یورشها، بازداشتها، اخراجها و آزادیها در چارچوب پلیس مهاجرت بخاطر امنیت داخلی آمریکا از ژانویهٔ ۲۰۲۵
آمار بر پایهٔ تابعیت و قرار دادن آن در چشمانداز تاریخی (اضطراب عمومی، بازداشت اجباری ژاپنیتبارهای آمریکایی، «Operation Wetback»، NSEERS) که دو برنامه جنجالی کنترل مهاجرین بوده
موج یورشها،
بازداشتها و اخراجِ خارجیهایی که مجرم قلمداد میشوند و دولت دوم ترامپ آن را به
راه انداخته، نخستین موج از این نوع نیست، بلکه پنجمین موج از سال ۱۹۱۹ به این سو
است. در این گزارش، با تکیه بر اطلاعات موجود، وضعیت کنونی را مرور میکنیم و به
نمونههای تاریخی پیشین بازمیگردیم.
فهرست
۱. سازوکار پلیس مهاجرت ICE/DHS از ژانویهٔ ۲۰۲۵
۱.۱ بازداشتها
۱.۲ نگهداری در
بازداشت
۱.۳ اخراجها («removals»)
۱.۴ آزادیها
۱.۵ توزیع بر
پایهٔ تابعیت
۱.۶ پروندهٔ
فلسطینیها
۲. چهار سابقهٔ
تاریخی
۲.۱ «اضطراب
عمومی یا وحشت سرخ» (Red Scare، ۱۹۱۹–۱۹۲۰)
۲.۲ بازداشت
اجباری ژاپنیتبارهای آمریکایی (۱۹۴۲–۱۹۴۵)
۲.۳ عملیات Wetback و مکزیکیها
(۱۹۵۴)
۲.۴ عربها و
مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر (NSEERS، ۲۰۰۲–۲۰۰۳)
۳. جمعبندی
مقایسهای
۱. سازوکار پلیس
مهاجرت ICE/DHS از ژانویهٔ
۲۰۲۵
۱.۱ بازداشتها
آهنگ بازداشتها
از تابستان ۲۰۲۵ بهطور محسوسی شتاب گرفت؛ پس از جلسهای که در آن، بنا بر گزارشها،
استیون میلر با سرزنش مدیران دفترهای محلی ICE۱ بهخاطر
کندی بازداشتها، به آنان دستور داد بیرون بروند و «غیرقانونیها» را بازداشت
کنند. این چرخش به نخستین عملیاتهای پرسروصدا انجامید (لسآنجلس، سپس شیکاگو،
پورتلند، نیواورلئان، شارلوت و مینیاپولیس).
۱. ICE — Immigration and Customs Enforcement («ادارهٔ مهاجرت و گمرک»): آژانس فدرالِ زیرمجموعهٔ DHS که از سال ۲۰۰۳ مسئول اجرای قوانین مهاجرت در داخل قلمرو آمریکاست (بازداشت، نگهداری در بازداشت و اخراج). این آژانس بهویژه دو بخش عملیاتی دارد: ERO (Enforcement and Removal Operations، مسئول بازداشتها و اخراجها) و HSI (Homeland Security Investigations، بخش تحقیقات).
از دسامبر ۲۰۲۵ تا
ژانویهٔ ۲۰۲۶، ICE بهطور میانگین روزانه ۱٬۲۶۴ نفر را بازداشت
میکرد؛ یعنی افزایشی بیش از ۳۰۰ درصد در یک سال، با اوجی بیش از ۸۰۰ بازداشت
روزانهٔ «at-large» (در خیابان و
خارج از محیط زندان) در دسامبر. نکتهٔ قابل توجه این است که دوسوم این بازداشتهای
«at-large» مربوط به
افرادی بدون سابقهٔ کیفری بود و فقط ۱۷ درصد سابقهٔ محکومیت کیفری داشتند — آماری که با
ادعای رسمی دربارهٔ هدف گرفتن «بدترین مجرمان» در تضاد است.
