19/01/2026

بحران ایران: بی‌مسئولیتی آمریکا و حماقت اروپا


۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ نویسنده: پتر درولاک globalbridge.ch -

لینک به اصل مقاله پتر درولاک به زبان چکی

بفارسی از حمید بهشتی با استفاده از هوش مصنوعی


درباره نویسنده: پتر درولاک یک دانشمند، دیپلمات و فعال محافظه‌کار-چپ چکی، استاد مؤسسه سیاست و روابط بین‌الملل در دانشکده فلسفه دانشگاه بوهم غربی در پیلزن و استاد مدعو در مدرسه عالی امور بین‌الملل پاریس (PSIA) است. او سفیر جمهوری چک در فرانسه و معاون وزیر امور خارجه و پیش از فعالیت دیپلماتیک خود، مدیر مؤسسه روابط بین‌الملل بود. او حدود پنجاه کتاب و مقاله دانشگاهی در زمینه اروپای مرکزی و نظریه روابط بین‌الملل منتشر کرده است. آثار او توسط ناشران برجسته (مانند راتلج، پالگریو، انتشارات دانشگاه کمبریج) و مجلات معتبر (مانند مجله اروپایی روابط بین‌الملل، مجله سیاست عمومی اروپا، ژئوپلیتیک، مجله روابط بین‌الملل و توسعه، اوستروپا، روسیه در امور جهانی) منتشر شده است. او به طور منظم در مقالات دیدگاه خود را در رسانه‌های چکی و اسلواکی و همچنین در مجله آمریکایی کامپکت منتشر می‌‌سازد. او همچنین یک برنامه هفتگی به نام «Nalevo»  (چپ) در کانال تلویزیون اینترنتی جمهوری چک ABJ دارد. در سال ۲۰۲۲، درولاک انجمن میهن‌پرست جمهوری چک «سواتوپلوک» را بنیان‌گذاری کرد و رئیس آن شد. سواتوپلوک همکاری بین نیروهای چپ محافظه‌کار و راست میهن‌پرست را با هدف مشترک دفاع از حاکمیت ملی در برابر لیبرالیسم و ترقی‌خواهی غربی ترویج می‌کند. در سال ۲۰۲۵، سواتوپلوک حدود هزار عضو پرداخت‌کننده حق عضویت و چندین ده هزار حامی داشت.

آموریم، برزیل

 (تحریریه) جمهوری چک از نظر اقتصادی به شدت به آلمان وابسته است و در سال ۲۰۲۳، توافقنامه‌ای برای همکاری نزدیک‌تر با ارتش ایالات متحده امضا کرد – که با توجه به اینکه رئیس‌جمهور پتر پاول یک ژنرال سابق ناتو است، چندان هم تعجب‌آور نیست. اما علی‌رغم تمام تلاش‌های حامیان اتحادیه اروپا و ناتو در آنجا برای سرکوب نظرات دیگر، همچنان جامعه‌شناسان سیاسی با سوابق حرفه‌ای عالی وجود دارند که به خود اجازه می‌دهند نظرات شخصی خود را داشته و آنها را بیان کنند. یکی از آنها پتر درولاک است که ما در گلوبال‌بریج خوشحالیم صدای او را آزادانه منعکس کنیم. (cm)

 ماه گذشته، ایران شاهد ناآرامی‌های جدی بود که در آن صدها، و شاید حتی هزاران، ایرانی جان خود را از دست دادند – از معترضان بی‌گناه و اعضای نیروهای امنیتی گرفته تا تروریست‌هایی که به خشونت دامن زدند. اگرچه این کشور با مشکلات داخلی جدی دست و پنجه نرم می‌کند، اما علل این ناآرامی‌ها خارجی است. ایران مدت‌هاست که تحت فشار اسرائیل قرار دارد که در تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است. این فشار تنها زمانی به یک تهدید وجودی برای ایران تبدیل می‌شود که آمریکا نیز به آن بپیوندد، امری که در دوران دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری صدق می‌کند. اما حتی دولت ترامپ نیز باید آگاه باشد که جنگ در ایران هیچ سودی برای آمریکا نخواهد داشت. بازی‌های اسرائیلی-آمریکایی پیرامون ایران برای اروپا نیز سودی نخواهد داشت.

