محتوا به ایجادِ نظر می‌پردازند و قدرتِ تغییرِ احساساتِ توده‌های اجتماعی را دارند و این قدرتِ تأثیر وتحریف، در دمکراسیِ ما تغییر ایجاد می‌کند.

23/01/2026

در گفتگو: کارین لویکه‌فلد : تغییر رژیم در ایران؟

مصاحبه‌کننده: اولریش میز
برگرفته از سایت اپولوت

بفارسی از حمید بهشتی  23 ژانویه 2026



اپولوت:  من با کارین لویکه‌فلد درباره وضعیت کنونی ایران، تظاهرات خشونت‌آمیز اخیر و از همه مهم‌تر، مداخله گسترده خارجی توسط قدرت‌های بیگانه با هدف بی‌ثبات‌سازی کشور و ایجاد تغییر رژیم صحبت می‌کنم.

خوش آمدید، خانم کارین لویکه‌فلد. مستقیماً با اولین سؤال خود آغاز می کنم.

آخر هفته گذشته، اعتراضات گسترده‌ای علیه دولت ایران برگزار شد و برخی می‌گویند علیه رژیم ملاها، با تلفات فراوان بود عامل اصلی این اتفاق چه بود و سؤال بعدی این است که، آیا نتیجه این اعتراضات اساساً نارضایتی داخلی مردم بود، یا دست‌کم تا حدی عملیات هدفمند خارجی با هدف بی‌ثبات‌سازی بود؟

 لویکه‌فلد:  عامل مشخص آن، سقوط ارزش ریال ایران تا ۴۰ درصد در بورس دبی بود. بنابراین با یک افت ارزش عظیم. و چرا دبی؟ دبی سومین کشور مهم برای تجارت ایران است، بنابراین وقتی ریال در آنجا با چنین مشکلی مواجه می‌شود، موضوع به‌ویژه جدی است. اینکه آیا این سقوط ناگهانی ریال دستکاری شده است یا خیر، موضوعی است که کارشناسان مالی باید به آن پی ببرند و قطعاً نیز این کار را خواهند کرد.

در هر صورت، نتیجه این بود که در تهران، گروه مهم بازاری‌ها، یعنی تاجرانی که در واقع بیشتر معاملات را در تهران انجام می‌دهند، دیگر نتوانستند به کار خود ادامه دهند. بنابراین آنها مغازه‌های خود را بستند و اعتراض کردند، زیرا این افت شدید ارزش ریال، خرید هرگونه کالایی را برای آنها غیرممکن کرده بود.

واقعیت این است که دولت ایران به دلیل تحریم‌ها در وضعیت اقتصادی بسیار تنش‌زایی قرار دارد و دولت ایران از بازاری‌ها، یعنی تاجران اصلی که مسئول اقتصاد کشور هستند، با دلارهای یارانه‌ای حمایت می‌کند، و این حمایت در این وضعیت دیگر پایدار نبود. بنابراین دولت تفاهم نشان داد، با تاجران صحبت کرد و تلاش کرد تا راه حلی پیدا کند.

تمام این ماجرا در ۲۸ دسامبر سال گذشته اتفاق افتاد و دو یا سه روز به طول انجامید، سپس بازرگانان با دولت بر سر رویه‌ای برای رسیدگی به وضعیت به توافق رسیدند و به کار بازگشتند و مغازه‌های خود را دوباره باز کردند. مردم عادی نیز به بازرگانان پیوستند.

بسیاری از مردم به دلیل تحریم‌های تحمیل‌شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا و E3 (ترویکا) که سال گذشته و همچنین دوباره تشدید شده است، به سادگی در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری به سر می‌برند. این موضوع طبیعتاً بر اقتصاد و البته بر مردم، حتی بیشتر از تاجران، تأثیر می‌گذارد و همچنین یک مشکل واقعی در مورد نحوه مدیریت اقتصاد در آنجا وجود دارد.