منابع: American
Immigration Council (وبلاگ، آوریل ۲۰۲۶)؛ TRAC Reports.
۱.۲ نگهداری در
بازداشت
جمعیت بازداشتشدگان
از حدود ۳۸٬۰۰۰ نفر در آغاز ۲۰۲۵ به بیش از ۶۸٬۰۰۰ نفر در آغاز ۲۰۲۶ رسید و در ۲۴
ژانویهٔ ۲۰۲۶ با ۷۰٬۷۶۶ نفر به اوج خود رسید — بالاترین رقم
ثبتشده از زمان وجود این دادهها. در ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، شمار بازداشتشدگان ۶۵٬۷۶۵
نفر بود که ۷۰٫۶ درصد آنان هیچ محکومیت کیفری نداشتند. تحلیلی از Cato
Institute سهم افراد بدون محکومیت را ۷۳ درصد و سهم محکومان به جرایم خشونتآمیز
را فقط ۵ درصد برآورد میکند.
منابع: TRAC Reports (Immigration
Detention Quick Facts)؛ LegalClarity؛ Austin Kocher / Substack.
۱.۳ اخراجها («removals»)
آمار رسمی و ارقام
TRAC بنا بر
تعریف مفهوم مزبور تفاوت محسوسی دارند. بر پایهٔ TRAC، سالِ مالی
۲۰۲۵ (اکتبر ۲۰۲۴ تا سپتامبر ۲۰۲۵) در مجموع با ۳۱۹٬۹۸۰ اخراج پایان یافت، در
برابر ۲۴۸٬۷۳۹ اخراج در ۲۰۲۴؛ از این میان ۲۳۴٬۲۱۱ مورد پس از آغاز به کار دولت
ترامپ در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵ رخ داد. در مقابل، DHS رقم بالاتری
اعلام کرد: ۴۴۲٬۶۳۷ نفر در همان دوره اخراج شدند که حدود ۱۶۷٬۰۰۰ نفر از آنان (۳۸
درصد) سابقهٔ کیفری داشتند. این اختلاف با احتساب یا عدم احتساب اخراجهای انجامشده
توسط CBP و خروجهای موسوم به «داوطلبانه» توضیح داده
میشود.
منابع: TRAC Reports؛ Migration Policy Institute؛ Axios؛ Newsweek (دادههای DHS، بودجهٔ FY2027).
۱.۴ آزادیها
سازوکار آزادی با
وثیقه از تابستان ۲۰۲۵ تا حد زیادی مختل شده است. مجموعهای از تصمیمهای BIA۲ دسترسی
به جلسهٔ رسیدگی به وثیقه را محدود کرده است:
۲. BIA —
Board of Immigration Appeals («هیئت تجدیدنظر مهاجرت»): مرجع اداریِ
تجدیدنظر در وزارت دادگستری که در آخرین مرحلهٔ اداری دربارهٔ تصمیمهای قضات
مهاجرت رأی میدهد، پیش از آنکه در صورت لزوم موضوع به دادگاه فدرال ارجاع شود.
• Matter of Yajure-Hurtado, 29 I&N
Dec. 216 (BIA 2025)، تصمیم ۵
سپتامبر ۲۰۲۵: هیئت مقرر کرد فردی که بدون بازرسی وارد شده است (یعنی در یک گذرگاه
رسمی کنترل نشده) و هرگز بهطور قانونی پذیرش نشده، باید مشمول بازداشت اجباریِ
پیشبینیشده برای تازهواردان تلقی شود، حتی اگر سالها در کشور حضور داشته باشد — و در نتیجه حق
برخورداری از جلسهٔ وثیقه نزد قاضی مهاجرت را از دست میدهد.
• Matter of Dobrotvorskii, 29 I&N
Dec. 211 (BIA 2025): تصمیم تکمیلی
که روشن میکند وجود یک «sponsor» (ضامن مدنی)
چگونه باید در ارزیابی خطر فرارِ فرد بازداشتشده لحاظ شود — عاملی که اکنون
برای توجیه ادامهٔ بازداشت بهجای آزادی به کار میرود.