 اولین موج تظاهرات در اواخر دسامبر آغاز شد و ناشی از وخامت شدید اوضاع اقتصادی بود. این موج پس از آنکه سقوط ارزش پول ایران به افزایش شدید قیمت‌ها و فقیر شدن بخش‌های وسیعی از جمعیت انجامید، در بازار تهران آغاز گشت. اگرچه وضعیت نامساعد اقتصادی تا حدودی با فساد گسترده و امتیازات الیگارشیک (حاکمیت اقلیت چپاولگر) مرتبط است، اما دو علت اصلی خارج از ایران نهفته است. اولاً، این کشور از تحریم‌های اقتصادی گسترده‌ای رنج می‌برد که توسط ایالات متحده آغاز و اعمال شده‌اند. ایالات متحده همچنین در درازمدت مانع پرداخت‌های دلار به ایران می‌شود و آماده است شرکت‌های خارجی را به دلیل روابط تجاری‌شان با ایران در دادگاه‌های آمریکایی تحت پیگرد قانونی قرار دهد. دوم اینکه، با توجه به تهدید اسرائیل و آمریکا، ایران باید دائماً برای جنگ با دشمنی بسیار قوی‌تر آماده باشد، که به هزینه‌های دفاعی بسیار بالا منجر می‌شود. هیچ‌کدام از این عوامل به نفع اقتصاد نیست. پس از یک سال ریاست‌جمهوری ترامپ، اقتصاد ایران به بحرانی شدید دچار شد که دردسامبر به تظاهرات انجامید. با این حال، این تظاهرات مسالمت‌آمیز بود و عمدتاً علیه فساد بود.

 در اوایل ژانویه، موج دیگری از تظاهرات شکل گرفت، اما این بار متفاوت بود. گروه‌های مسلح به خیابان‌ها ریختند و به پلیس، مساجد و نهادهای عمومی حمله کردند. یک اعتراض خودجوش علیه فقر به حمله‌ای سازمان‌یافته و مسلحانه علیه رژیم تبدیل شد. رژیم با حمله متقابل پاسخ داد، مهاجمان را به تروریسم متهم کرد، اینترنت را قطع کرد، به آتش پاسخ داد و دستگیری‌های جمعی را آغاز کرد. مشخص نیست که چه تعداد نفر کشته شده‌اند. به گفته سازمان‌های "بشردوستانه" تحت حمایت مالی آمریکا، چند صد یا چند هزار مخالف رژیم کشته شدند. از سوی دیگر، دولت ایران ادعا می‌کند که در این درگیری‌ها بیش از صد نفر از اعضای نیروهای امنیتی کشته شده‌اند.

 دلیلی برای تردید وجود ندارد که این حملات خشونت‌آمیز از خارج از کشور حمایت می‌شدند. این موضوع از طریق پستی از پمپئو، رئیس سابق سیا و وزیر خارجه سابق در دولت ترامپ، روشن می‌شود که در شبکه ایکس (X) هم به ایرانیان معترض و هم به «عاملان موساد همراه آنها» برای سال نو تبریک گفت. سرویس مخفی اسرائیل بارها ثابت کرده است که شبکه‌ای گسترده در داخل ایران دارد. اما اسرائیل برای سرنگونی رژیم به قدرت نظامی ایالات متحده نیاز دارد. ترامپ چندان مشتاق این ماجراجویی نیست؛ او می‌خواهد به باور خود ادامه دهد که سال گذشته با یک حمله هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران، این وضعیت را حل کرده است.  او اولویت‌های ایالات متحده را یا در نیمکره غربی یا در اقیانوس آرام می‌بیند. به همین دلیل است که نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در آستانه آشوب‌های خشونت‌آمیز در خیابان‌های ایران، از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در فلوریدا دیدار می‌کند تا او را به انجام یک حمله نظامی دیگر علیه ایران متقاعد سازد. ترامپ آگاه است که قدرت لابی اسرائیل در آمریکا به او اجازه نمی‌دهد که نتانیاهو را نادیده بگیرد. با این حال، او پس از گفتگو با نخست‌وزیر اسرائیل، به تهران هشدار می‌دهد که به سمت تظاهرکنندگان تیراندازی نکند. این موضوع بیشتر به دنبال بهانه‌جویی است تا نگرانی برای حقوق بشر. بیایید فعلاً این را کنار بگذاریم که آیا او می‌دانست که این‌ها خود معترضان کشته‌کننده‌ای هستند.