این یک مشکل بسیار، بسیار قدیمی است، و وزیر دارایی مدام عوض می‌شود و آنها در تلاشند تا آن را تحت کنترل درآورند. بنابراین از یک سو بازرگانان و از سوی دیگر مردم را داشتیم، و اعتراضات مسالمت‌آمیز بود زیرا دولت نیز گفت، «ما مشکلات شما را درک می‌کنیم و در تلاش برای یافتن راه‌حلی هستیم این اساساً وضعیت تا اوایل سال نو بود.

تاجران به سر کار خود بازگشتند و تعدادی از معترضان در خیابان‌ها ماندند. این اتفاق عمدتاً در تهران رخ داد. با این حال، آنچه در اوایل ژانویه اتفاق افتاد، می‌توان گفت، شاید مداخله‌ای سازمان‌یافته و هماهنگ‌شده توسط سرویس‌های مخفی در امور داخلی ایران بود.

دست گروهی در کار بود، داستانش کمی پیچیده است. سعی می‌کنم مختصر بگویم.:  جمعیت را ناگهان، به نوعی، گروه‌هایی که از خشونت استفاده می‌کردند همراهی کردند.  

 اپولوت:  اپوزیسیون کنترل‌شده، اپوزیسیون کنترل‌شده از بیرون. لویکه‌فلد:  بله، می‌توانید اینطور بگویید، اما اولش قابل رؤیت نبود،

بنابراین آنچه در حال وقوع بود دیگر فقط در تهران نبود، بلکه ناگهان در کرمانشاه در غرب، در تبریز در شمال، در مشهد در شرق، در اصفهان در جنوب، در آبادان که در خلیج فارس قرار دارد، رخ می‌داد. بنابراین ناگهان در سراسر کشور بود و خشن بود. و تصویر این تظاهرات به طرز عظیمی تغییر کرد. و سپس این حملات عمدتاً علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، اما همچنین به طور خاص علیه پلیس، نیروهای پلیس عادی، سپس نیروهای امنیتی که البته به کار گرفته شدند، آتش‌نشانان و همچنین، برای مثال، هلال احمر ایران که در آن زمان متحمل خسارت جانی شد، هدایت شد. و سپس مشخص شد که چیز دیگری در جریان است، که یک منافع دیگر در کار بود، که این [حوادث] تحت کنترل بود.

سپس سرویس مخفی ترکیه به ایران اطلاع داد که گروه‌های مسلحی از شمال عراق و همچنین از آذربایجان در حال عبور از مرز و حرکت به سمت کرمانشاه و تبریز هستند. و سپس، البته، واحدهای نظامی مسلح ایران در آنجا فعال شدند و برای متوقف کردن آنها عملاً هم آنها را کشتند. بنابراین مشخص شد که این یک تهاجم در قالب یک شورش کنترل‌شده بود، و سؤال این بود که حالا چگونه می‌توانیم آنها را متوقف کنیم؟ و سپس اینترنت قطع شد، و کسانی که از خارج آن را کنترل می‌کردند، سعی کردند استارلینک را فعال کنند. این مستلزم کار با دستگاه‌های کوچک قابل حمل است که از طریق یک ماژول (دستگاه کنترل) خورشیدی کار می‌کنند، و ایران در این زمینه از سوی روسیه و چین حمایت شد.

بنابراین منبع من که "آلِس دِ کروک"است، که ارتباطات خوبی نیز با داخل کشور دارد و از شرکت‌های امنیتی شنیده‌اند که آن‌ها چگونه در آنجا عمل کردند.و با قطع استارلینک، ارتباط بین گروه‌های خشونت‌طلب و این تحریک‌کنندگان در داخل کشور و مدیرانشان در خارج از کشور قطع شد، و اوضاع به طور خودکار در کشور آرام شد.