روی هم رفته، اثرٔ
این رویهٔ قضایی، که با دستورالعمل DHS در ژوئیهٔ ۲۰۲۵
تقویت شده، این است که ساکنان طولانیمدت که سالها پیش از مرز گذشتهاند میتوانند
چنان تلقی شوند که گویی تازه وارد شدهاند و از هرگونه جلسهٔ وثیقه محروم شوند. در
نتیجه، شمار چنین جلساتی بهشدت سقوط کرده است. همزمان، «جایگزینهای بازداشت»
(دستبند الکترونیکی، مراجعهٔ منظم) تا ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ شامل ۱۸۳٬۱۸۱ نفر بود.
منابع: bklg.org (Immigration
Bonds in the Second Trump Administration)؛ Lehigh Valley
Immigration Law؛ TRAC Reports.
۱.۵ توزیع بر پایهٔ تابعیت
فهرست زیر دامنههای
تقریبیِ موجود را بر پایهٔ تابعیت گرد میآورد؛ ارقام از منابع ناهمگون (ICE، TRAC، Deportation
Data Project، پژوهشهای دانشگاهی) گرفته شدهاند و کاملاً قابل مقایسه با
یکدیگر نیستند، اما تصویری منسجم از روندها را به دست میدهند.
• مکزیک — حدود ۳۵ تا ۴۴ درصد بازداشتها/نگهداریها (نخستین تابعیت، با
کاهش نسبی اندک در برابر متنوعتر شدن جریانها)
• گواتمالا — حدود ۱۵ تا ۱۹ درصد (دومین تابعیت، با جایگاهی ثابت در سالهای
اخیر)
• هندوراس — حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد؛ شمار بازداشتشدگانِ بدون محکومیت کیفری ×
۸٫۵ (از ۷۰۰ به حدود ۶٬۰۰۰) (افزایش شدید از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵)
• ونزوئلا — بازداشتشدگانِ بدون محکومیت کیفری × ۱۴ (از کمتر از ۴۰۰ به حدود
۵٬۶۰۰) (بیشترین رشد نسبی؛ انتقال به السالوادور با استناد به Alien
Enemies Act مصوب ۱۷۹۸)
• اکوادور — بازداشتشدگانِ بدون محکومیت کیفری × ۲٫۵ (از حدود ۱٬۱۰۰ به حدود
۲٬۸۰۰)
• چین (جمهوری خلق چین) — حدود ۳۰ درصد بازداشت اتباع آسیایی (بازداشت آسیاییها بین ۲۰۲۴ و
۲۰۲۵ سه برابر شد)
• هند — حدود ۲۶ درصد بازداشت اتباع آسیایی
• ویتنام — حدود ۱۵ درصد بازداشت اتباع آسیایی
• ایران — ۴۳۲ بازداشت در ۲۰۲۵؛ ۵۷۷ نفر در بازداشت در ۲۱/۱۲/۲۰۲۵؛ ۴۵ نفر
اخراجشده در ۳۰/۰۹/۲۰۲۵ (اوج در جریان جنگ ژوئن ۲۰۲۵، با ۲۲۰ بازداشت در ژوئن و
۸۰ مورد در ژوئیه)
منابع: Newsweek (نقشهٔ بازداشتها
بر پایهٔ تابعیت)؛ TRAC Reports؛ UCLA
Center for Neighborhood Knowledge («Unseen»، ژانویهٔ ۲۰۲۶)؛ UCLA
Asian American Studies Center (ژوئیهٔ ۲۰۲۵)؛ National
Iranian American Council؛ Middle East Eye؛ Time.
۱.۶ پروندهٔ
فلسطینیها
به معنای دقیق
کلمه، آمار تجمیعی از «اخراج فلسطینیها» مشابه آماری که برای مکزیک، ونزوئلا یا
ایران وجود دارد در دست نیست. علت، اداری است: فلسطین در پایگاههای دادهٔ ICE بهعنوان یک
ردهٔ مستقل تابعیت ثبت نمیشود — افراد مربوطه زیر عنوانهای دیگری ظاهر میشوند
(کشور ثالث محل تولد، سند سفر اردنی یا سوری، یا وضعیت بیتابعیتی) و در نتیجه
شمارش آنان بهعنوان یک گروه ملی بر پایهٔ دادههای عمومی ممکن نیست.