 سناریوی غم انگیزی در ایران در حال شکل‌گیری است که فیلمنامه‌اش را از کشورهای دیگری که توسط دولت‌ها یا رژیم‌های نامطلوب برای آمریکا ، اداره می‌شوند، قبلاً می‌شناسیم. ما بیش از ده سال پیش این را در اوکراین دیدیم، زمانی که رئیس‌جمهور وقت، یانوکوویچ، تحت فشار بروکسل و مسکو، سرانجام تصمیم گرفت به مسکو اولویت دهد. در دسامبر ۲۰۱۳، مردمی که به خاطر دور شدن غرب مورد انتظارشان ناامید شده بودند، میدان استقلال کیف را پر کردند. ممکن است آنها ساده‌لوح بوده باشند، اما این یک اعتراض غیرخشونت‌آمیز و واقعاً دموکراتیک بود. در ژانویه ۲۰۱۴، ترکیب اعتراضات کیف تغییر کرد؛ برخی از آرمان‌گرایان ناامید باقی ماندند، اما شبه‌نظامیان باندرا بدانها پیوستند و قاتلان گرجی نیز ظاهر گشتند. این نیروهای جدید برای بی‌اعتبار کردن رژیم یانوکوویچ، حملات مرگبار خود را هم علیه افسران پلیس و هم علیه خود معترضان انجام دادند. آنگاه وی تحت فشار داخلی و نیز از خارج، میدان را پاکسازی کرد و کشور توسط نیروهای وفادار به واشنگتن به تصرف درآمد.

 اما ژانویه ۲۰۲۶ در تهران با ژانویه ۲۰۱۴ در کیف متفاوت است. موج قتل‌ها به سقوط رژیم منجر نمی‌شود، بلکه به تثبیت آن می‌انجامد. پس از آنکه نیروهای امنیتی حملات مسلحانه را دفع کردند، دولت از مردم خواست تا در حمایت از جمهوری اسلامی اقدام کنند. این واقعیت که رژیم توانست خیابان‌ها و میدان‌ها را نه تنها در تهران بلکه در تعدادی از مراکز منطقه‌ای نیز پر کند، دست‌کم نشان می‌دهد که می‌تواند روی حمایت بخش قابل توجهی از جامعه حساب کند، حتی اگر مشخص نباشد که این بخش چقدر بزرگ است. با این حال، این بخش به اندازه‌ای بزرگ است که مفسران آمریکایی و اسرائیلی دارای ارتباطات اطلاعاتی، علناً در مورد بی‌ثباتی رژیم ایران و احتمال سقوط آن ابراز تردید می‌کنند. با این حال، دیگران خواستار مداخله خارجی برای سرنگونی رژیم هستند.

 روند تحولات بعدی نامشخص است. اگر دولت در تهران نتواند نیازهای اساسی اقتصادی مردم را برآورده کند، نمی‌تواند در قدرت بماند؛ این هدف تحریم‌های فلج‌کننده‌ای است که توسط غرب تحمیل شده است. اسرائیل مصمم به نابودی ایران است زیرا به همزیستی مسالمت‌آمیز با رژیم اسلامی باور ندارد. اما بدون آمریکا قادر به انجام این کار نخواهد بود. سؤال این است که آیا لابی اسرائیل در آمریکا می‌تواند آمریکایی‌ها را به جنگی بکشاند که آمریکا واقعاً خواهان آن نیست و منابع و توجه استراتژیک آن را به جایی که در حال حاضر در منافعش نیست، معطوف کند. آیا می‌توان ترامپ را که از اقدام موفق کماندوهای آمریکایی در ونزوئلا سرمست شده است، متقاعد کند که همین کار در تهران نیز ممکن است؟ یا این دیدگاه واقع‌بینانه غالب خواهد شد که ایران حریفی بسیار جدی‌تر از مجموع عراق، افغانستان و ونزوئلا است؟

 در صورت وقوع یک رویارویی وجودی، ایران تنها نخواهد ماند. هرج و مرج در این منطقه از نظر استراتژیک مهم، قطعاً برای اسرائیل مزاحمتی ایجاد نخواهد کرد، اما روسیه، چین و هند قطعاً خواهان آن نیستند. روسیه در آن سوی دریای مازندران با ایران همسایه است و در سال‌های اخیر در حال ایجاد یک شراکت استراتژیک بوده است. چین از ایران نفت وارد می‌کند و در ماه ژانویه به آن در مختل کردن شبکه استارلینک که قبلاً غیرقابل نفوذ تلقی می‌شد و هماهنگ‌کنندگان حمله بدان متکی بودند کمک کرد. هند در حال ایجاد یک مسیر تجاری استراتژیک به سوی اوراسیا از طریق بندر چابهار ایران است و پاکستان را دور می‌زند. در صورت جنگ، این قدرت‌های بزرگ احتمالاً مستقیماً درگیر نخواهند شد، اما حداقل روسیه و چین می‌توانند با حمایت از رژیم تهران، یک جنگ نیابتی علیه ایالات متحده به راه بیندازند.