چرا می‌توا این‌قدر دقیق گفت که...شاید باید اضافه کنم، چرا می‌توان این‌قدر دقیق گفت که از خارج کنترل می‌شد؟ به موازات آن یک بسیج رسانه‌ای در اروپا و ایالات متحده وجود داشت. یعنی دونالد ترامپ چنین گفت که ما با اسلحه‌های آماده شلیک در کنار شما هستیم و کمک در راه است و نهادهای دولتی را به دست بگیرید. پس اساساً، او به کودتا فراخوان داد و از سوی دیگر، سیاستمداران اروپایی، از جمله صدراعظم آلمان، فردریش مرکل، گفتند ما احتمالاً اکنون شاهد پایان، روزهای آخر، هفته‌های آخر این رژیم هستیم، و اکنون باید به پایان برسد.

 اپولوت:  چرا آنها اینقدر مشتاقند؟ خانم لوکه‌فلد، چرا آنها اینقدر مشتاقند، و آیا شما اطلاعی دارید که موساد، سیا و ام‌آی۶ به صورت شبه‌نظامی مداخله کرده باشند یا از این گروه‌هایی که خشونت را تحریک و آغاز کردند، حمایت کرده باشند؟ منظورم این است که اظهارات ترامپ روشن است، و اظهارات سیاستمداران اروپایی نیز روشن است، بنابراین البته می‌توان به وضوح فرض کرد که مداخله خارجی وجود داشته است، و آنها نیز می‌خواهند از شر دولت ایران خلاص شوند، این کاملاً واضح است. اما شواهد عینی در مورد موساد، سیا و ام‌آی۶؟

 لویکه‌فلد:  سال گذشته جلسه نتانیاهو و ترامپ در فلوریدا بود که موضوع بحث آن، البته، آمادگی اسرائیل برای جنگ بعدی علیه ایران بود. این سؤال که این اتفاق باید چه زمانی بیفتد، احتمالاً نسبتاً باز گذاشته شده بود، زیرا اسرائیل در حال حاضر در جبهه‌های بسیار مختلفی می‌جنگد و هنوز مشغول رسیدگی به پیامدهای مقاومت ایران در جنگ دوازده‌روزه ، یعنی جنگ ژوئن، را بازسازی و مرمت کنند. و احتمالاً یک توافق اولیه بین ترامپ و نتانیاهو وجود داشت که موساد در این امر دست دارد و می‌توان ردپای سیا را نیز در آن یافت. بنابراین، از یک سو، پیام‌های صوتی رهگیری شد، سلاح‌هایی پیدا شد، و یک عامل مالی نیز پشت همه اینها وجود دارد، به این معنی که منابع مالی برای آماده‌سازی و سپس اجرای همه اینها باید قابل توجه بوده باشد. و می‌بینید، سیا، به اصطلاح، کنترل منطقه بین مدیترانه شرقی و افغانستان را در دست دارد.

آنها پایگاه‌های نظامی بسیاری دارند که می‌توانند فضای هوایی این قلمرو را به صورت شبانه‌روزی زیر نظر داشته باشند، این قلمرو گسترده است، از قبرس شروع می‌شود و از روی لبنان و البته اسرائیل عبور می‌کند و به پایگاه‌های جدید در سوریه می‌رسد. سپس نیروهای نظامی آمریکا در عراق و پایگاه بزرگ در قطر نیز هست. بنابراین این بدان معناست که سیا به هر حال بر کل منطقه نظارت دارد، و موساد دو پایگاه نظامی بزرگ دارد، یکی در اربیل، نزدیک فرودگاه در اربیل در شمال عراق، و دیگری در آذربایجان. بنابراین آذربایجان نیز بخش جدایی‌ناپذیری از این تلاش‌ها برای بی‌ثبات‌سازی ایران است، و همانطور که گفتم، سلاح‌هایی کشف شده است، و وزیر امور خارجه ایران نیز گزارش داده است که آنها توانسته‌اند پیام‌های صوتی ضبط‌، یعنی تماس‌های تلفنی بین عوامل خارج و داخل کشور را ضبط کنند، و سپس، با کمک این فناوری، که ایران نیز به آن دسترسی داشت، توانستند تماس‌گیرنده و دریافت‌کنندگان را ردیابی کنند.