آنچه در مقابل میتوان
مستند کرد، کارزاری هدفمند علیه کنشگری حامی فلسطین در دانشگاههاست؛ کارزاری که
منطق آن — سرکوب سیاسیِ دیدگاهها و بسیجها، مستقل از تابعیت — با منطق تودهایِ
مبتنی بر کشور مبدأ که در بالا توصیف شد تفاوت دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه، در
پایان مارس ۲۰۲۵ از لغو دستکم ۳۰۰ ویزای دانشجویی در این چارچوب خبر داد. این رقم
بخشی از مجموع بزرگتری از بیش از ۶٬۰۰۰ ویزای دانشجویی لغوشده بود که وزارت خارجه
در اوت ۲۰۲۵ اعلام کرد؛ با این حال، طبق توضیحات خود دولت، بیشتر این لغوها به
دلایل دیگری (اقامت غیرقانونی، جرایم کیفری) مربوط بود و نه صرفاً به فعالیت حامی
فلسطین.
مستندترین پروندهها به دارندگان گرینکارت مربوط میشود، نه اخراجهای بالفعل و گسترده: محمود خلیل، متولد سوریه در خانوادهای فلسطینی و دانشآموختهٔ کلمبیا، در ۸ مارس ۲۰۲۵ بازداشت شد و پیش از آزادی، ۱۰۴ روز در لوئیزیانا در بازداشت بود؛ در عین حال، تصمیم یک قاضی مهاجرت برای اخراج او به الجزایر یا سوریه علیه او صادر شده است (حکم در مرحلهٔ تجدیدنظر معلق شده). محسن مهدوی، متولد اردوگاه پناهندگان فلسطینی در کرانهٔ باختری و مقیم دائم آمریکا به مدت ده سال، در آوریل ۲۰۲۵ هنگام مصاحبهٔ تابعیت در ورمونت بازداشت شد و پس از آنکه یک قاضی مهاجرت ابتدا روند اخراج را متوقف کرد، BIA دوباره آن را به جریان انداخت. در هر دو پرونده، مبنای حقوقی مورد استناد دولت تابعیت نیست، بلکه مقررهای است که اخراج یک تبعهٔ خارجی را در صورت تشخیص آسیبزدن به سیاست خارجی آمریکا مجاز میکند.
منابع: Middle East Eye؛ The Intercept؛ NPR؛ Fox News؛ Gulf News (وزارت خارجه،
اوت ۲۰۲۵).
۲. چهار سابقهٔ تاریخی
۲.۱ «وحشت سرخ» (Red Scare، ۱۹۱۹–۱۹۲۰)
برخلاف پیوندی که
گاه برقرار میشود، آلمانیها هدف این دوره نبودند: هیستری ضدآلمانی به مرحلهای
جداگانه و پیشین مربوط میشد (۱۹۱۷–۱۹۱۸، در جریان جنگ جهانی اول) و سازوکار
اخراج جمعیِ قابل مقایسهای نداشت. «Palmer Raids» سالهای ۱۹۱۹–۱۹۲۰ — که نام خود را
از وزیر دادگستری، A. Mitchell Palmer، گرفته بود — عمدتاً
ایتالیاییها و روسها (اغلب یهودیان اروپای شرقی) را هدف میگرفت که به آنارشیسم
یا بلشویسم مظنون بودند.