 همچنین روشن نیست که متحدان آمریکا در منطقه چه خواهند کرد. آنها اغلب روابط متخاصمانه‌ای با تهران دارند، اما این بدان معنا نیست که خواهان جنگی باشند که قطعاً تجارت را مختل کرده و همچنین می‌تواند به حملاتی علیه دارایی‌هایشان منجر شود. علاوه بر این، آنها هیچ علاقه‌ای به تقویت اسرائیل ندارند. عربستان سعودی به وضوح اعلام کرده است که نمی‌خواهد هیچ ارتباطی با یک حمله احتمالی داشته باشد. ظاهراً ترکیه در هفته‌های اخیر اطلاعاتی را در اختیار ایران قرار داده است که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امکان داده شبه‌نظامیان کرد را عقب براند. این نیروی ضربتی طرفدار آمریکا قرار بود از طریق تهاجمی از عراق همراه با تظاهرات به بی‌ثبات‌سازی رژیم کمک کند؛ اما رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، هر کاری که بتواند برای تضعیف کردها انجام خواهد داد.

 اروپا به این درگیری چنان نزدیک می‌شود که گویی نمی‌فهمد خود تا چه حد تحت تأثیر آن قرار دارد. برخی از نخبگان اروپایی حتی از تلاش‌های خواهان سرنگونی رژیم در تهران حمایت می‌کنند و لیبرال‌ها آن را سرکوبگرانه می‌دانند که شاید حق با آنها باشد. اما دلیلی ندارد که ما جوامع دیگر را با معیارهای خود بسنجیم، به‌ویژه آنکه دولت‌های اروپایی با تعدادی از رژیم‌های حتی سرکوبگرتر، مانند سلطان نشین‌های خلیج فارس، به خوبی کنار می‌آیند.

 لیبرال‌ها اگر به حقوق بشر ایرانیان عادی اهمیت می‌دهند، نباید از سیاست‌هایی که به جنگ داخلی منجر می‌شوند حمایت کنند، بلکه باید خواستار لغو فوری تحریم‌هایی گردند که به فقر می‌انجامند، زیرا این تحریم‌ها مردم عادی را به جای رهبران رژیم تحت تأثیر قرار می‌دهند. (تأکید از سوی ویراستاران اضافه شده است.)

 اوج این ماجرا، محافظه‌کاران ضداسلامی هستند که سرنگونی جمهوری اسلامی را گامی مطلوب در مبارزه با اسلام سیاسی می‌دانند. گویی آنها نمی‌دانند که اگر ایران در هرج و مرج فرو رود، اروپا باید منتظر موج جدیدی از مسلمانان ناامید باشد که احتمالاً از موج‌های قبلی نیز فراتر خواهد رفت. اما اروپا تنها در حال تأیید این است که غریزه بقای خود را از دست داده است.

« Nous restons unis en tant que peuple » : Kim Kielsen, président du parlement groenlandais

Kim Kielsen,ina.gl, 15/1/2026

Traduit par Tlaxcala

Kim Kielsen (Paamiut, 1966) est le président du parlement groenlandais. Il a dirigé le parti social-démocrate Siumut (En avant) de 2014 à 2020  et a été Premier ministre de 2014 à 2021.

Face à l’attention internationale considérable portée à  notre pays, il est important de rassurer la population sur le fait que nous restons unis.

Le Groenland est une nation démocratique et un peuple pacifique, qui souhaite coopérer avec le monde extérieur.

Au Groenland, nous sommes unis pour défendre les institutions démocratiques, en nous appuyant sur le droit international et l’ordre mondial qui régit l’Occident. Tout comme nous sommes unis au sein du Royaume et avec nos alliés de l’OTAN.

Les citoyens peuvent être assurés que l’Inatsisartut[1] suit la situation actuelle de près et est en dialogue étroit avec le Naalakkersuisut[2] concernant le défi auquel notre pays est confronté.

En tant que Président de l’Inatsisartut, je partage également les préoccupations de la population face à cette situation. Il est positif que les citoyens échangent leurs inquiétudes et leurs sentiments entre eux. Nous devons tous continuer à le faire, afin de garantir que nous restions unis en tant que peuple. De même, tous les membres de l’Inatsisartut tirent leur force de la cohésion qui unit les citoyens.