اما ببینید، سرویس‌های مخفی، البته، همان‌طور که از نامشان پیداست، اما همیشه تحلیلگرانی هستند که از سرویس‌های مخفی بیرون می‌آیند، مثل کروک، برای مثال، که قبلاً برای MI6 کار می‌کرد، او یک دیپلمات بریتانیایی است، او با اتحادیه اروپا و ناتو بود، اما می‌توان گفت که توانست خود را از آن محیط رها کند و بیش از ۲۰ سال است که دقیقاً تحلیل می‌کند در دولت آنجا چه می‌گذرد و ارتباطات دارد.

 اپولوت:   بر اساس این آگاهی، همان‌طور که شما اشاره کردید، وزیر امور خارجه ایران مستقیماً اسرائیل و آمریکا را به خاطر وضعیت کنونی در میدان متهم کرده است.

 لویکه‌فلد:  بله، این هم درست است که مطبوعات اسرائیل آشکارا بر اساس آن گزارش داده‌اند. یک خبرنگار نظامی بسیار مشهور اسرائیلی وجود دارد. و او ارتباطاتی دارد. که بر اساس آن، می توان درک کرد و غیر مستقیم گفته است: ما همه می دانیم اینها از کجا سرچشمه دارد که خیلی هم بدان می بالند  اسرائیل به طور خاص نیز به این نوع فعالیت‌ها افتخار می‌کند.

 اپولوت:  بله، این فوق‌العاده است. فعالیت‌های فوق‌العاده‌ای، وقتی کشورهای دیگر را بی‌ثبات می‌کنید. بله، من نمی‌دانم چطور می‌توان به آن افتخار کرد. زیرا به نظر می‌رسد این بخشی از غفلت عمومی از روابط بین‌الملل در این روزها است.

 لویکه‌فلد:  بله، من هم فکر می‌کنم که باید جنبه‌های دیگری را اضافه کنیم، به خاطر آنچه در این دوره، بین اواخر دسامبر و اکنون، در ۱۲ ژانویه، ۱۲ و ۱۳ ژانویه، به اصطلاح، اتفاق افتاده است. ما این مهاجمان را داشتیم، این تشدید تنش در حلب را داشتیم. ما شاهد خروج ناگهانی شبه‌نظامیانی بودیم که امارات متحده عربی پس از سال‌ها در یمن مستقر کرده بود. و در تمام این مدت، اسرائیل هم به لبنان و هم به سوریه در مناطق دورتری حمله می‌کرد. و در پاریس بین اسرائیل و سوریه، یک هیئت سوری، گفتگوهایی در جریان بود. و رئیس‌جمهور موقت به اصطلاح سوریه به طرز عجیبی به مدت ۱۰ روز ناپدید شده بود و سپس ناگهان ظاهر شد. بنابراین اتفاقات زیادی افتاده است که احتمالاً جزئیات آن با گذشت زمان روشن‌تر خواهد شد. اما این همه فعالیت همزمان نشان می‌دهد که این‌ها فعالیت‌های اطلاعاتی بوده‌اند. مردم در چنین چیزی دخالتی ندارند.

 اپولوت:  شما قبلاً گفته بودید که دولت ترامپ آشکارا طرف تظاهرات‌کنندگان خشونت‌بار ضد دولتی را گرفته بود. آنها حتی همانطور که اشاره کردید، آنها را تشویق کردند که نهادهای دولتی را به تصرف خود درآورند، و تهران تهدید کرد که به نفع تظاهرات‌کنندگان مداخله نظامی خواهد کرد. اما اکنون مشخص می‌شود که حمله اعلام‌شده آمریکا ناگهان لغو شده است.خانم لوکفلدت، دلیل این چرخش، این چرخش ظاهری چیست؟

 لویکه‌فلد:  من شخصاً آن را به محاصره و قطع ارتباطات نسبت می‌دهم، که احتمالاً انتظار وقوع آن را نداشتند. به عبارت دیگر، آنها تا حدی به این واحدهایی که در سراسر کشور در حال حرکت بودند وابسته بودند که در واقع دستورات خود را از خارج از کشور یا از کسانی که در داخل کشور بودند دریافت می‌کردند، اما با این حال به این ساختار ارتباطی، چه اینترنت، چه ماهواره یا استارلینک، متکی بودند و همه اینها قطع شد. و این قطعاً چیزی بود که ظاهراً آنها پیش‌بینی نکرده بودند. پس شاید یک...