در یورشهای اوایل
ژانویهٔ ۱۹۲۰ در حدود سی شهر، بین ۳٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ نفر بازداشت شدند. نمادینترین
مورد، کشتی Buford۳ است که در ۲۱
دسامبر ۱۹۱۹ با ۲۴۹ نفر، از جمله آنارشیست اِما گلدمن، از نیویورک راه افتاد و
آنان را به روسیهٔ شوروی بازگرداند. با این همه، شمار کل اخراجهای واقعاً اجراشده
محدود ماند — از چند صد تا اندکی بیش از هزار نفر — که بسیار
کمتر از دامنهٔ بازداشتها بود؛ تفاوتی که اغلب بهعنوان سابقهای تاریخی برای عدم
تناسب امروزی میان بازداشتها و اخراجهای واقعاً اجراشده ذکر میشود.
۳. کشتی Buford که مطبوعات آن
زمان لقب «Soviet Ark» («کشتی نوح
شوروی») را به آن داده بودند، یک کشتی سابق حمل نیرو در ارتش آمریکا بود که دولت
آمریکا آن را برای اخراج ۲۴۹ نفرِ «رادیکال خارجی» به روسیهٔ شوروی اجاره کرده
بود؛ از جمله آنارشیست اِما گلدمن. کشتی در ۲۱ دسامبر ۱۹۱۹ نیویورک را به مقصد
فنلاند ترک کرد و اخراجشدگان از آنجا با قطار به روسیه منتقل شدند.
منابع تاریخی
عمومی؛ پژوهشهای بررسیشده دربارهٔ Palmer Raids و پروندهٔ Buford.
۲.۲ بازداشت اجباری ژاپنیتبارهای آمریکایی (۱۹۴۲–۱۹۴۵)
حدود ۱۲۰٬۰۰۰ نفر
ژاپنیتبار، که نزدیک به دوسوم آنان شهروند آمریکا بودند، بر پایهٔ فرمان اجرایی
۹۰۶۶ که فرانکلین دی. روزولت در ۱۹ فوریهٔ ۱۹۴۲ امضا کرد، بدون تفهیم اتهام و بدون
رسیدگی قضاییِ فردی به اجبار در اردوگاهها نگهداری شدند. تفاوت ساختاری عمده با
وضعیت کنونی این است که در آن زمان، موضوع عمدتاً شهروندان آمریکایی در کنار اتباع
خارجی بود و با بازداشت جمعی در خاک کشور روبهرو بودیم، نه سازوکاری برای اخراج
به کشور ثالث.
۲.۳ «Operation Wetback»۴ و مکزیکیها (۱۹۵۴)
۴. Wetback — بهمعنای تحتاللفظی
«پشتِ خیس»، اصطلاحی تحقیرآمیز در انگلیسی که در اصل به مهاجران مکزیکی اطلاق میشد
که برای ورود غیرقانونی به آمریکا با شنا از رود ریو گرانده میگذشتند. این تعبیر
که از دههٔ ۱۹۲۰ ثبت شده است، تا دههٔ ۱۹۵۰ در دستگاه اداری و مطبوعات آمریکا رایج
شد — تا جایی که نام خودِ عملیات فدرال («Operation Wetback»، ۱۹۵۴) نیز از
آن گرفته شد؛ نشانهای از میزان عادیشدن این واژگان نژادپرستانه در آن دوره.
امروز این اصطلاح توهینی قومی به شمار میرود و فقط در بافت تاریخی و داخل گیومه،
برای نام خاص عملیات، به کار میرود — نه برای توصیف افراد. معادل اسپانیایی: espalda
mojada/mojado.
این همان دورهای
است که فاصلهٔ میان آمار رسمی و برآوردهای تاریخی دربارهٔ آن بیش از همه مستند شده
است. عملیات در ۱۷ ژوئن ۱۹۵۴ در دولت آیزنهاور آغاز شد و زیر نظر ژنرال جوزف
سوئینگ، کمیسر وقت INS۵، انجام گرفت. در
آن زمان چنین معرفی شد که این عملیات فقط در سال ۱۹۵۴ اخراج ۱٫۱ میلیون نفر را
ممکن کرده است؛ رقمی که مدتها تکرار شد — از جمله در سالهای
اخیر در بحث عمومی آمریکا.