Nous devons chacun respecter les opinions différentes, mais nous devons aussi rester unis en tant que peuple. Tout comme nous devons nous souvenir d’écouter nos enfants et nos jeunes.

Travaillons tous à une résolution pacifique et positive de cette situation pour l’avenir du pays, et soutenons le Naalakkersuisut dans ses efforts pour trouver une solution.

N’oublions pas que le Groenland appartient au peuple groenlandais !
Le peuple groenlandais détermine lui-même son avenir !
Erfalasorput[3] flottera pour toujours sur notre pays !

Kim Kielsen
Président de l’Inatsisartut


[1] Parlement groenlandais (31 députés élus pour 4 ans)

[2] Gouvernement du territoire

[3] « Notre drapeau », couramment appelé Aappalaartoq (« le rouge »)


LE GROENLAND VEUT RACHETER LES USA
 Le Premier ministre groenlandais, Kim Kielsen, a proposé hier de racheter les USA. «  C'est Leif L'Heureux qui a découvert l'Amérique et son père, Erik le Rouge, qui a découvert le Groenland et s'y est installé. Il est donc tout à fait naturel pour nous de racheter les USA », déclare Kim Kielsen. Il n'a pas encore fixé de prix, mais estime qu'il devrait être relativement bas compte tenu de la dette nationale colossale des USA.
«  Et si nous incluons Trump dans la transaction, le prix sera bien sûr encore plus bas », ajoute-t-il.
Chronique satirique du quotidien Politiken, 19/8/2019

18/01/2026

الخيانة لا تُورَّث، بل تُختار
La traición no se hereda, se elige

 

COMUNICADO OFICIAL – UPAL

La traición no se hereda, se elige

La Unión Palestina de América Latina (UPAL) expresa su más enérgico rechazo a la visita del presidente electo de Honduras, Nasry Asfura, a Jerusalén ocupada, y a su encuentro con el presidente del Estado de Israel, Isaac Herzog, en un acto que legitima la ocupación, el despojo y el apartheid contra el pueblo palestino.

Resulta profundamente indignante que una persona descendiente de palestinos de primera generación, cuyos ancestros fueron víctimas directas del despojo, la expulsión y la colonización sionista, decida posar sonriente junto a los responsables políticos de un régimen acusado internacionalmente de crímenes de guerra, limpieza étnica y violaciones sistemáticas a los derechos humanos.

La historia no se borra con una fotografía ni con un apretón de manos.

La sangre palestina no se lava con diplomacia servil.

Nasry Asfura no representa al pueblo palestino, ni a su diáspora, ni mucho menos a los palestinos cristianos, que han sufrido el mismo desplazamiento, la misma ocupación y la misma negación de derechos que el resto de nuestro pueblo. Su visita no es un gesto de paz, sino un acto político de alineamiento con el sionismo y con la agenda imperial promovida por Donald Trump y sus herederos políticos en América Latina.

Desde UPAL denunciamos este acto como:

Una traición moral a la memoria palestina.

Una legitimación de la ocupación de Palestina.

Una burla al sufrimiento de Gaza, Cisjordania y Jerusalén Este.

Ser descendiente de palestinos no otorga inmunidad ética.

La dignidad se defiende con coherencia, no con conveniencia política.

El pueblo palestino, en la diáspora y en su tierra ocupada, no olvida ni acepta que se utilice su origen como adorno mientras se estrechan manos manchadas de sangre.

Palestina no se negocia.

Jerusalén no se vende.

La dignidad no se traiciona.

Unión Palestina de América Latina – UPAL

América Latina, enero de 2026

بيان رسمي – اتحاد فلسطين في أمريكا اللاتينية  (UPAL)

الخيانة لا تُورَّث، بل تُختار

يُعبّر اتحاد فلسطين في أمريكا اللاتينية (UPAL) عن إدانته ورفضه القاطعين لزيارة الرئيس المنتخب لهندوراس، نصري عصفورة، إلى القدس المحتلة، ولقائه برئيس دولة الاحتلال الإسرائيلي إسحاق هرتسوغ، في خطوة تُشكّل شرعنةً للاحتلال والتجريد من الأرض ونظام الفصل العنصري المفروض على الشعب الفلسطيني.

إنه لأمر مخزٍ ومؤلم أن يُقدِم شخص من أصول فلسطينية من الجيل الأول، تعرّض أسلافه للاقتلاع والتهجير القسري والاستعمار الصهيوني، على الظهور مبتسمًا إلى جانب رموز نظام متهم دوليًا بارتكاب جرائم حرب وتطهير عرقي وانتهاكات ممنهجة لحقوق الإنسان.