 اپولوت:  بله، من این را از مطبوعات بین‌المللی متوجه شدم، اما البته نمی‌توانم از بیرون در مورد آن قضاوت کنم. گفته می‌شود نتانیاهو به طور ناگهانی و غیرمنتظره از دولت ترامپ خواسته است که این حمله، یعنی حمله برنامه‌ریزی‌شده توسط آمریکا، را لغو کند. این به دلیل تعداد زیاد موشک‌های ایرانی بود که ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تولید کرده بود. و اینکه آنها بسیار می‌ترسند که نتوانند آنها را سرنگون کنند و در چنین حمله‌ای از سوی آمریکا متحمل خسارت‌های سنگینی شوند. دیدگاه شما در این باره چیست؟

 لویکه‌فلد:  ممکن است، ممکن است. ایران به صراحت اعلام کرده است که از لحظه‌ای که گفته شد ما می‌توانیم حمله کنیم، و آمریکا از یک سو نیروهای خود را از قطر خارج کرده است، اما از سوی دیگر نیروهایی را از اقیانوس آرام منتقل کرده است. بنابراین وضعیت نامطمئنی است، و قطعاً قابل توجه بود که ایران به وضوح اعلام کرد که اگر به ایران حمله شود، به منافع آمریکا در منطقه حمله خواهد کرد. و تحلیلگران هفته‌هاست که می‌گویند کل ساختار، ساختار نظامی و ساختار دفاعی ایران پس از جنگ ژوئن، به شکلی بسیار قدرتمند بازسازی شده است. این شامل پدافند هوایی و همچنین موشک‌هایی می‌شود که آنها توسعه داده‌اند، موشک‌هایی که موشک‌های هسته‌ای نیستند، بلکه موشک‌های هوشمند هستند. که مبتنی بر فناوری کاملاً متفاوتی نسبت به آنچه ما در غرب می‌شناسیم هستند. و فکر می‌کنم که شخصاً، من از آنچه آنها واقعاً در اختیار دارند مطلع نیستم، اما می‌دانم که تحلیلگران نظامی احتمالاً تصویر بسیار واضح‌تری دارند. و همچنین معتقدم که بین ایرانیان و کشورهای عربی خلیج فارس در این مورد تبادلاتی صورت گرفته است. به عبارت دیگر، آنها گفتند، ما اکنون بخشی از آنچه را که در اختیار داریم به شما نشان خواهیم داد. کشورهای عربی خلیج فارس نیز اظهارات مشابهی داشته‌اند و از ایالات متحده خواسته‌اند، نه به طور خاص با صدای بلند، اما بسیار مداوم، که علیه ایران اقدام نظامی انجام ندهد، زیرا در آن صورت بر آنها نیز تأثیر خواهد گذاشت. نیروی نظامی آمریکا نیز در این کشورها مستقر است. فکر می‌کنم این موضوع نقش دارد.

 اپولوت: بله، و بالاتر از همه، اینکه این امر واقعاً به یک جنگ بزرگ در منطقه منجر خواهد شد. من معتقدم که کشورهای خلیج فارس، قطر، عربستان سعودی، عمان به ایالات متحده نیز در این مورد هشدار دادند.