۵. INS —
Immigration and Naturalization Service («ادارهٔ
مهاجرت و تابعیت»): آژانس فدرالی که آن زمان زیرمجموعهٔ وزارت دادگستری بود و از
۱۹۳۳ تا ۲۰۰۳ همهٔ وظایف مهاجرتی (کنترل مرزها، اعطای تابعیت، اخراجها) را بر
عهده داشت. این نهاد در مارس ۲۰۰۳ منحل شد و وظایفش میان سه آژانس تازهٔ DHS که پس از ۱۱
سپتامبر ایجاد شده بود تقسیم شد: USCIS (تابعیت و
مجوزهای اقامت)، CBP (کنترل مرزها) و ICE (اجرای قانون
در داخل قلمرو، از جمله اخراجها).
با این حال، کلی
لیتل هرناندز، تاریخنگار UCLA، در پژوهشی مفصل که در Western
Historical Quarterly منتشر شد، نشان داده است که شمار واقعی
اخراجها احتمالاً به ۳۰۰٬۰۰۰ نفر نزدیکتر بوده و به گفتهٔ او، رقم رسمی برای
تبلیغات و توجیه هزینهٔ عملیات و روش شبهنظامی آن به کار رفته است. در دورهای
گستردهتر، یعنی از اواخر دههٔ ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۴ (دورهای که «دههٔ wetback» نامیده شده)،
مجموع رسمی خروجها و اخراجهای مرتبط با این سیاست، بر پایهٔ گزارشهای سالانهٔ INS، به حدود ۲٫۱
میلیون میرسد — رقمی که اخراجهای اجباری و خروجهای «زیر
تهدید» پیگرد را در هم میآمیزد و بنابراین نباید آن را ۲٫۱ میلیون اخراج فیزیکیِ
مجزا تلقی کرد.
منابع: Kelly Lytle
Hernández (Western
Historical Quarterly, 2006)؛ Britannica؛ History.com؛ FactCheck.org؛ Texas State
Historical Association.
۲.۴ عربها و
مسلمانان پس از ۱۱ سپتامبر (NSEERS، ۲۰۰۲–۲۰۰۳)
NSEERS۶ که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۲ اجرا شد،
بیش از ۹۰٬۰۰۰ نفر از کشورهای عمدتاً عرب یا مسلمان را دربر گرفت. هزاران نفر از
آنان بهدلیل رعایت نکردن الزامات ثبتنام بازداشت، بازجویی یا وارد روند اخراج
شدند.
۶. NSEERS — National Security Entry-Exit
Registration System («سامانهٔ ثبت ورود و خروج برای امنیت
ملی»)، که «Special
Registration» («ثبتنام ویژه») نیز نامیده میشد. برنامهای که در ۲۰۰۲ بهوسیلهٔ
INS ایجاد شد و سپس DHS تازهتأسیس آن
را اداره کرد. این برنامه دو بخش داشت: کنترل تشدیدشده (اثر انگشت، عکس، بازجویی)
از اتباع برخی کشورها هنگام ورود، و الزام به مراجعهٔ دورهای («call-in registration») برای مردان
۱۶ تا ۴۵ سالهای که با ویزای غیرمهاجرتی از پیش در آمریکا حضور داشتند و اهل ۲۴
تا ۲۵ کشور بودند؛ تقریباً همه با اکثریت عرب یا مسلمان (بهاضافهٔ کرهٔ شمالی).
بخش «call-in» در ۲۰۰۳ تعلیق
شد و برنامه در ۲۰۱۱ رسماً پایان یافت، اما چارچوب حقوقی آن همچنان برای فعالسازی
دوباره قابل استفاده است.
از این مجموع، بیش
از ۱۳٬۰۰۰ نفر صرفاً به این دلیل وارد روند اخراج شدند که داوطلبانه از الزام ثبتنام
تبعیت کرده بودند — نمونهای که اغلب از آن بهعنوان سیاست
مهاجرتیای یاد میشود که خودِ همکاری را مجازات میکند. جوامع پاکستانی و
بنگلادشی از نظر نسبی از آسیبدیدهترین گروهها بودند: حدود ۱٬۴۸۰ نفر عملاً به
این کشورها اخراج شدند؛ از جمله ۵۲۷ نفر در شش پرواز چارتر ICE (که از ۲۰۰۳
عملیاتی شده بود) به مقصد پاکستان، بین ژوئن ۲۰۰۲ و اکتبر ۲۰۰۳.