التاريخ لا يُمحى بصورة،

ولا تُغسَل الدماء الفلسطينية بمصافحة.

إن نصري عصفورة لا يُمثّل الشعب الفلسطيني، ولا جالياته في الشتات، ولا سيّما الفلسطينيين المسيحيين الذين ذاقوا ذات المعاناة من الاحتلال والتهجير وسلب الحقوق. إن زيارته ليست فعل سلام، بل موقف سياسي صريح في الانحياز إلى الصهيونية وإلى الأجندة الإمبريالية التي روّج لها دونالد ترامب ومن يسيرون على نهجه في أمريكا اللاتينية.

إن اتحاد فلسطين في أمريكا اللاتينية يعتبر هذا التصرف:

خيانة أخلاقية لذاكرة الشعب الفلسطيني،

تشريعًا للاحتلال الإسرائيلي لفلسطين،

استهزاءً بآلام غزة والضفة الغربية والقدس الشرقية.

الانتماء الفلسطيني لا يمنح حصانة أخلاقية.

الكرامة تُدافَع عنها بالموقف المبدئي لا بالمصلحة السياسية.

إن الشعب الفلسطيني، في الوطن وفي الشتات، لا ينسى ولا يقبل أن يُستغل أصله كزينة رمزية بينما تُصافَح أيادٍ ملطخة بدماء الأبرياء.

فلسطين ليست للمساومة.

القدس ليست للبيع.

والكرامة لا تُخَان.

اتحاد فلسطين في أمريكا اللاتينية – UPAL

أمريكا اللاتينية – كانون الثاني / يناير 2026

 





در ایران چه اتفاقی رخ می دهد؟ نگاهی به پشت عناوین درشت

تحریریه: به نظر می‌رسد یک «بازی» آشنا در ایران در حال اجراست: تحریم‌های غربی وضعیت اقتصادی یک کشور را بدتر می‌کنند. به محض اینکه اولین هدف محقق شود و ناآرامی‌ها در میان مردم واقعاً آغاز شود، «شورشیان» از خارج حمایت و هدایت می‌شوند – به سوی هدف بعدی، سرنگونی دولت. واضح است که آژانس‌های اطلاعاتی غربی از اسرائیل، بریتانیا و ایالات متحده مدت‌هاست که در ایران فعال بوده‌اند. کارین لوکفِلد، ناظر با دقت و دیرینه رویدادهای خاورمیانه را  توضیح می‌دهد که رسانه‌های آلمانی طبق دستورالعمل‌های خود چگونه باید واقعاً گزارش‌دهی کنند – و سپس نگاهی ملموس به ایران می‌اندازد
(cm)

کارین لوکفلد

۱۶ ژانویه ۲۰۲۶
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در ۱۲ ژانویه گفت که ایران پیام‌های صوتی ورودی از خارج از کشور را رهگیری کرده است. تماس‌گیرندگان به دریافت‌کنندگان گفته‌اند که در حالی که در میان تظاهرکنندگان هستند، تیراندازی کنند. «اگر می‌توانید به سمت پلیس شلیک کنید، این کار را بکنید. اگر این امکان وجود ندارد، به سمت هر کسی بود شلیک کنید. و اگر آن هم ممکن نیست، به سمت دختر یا پسری که درست جلوی شماست شلیک کنید»

شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی پیشرو و روزنامه‌های مهم در کشورهای آلمانی‌زبان به عنوان منابع خبری معتبر محسوب می‌شوند. با این حال، شگفت‌آور است که آنها در گزارش‌های خود از بحران‌ها و جنگ‌های متعدد، از استانداردهای خود و استانداردهای بین‌المللی پیروی نمی‌کنند.

گزارش‌دهی فعلی از رویدادهای ایران - که بیشتر شبیه تحریک علیه دشمنان است - تنها نمونه این است که چگونه رسانه‌ها اغلب در انجام وظیفه اطلاع‌رسانی خود کوتاهی کرده و در عوض به سخنگوی منافع خاصی تبدیل می‌شوند. این موضوع با مقایسه رسانه‌های سایر نقاط جهان که از منابع موجود بیشتر استفاده کرده و فراتر از افق خود را می‌بینند، آشکار می‌شود. آنها شامل منابع منطقه‌ای، ایرانی، آسیایی و بین‌المللی هستند و به وزیران دولت ایران و تحلیلگرانی که زمینه‌ای را ارائه می‌دهند که در رسانه‌های داخلی یافت نمی‌شود، صدای می‌دهند.