 لویکه‌فلد:  بله، عمان به هر حال، یک میانجی بسیار فعال بین ایران و غرب است. این موضوع مدت‌هاست که وجود دارد. و آنها همچنین در برابر کشورهای خلیج فارس موضع‌گیری کرده‌اند. در دسامبر سال گذشته، یک مجمع دوحه برگزار شد که در آن افراد بسیاری گرد هم آمدند. و در آنجا، نماینده عمان به صراحت گفت که تجاوز در منطقه و ناامنی و تهدید علیه صلح، از سوی ایران نیست، بلکه از سوی اسرائیل است. او به شدت به خاطر این موضوع مورد انتقاد قرار گرفت، اما بر موضع خود پافشاری کرد. همچنین جالب است که اشاره کنیم عربستان سعودی گفتگوی بسیار روشنی با ایران دارد. پس از جنگ ماه ژوئن سال گذشته، وزیر دفاع عربستان سعودی به تهران سفر کرد. بنابراین آنها تماس‌های نزدیکی دارند. و البته، وقتی عربستان سعودی چنین موضعی اتخاذ می‌کند، طبیعتاً اهمیت دارد. من معتقدم آنچه اسرائیل و ایالات متحده نیز دیده‌اند این است که نه تنها عربستان سعودی، بلکه ترکیه نیز موضع متفاوتی اتخاذ کرده است. و ترکیه طبیعتاً به دلیل عضویت در ناتو، اطلاعات فراوانی در اختیار دارد.

 اپولوت: بله، از این ارزیابی بسیار سپاسگزارم. و اکنون به سراغ سؤال مهم می‌رویم. حمله لغو نشده است، بنابراین به تعویق افتادن به معنای لغو نیست، زیرا بدیهی است که مقادیر عظیمی از تجهیزات جنگی در راه از ایالات متحده به شرق هستند. ناو هواپیمابرها در راهند و تجهیزات جنگی بیشتری در راه است. بنابراین وضعیت کوتاه تا میان‌مدت را چگونه ارزیابی می‌کنید، که اکنون ممکن است به چنین رویارویی عمیقی، یک درگیری نظامی، منجر شود؟ وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آنها کوتاه نمی‌آیند، اینطور نیست؟

 لویکه‌فلد:  درست است. آنها کوتاه نمی‌آیند، حملات در سطوح مختلف ادامه خواهد داشت. می‌توان یک حمله نظامی مستقیم را آغاز کرد، می‌توان عملیات‌های اطلاعاتی انجام داد، مانند آنچه در دو هفته گذشته دیده‌ایم. اما من فکر می‌کنم این فقط مسئله تغییر رژیم نیست، بلکه مسئله تجزیه ایران است. این مسئله بی‌ثبات‌سازی است که می‌توان آن را به طرق مختلف انجام داد، یعنی به اصطلاح، کشور را از حاشیه‌ها به داخل در هم شکستن. ایران یازده مرز مختلف دارد، یعنی با کشورهای همسایه، و به ویژه از شمال عراق، از آذربایجان تا بلوچستان در پاکستان. حملات مکرر و گروه‌های مسلحی که از مرز عبور می‌کنند، وجود دارد. این نشان می‌دهد که دقیقاً همان کاری که در سوریه انجام شد، در اینجا نیز در حال انجام است، یعنی تفرقه‌افکنی و حکومت‌داری، با استفاده از گروه‌های قومی که در آنجا وجود دارند، و همچنین گروه‌های مذهبی مختلف، برای بی‌ثبات کردن کشور و در درازمدت، به عبارت دیگر، برای نابودی آن از نظر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، زمانی که یک جامعه به طور مداوم مورد حمله قرار گیرد و نتواند به درستی روی پای خود بایستد. و این فقط یک پروژه آمریکایی-اسرائیلی نیست. این یک پروژه امپریالیسم است، و آلمان، فرانسه و بریتانیای کبیر به وضوح در آن دست دارند. کشورهای موسوم به E3 در این امر دست دارند، و کمیسیون اتحادیه اروپا نیز نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا می‌کند. بنابراین اروپا نیز قرار است در این پروژه مشارکت داشته باشد، زیرا موضوع بر سر کنترل دریاهای آن منطقه و کل منطقه است، که در نهایت برای عقب راندن یا حتی حمله به چین و روسیه است. بنابراین من فکر می‌کنم کل این وضعیت به جنگ‌های بیشتری اشاره دارد.