منابع: Center for
Constitutional Rights؛ American Immigration Council (Targets of
Suspicion)؛ NYCLU؛ Project on Middle East Political
Science.
۳. جمعبندی
مقایسهای
از مقایسهٔ دورهٔ
کنونی با این چهار سابقه، سه عنصر ساختاری برجسته میشود:
• مقیاس بودجهای و لجستیکی: ICE امروز از
امکاناتی برخوردار است که در تاریخ سابقه ندارد — و از این نظر،
شاید بتوان آن را بیشتر با جاهطلبی اعلامشدهٔ «Operation Wetback» مقایسه کرد تا
با دورههای محدودتری مانند NSEERS یا Palmer
Raids.
• شکاف مداوم میان گفتار رسمی (هدف گرفتن «بدترین مجرمان») و واقعیت
آماری (اکثریتِ افراد بدون سابقهٔ کیفری) — ویژگی مشترک تقریباً همهٔ دورههای
یادشده، از جمله «Wetback» و NSEERS است.
• استفاده از کشورهای ثالث برای اجرای اخراجها (السالوادور، سودان
جنوبی، عبور از گوانتانامو) در مقابل، نوآوریِ ویژهٔ دورهٔ کنونی است و در نمونههای
تاریخی یادشده همتای مستقیمی ندارد — جز تا حدی انتقال Buford به فنلاند بهجای
روسیه بهطور مستقیم.
در پایان، یک
نکتهٔ روششناختی، هم در هر چهار سابقه و هم در دورهٔ کنونی تکرار میشود: در هر
مورد، رقم رسمیای که هنگام رخدادها اعلام شده بود، بعدها بهوسیلهٔ پژوهش تاریخی
یا نهادهای مستقلِ مراقبت، با روندِ حزفی بازبینی شد (TRAC برای دورهٔ
کنونی، Kelly Lytle Hernández برای ۱۹۵۴). از
سر احتیاط، همین ملاحظهٔ روششناختی دربارهٔ ارقام مربوط به ۲۰۲۵–۲۰۲۶ گردآوریشده
در این سند نیز صدق میکند؛ ارقامی که همچنان ممکن است بازبینی شوند.
یادداشتها
* عنوان اصلی فرانسوی با «Nuit et Brouillard/Nacht und Nebel» («شب و مه»)
بازی باالفاطی است که از این راه هم به فرمان
(«شب و مه») اشاره دارد که آلمان نازی در دسامبر ۱۹۴۱ صادر کرد و بر اساس
آن، افراد مظنون به مقاومت بدون محاکمه و بیآنکه اثری از آنان برجا بماند ناپدید
میشدند، و هم به فیلم مستند همنام آلن رنه از ۱۹۵۶، دربارهٔ اردوگاههای اجباری
نازیها. بدینسان در این عنوان میان این تاریخِ ناپدیدسازی اجباری و موج کنونی
بازداشتها و اخراجهایی که در این سند شرح داده شده است، قیاسی برقرار میکند.
[۱] ICE — Immigration and Customs Enforcement («خدمات مهاجرت
و گمرک»): آژانس فدرال وابسته به DHS که از ۲۰۰۳ عهدهدار اجرای قوانین مهاجرت در داخل خاک کشور است
(دستگیری، بازداشت، اخراج). این آژانس عمدتاً به دو ادارهٔ عملیاتی تقسیم میشود: ERO (Enforcement and
Removal Operations، مسئول دستگیریها و اخراجها) و HSI (Homeland
Security Investigations، بخش تحقیقات).