 در آلمان برای گزارشگری روزنامه‌نگاری قوانینی وجود دارد: قانون مطبوعات. این قانون در ۱۶ ماده به تفصیل قواعدی را که بر کار روزنامه‌نگاری حاکم است، مشخص می‌کند.  این [قانون] به «راستگویی و احترام به کرامت انسانی» و «دقت»، «حمایت از شخصیت‌ها، حیثیت، دین و جهان‌بینی»، «گزارش‌دهی جنجالی» که باید از آن اجتناب شود، و «تبعیض و اصل برائت» می‌پردازد.

قال نائب السفير الإيراني لدى الأمم المتحدة غلام حسين درزي، الخميس، إن إيران لا تسعى إلى التصعيد أو المواجهة مع الولايات المتحدة. واتهم درزي المبعوث الأمريكي مايكل والتز باللجوء "إلى الأكاذيب وتشويه الحقائق وحملة تضليل متعمدة لإخفاء تورط بلاده المباشر في إذكاء الاضطرابات في إيران والتحريض على العنف.

 آژانس فدرال آموزش مدنی (BpB) کتابچه‌های مختلفی در مورد سیاست رسانه‌ای منتشر کرده است که به صورت رایگان در دسترس هستند. یکی از این کتابچه‌ها به «اصول اساسی اخلاق رسانه‌ای» می‌پردازد که به عنوان «راستگویی، حفظ حریم خصوصی، عدم تبعیض، احترام به کرامت انسانی، پرهیز از جنجال‌آفرینی، صداقت منبع و شفافیت در تضاد منافع» تعریف شده‌اند.

در آموزش‌های سنتی، روزنامه‌نگاران می‌آموزند که برای اثبات اعتبار، باید به هفت «سؤالدر اخبار و گزارش‌ها پاسخ داده شود: چه کسی (کاری انجام داده است)؛ چه (چه کاری انجام دادند)، کجا (کجا انجام دادند)، چه زمانی (چه زمانی انجام دادند)، چگونه (چگونه انجام دادند)، چرا (چرا انجام دادند) و از کجا (اطلاعات از کجا آمده است)؟ پرسش منبع یا اینکه اطلاعات از کجا آمده است، اهمیت ویژه‌ای دارد. تأیید منبع به منظور اثبات صداقت و در نتیجه

کیفیت یک خبر یا گزارش. به طور کلی، حداقل سه منبع باید مبنای یک خبر یا گزارش را تشکیل دهند.

با توجه به تحولات آشفته در بخش رسانه که ناشی از رسانه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی است و به سرعت زیادی در «کسب و کار» اخبار منجر شده است، آموزه‌های جدیدی خواستار حذف «سوالاتهستند. در نتیجه، گزارشگری به طور فزاینده‌ای به تبلیغی برای آنچه باید منتقل شود، و نوعی روابط عمومی تبدیل شده است.

به این موضوع، تحولی بین‌المللی بسیار پیچیده و اغلب گیج‌کننده نیز اضافه می‌شود که برای انتقال آن به عموم، به دانش پیش‌زمینه و زمان نیاز است. در زمان جنگ و بحران، منافع سیاسی و اقتصادی وارد عمل می‌شوند که به طور فزاینده‌ای - حتی در اروپا - با سرکوب دیدگاه‌های دیگر تقویت می‌شوند. رسانه‌های سایر نقاط جهان ممنوعه شده‌اند، به خبرنگاران تهم زده می‌شود و ماه‌هاست که خبرنگاران و تحلیلگران با آنچه «تحریم» نامیده می‌شود، توسط کمیسیون اتحادیه اروپا ساکت شده‌اند.

برای توجیه این امر در برابر افکار عمومی، آنچه «راست‌سنجان» نامیده می‌شوند، به عنوان نهادهای بازبینی با کیفیت بسیار بالا طبقه‌بندی شده‌اند تا «جعلیات» را از «حقایق» متمایز کنند. به عنوان مثال، «آرد» (ARD) بخش «یافتن حقایق» خود را برای افزایش اعتبار گزارش‌هایش راه‌اندازی کرده است. در بروکسل، «آزمایشگاه ضد اطلاعات»ی وجود دارد که در آن، در میان موارد دیگر، یک «پروژه راستی‌آزمایی» استانداردهایی را برای «حقایق» برای اتحادیه اروپا توسعه می‌دهد. «راستی‌آزمایان» به نمایندگی از حامیان مالی خود کار می‌کنند، که این امر می‌تواند آن‌ها را در تضاد منافع قرار دهد. چه کسی آنها را بررسی می‌کند؟