 اپولوت: بله، و از این نظر، بازیگرانی که اکنون علیه ایران فعال هستند، هیچ تفاوتی با بازیگرانی که علیه روسیه فعال هستند، ندارند.

 لویکه‌فلد:  بله، پس ما این را می‌بینیم، از یک سو دونالد ترامپ در واشنگتن را داریم و از سوی دیگر نتانیاهو در اسرائیل، که در حال تضعیف حقوق بین‌الملل هستند، هر آنچه پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاده شد. می‌توان آن را نقد کرد، اما قواعد و حقوقی برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد داشت، و این در حال تضعیف شدن است. این موضوع فقط با غزه، با جنگ علیه غزه یا با حمله فلسطینی‌ها به اماکن اسرائیلی در ۷ اکتبر آغاز نشد، بلکه بسیار زودتر شروع شد. و اکنون می‌بینیم، برای مثال، که با آدم‌ربایی مادورو و همسرش از کاراکاس حتی به صراحت تکذیب هم نشده است، و در اینجا نیز یک ارتباط زمانی می‌بینیم با این رویدادها در ایران، یعنی ربوده شدن مادورو و ناگهان در رسانه‌های اروپایی فراخوان‌هایی برای برکناری خامنه‌ای پدیدار شد. بنابراین ناگهان گفته شد که ایرانی‌ها اکنون می‌ترسند، رژیم ملایان، همانطور که آنها می‌گویند، که آنچه برای مادورو در ونزوئلا اتفاق افتاد برای آنها نیز اتفاق بیفتد. این دو کشور متحد هستند، که تا حد زیادی به خاطر بریکس (BRICS) است. ونزوئلا عضو بریکس نیست، اما بخشی از ساختار بریکس است. و سپس از اروپا فراخوان‌هایی آمد، که همه نگاه‌ها به تهران دوخته شده و خامنه‌ای اکنون باید برکنار شود، و رسانه‌ها و این سازمان‌های حقوق بشری، همان‌های به اصطلاح مستقر در نروژ یا ایالات متحده، وجود داشتند و ناگهان همه چیز را در مورد آنچه در ایران می‌گذرد می‌دانند، آنها به مدت یک هفته، به اصطلاح، به طور مداوم ۲۴ ساعته، در رسانه‌ها بوده‌اند و به اصطلاح، تمام توجه را علیه ایران متمرکز کرده‌اند. این یک پروژه است! بله، امپریالیسم، که به سادگی این جامعه از دولت‌ها، حتی اگر آنها اکنون بر سر گرینلند با هم بحث می‌کنند، در نهایت همه در یک جهت حرکت می‌کنند. و آن جهت علیه مردم خاورمیانه، علیه مردم و دولت‌های آمریکای لاتین و آفریقا، و برای دقیق‌تر بودن، علیه کشورهای جنوب جهانی است. و روسیه و چین، که عملاً ساختن ساختارهای جدیدی را با سازمان همکاری شانگهای و با بریکس آغاز کرده‌اند، البته آنها نیز اهداف این کشمکش قدرت هستند. این چشم‌اندازی بسیار تیره است، اما البته ما باید با واقعیت روبرو شویم.

 اپولوت:  خانم لویکه‌فلد، از ارزیابی مختصر شما از وضعیت فوق‌العاده خطرناک در ایران و نه تنها در ایران،. از شما بسیار سپاسگزارم. با وجود دوران سختی که در آن زندگی می‌کنیم، برایتان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. بسیار سپاسگزارم.

دوستان عزیز، اگر می‌خواهید در آینده نیز تولیداتی از این دست را ببینید، لطفاً از اپولوت حمایت کنید. اپولوت شما را در جریان امور قرار می‌دهد. با رسانه‌های شرکتی و آر.دی و زد.دی.اف، شما در ماشین تبلیغاتی دولت نشسته‌اید.

بسیار سپاسگزارم.