[۲] BIA — Board of Immigration Appeals («دیوان
تجدیدنظر مهاجرت»): مرجع اداریِ تجدیدنظرِ وزارت دادگستری که بهعنوان آخرین مرجع
دربارهٔ تصمیمهای قضات مهاجرت رأی میدهد، پیش از آنکه راهِ احتمالیِ طرح دعوا در
یک دادگاه فدرال گشوده شود.
[۳] کشتیِ Buford که مطبوعاتِ آن زمان آن را «کشتی نوح شوروی»
(Soviet Ark) لقب دادند، ناوِ کهنهٔ حملِ نیروی ارتش
آمریکا بود که دولت آمریکا آن را اجاره کرد تا ۲۴۹ نفر را که رادیکالهای خارجی تلقی میشدند — از جمله اما
گلدمنِ آنارشیست — به روسیهٔ شوروی اخراج کند. این کشتی در ۲۱ دسامبر ۱۹۱۹ نیویورک را به
مقصد فنلاند ترک کرد، و تبعیدشدگان از آنجا با قطار به روسیه برده شدند.
[۴] Wetback — بهمعنای تحتاللفظیِ «پشتِ خیس»، اصطلاحی
تحقیرآمیز در انگلیسی که در اصل به مهاجران مکزیکیای اطلاق میشد که برای ورود به
آمریکا ریوگرانده را بهطور غیرقانونی شناکنان میگذشتند. این تعبیر که از دههٔ ۱۹۲۰ ثبت شده است، در ادارهها و مطبوعات آمریکا تا دههٔ ۱۹۵۰ چنان رواج یافت که نامِ خودِ عملیاتِ فدرال از آن گرفته شد
(«Operation Wetback»، ۱۹۵۴) — و همین، درجهٔ عادیسازیِ این واژگانِ نژادپرستانه را در آن
دوران نشان میدهد. این اصطلاح امروزه دشنامی قومی بهشمار میرود و دیگر تنها بهصورت
تاریخی و داخل گیومه، برای اشاره به نامِ خاصِ آن عملیات به کار میرود — و نه
هرگز برای اشاره به افراد.
[۵] INS — Immigration and Naturalization Service («خدمات مهاجرت
و تابعیت»): آژانس فدرال که آن زمان زیر نظر وزارت دادگستری و از ۱۹۳۳ تا ۲۰۰۳ عهدهدار همهٔ
کارکردهای مهاجرتی بود (کنترل مرزها، اعطای تابعیت، اخراجها). این آژانس در مارس ۲۰۰۳ منحل و کارکردهایش میان سه آژانسِ جدید DHS — که پس از ۱۱ سپتامبر ایجاد گشت — تقسیم شد: USCIS (تابعیت و مجوزهای اقامت)، CBP (کنترل مرزها) و ICE (اجرای قانون
در داخل خاک کشور، که اخراجها امروزه بر عهدهٔ آن است).
[۶] NSEERS — National Security Entry-Exit Registration System («سامانهٔ ملیِ
ثبت ورود و خروج برای امنیت»)، که «Special Registration» (ثبتنام
ویژه) نیز خوانده میشود. برنامهای که در ۲۰۰۲ بهدستِ
INS راهاندازی و سپس زیر نظرِ DHSِ نوبنیاد اداره شد و دو مؤلفه داشت: تشدید کنترل
(انگشتنگاری، عکسبرداری، بازجویی) از اتباعِ برخی کشورها هنگام ورود به خاک
کشور، و الزامِ گزارشدهیِ دورهای («call-in
registration») برای مردانِ ۱۶ تا ۴۵ سالهٔ حاضر در آمریکا با ویزای غیرمهاجرتی که اهلِ ۲۴–۲۵ کشور بودند، تقریباً همه با اکثریتِ عرب یا مسلمان (بهعلاوهٔ
کرهٔ شمالی). مؤلفهٔ «call-in» در ۲۰۰۳ معلق و برنامه مزبور در ۲۰۱۱ رسماً بسته شد، اما ساختارِ حقوقیِ آن همچنان برای فعالسازیِ
دوباره در دسترس است.