 به نظر می‌رسد طبقه جدیدی از روزنامه‌نگاران در آلمان و اروپا در حال ظهور است. علاوه بر «راستین‌سنجان»، نوعی روزنامه‌نگاری «ویژه» وجود دارد که در آن روزنامه‌نگاران منتخب و معتبر، اطلاعات ویژه‌ای را از کمیسیون اروپا، ناتو، در کنفرانس‌های امنیتی مونیخ یا سایر کنفرانس‌ها، یا هنگام همراهی با صدراعظم و وزرا در سفرها دریافت می‌کنند.

شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های چاپی نیز قوانین خاص خود را وضع می‌کنند که برای کادر تحریریه آنها اعمال می‌شود. برای مثال، در اکتبر ۲۰۲۳، ARD یک «واژه‌نامه برای گزارش‌دهی در مورد درگیری خاورمیانه» را برای «استفاده داخلی» منتشر کرد که در آن قوانین زبانی برای کارمندان و خبرنگاران تعیین شده بود. این واژه‌نامه ۴۴ صفحه‌ای در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳، ۱۰ روز پس از حمله شبه‌نظامیان فلسطینی به شهرک‌های اسرائیلی در شرق نوار غزه منتشر شد. در همان روز، اسرائیل جنگ نابودی را علیه جمعیت نوار غزه آغاز کرد که بیش از دو سال به طول انجامید.

«راستی‌آزمایی»، مقررات زبانی و روزنامه‌نگاری ممتاز به‌ویژه در زمان جنگ و بحران محبوب هستند، زیرا اطلاعات در دسترس عموم به شدت تحت تأثیر منافع دولت‌ها، شرکت‌ها، حاکمان و ائتلاف‌های حاکم قرار دارد. اگر رسانه‌ها و خبرنگاران خود را به وضوح از منافع حاکم دور نکنند یا این منافع را با دیدگاه‌های دیگر تکمیل ننمایند، اطلاعات به پروپاگاندا تبدیل می‌شود. (تأکید از سوی ویراستاران اضافه شده است.)

انتشار آمار جان‌باختگان تأییدنشده و گفتن اینکه این ارقام در مناطق جنگ‌زده و بحران‌زده قابل راستی‌آزمایی نیستند، کافی نیست. هر چیزی که قابل راستی‌آزمایی نباشد – و اطلاعات سازمان‌های مستقر در نروژ یا ایالات متحده در مورد ایران قابل راستی‌آزمایی نیست – نباید طبق قواعد روزنامه‌نگاری گزارش شود.

پس ما درباره ایران و جامعه آن چه می‌دانیم؟ درباره تاریخچه پرآشوب این کشور که از پایان جنگ جهانی دوم به دلیل ثروت نفتی و موقعیت ژئواستراتژیکی مهمش در کانون توجه آمریکا و بریتانیا بوده است، چه می‌دانیم؟

پیشینه ایران

۹۱.۵ میلیون نفر جمعیت (منبع: بانک جهانی)، که تقریباً نیمی از آن را زنان و نیمی دیگر را مردان تشکیل می‌دهند. سطح بالای تحصیلات در میان زنان، که بیش از ۶۰ درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را تشکیل می‌دهند. شکاف شهری-روستایی. این کشور دارای منابع زغال‌سنگ، نفت، گاز، آهن، کروم، منگنز، سرب و روی است. ایران با ۱۱ کشور مرز خارجی دارد: پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق، کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی. ایران با سه دریا مرز دارد: دریای مازندران در شمال، خلیج فارس در غرب که از طریق تنگه هرمز به دریای عمان در جنوب متصل می‌شود.

از ابتدای «جنگ علیه تروریسم» به رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۱، ایران میزبان ۳.۶ میلیون پناهجو بوده است. اکثریت قریب به اتفاق آنها از افغانستان و تعداد کمتری از عراق هستند. ۲۰,۰۰۰ عراقی و حدود ۲.۶ میلیون افغان به طور رسمی به عنوان پناهجو در ایران ثبت‌نام شده‌اند. حدود ۱ میلیون افغان ثبت‌نام نشده‌اند.

ایران یکی از ۵۱ کشوری بود که در سال ۱۹۴۵ توسط «چهار قدرت بزرگ» – چین، بریتانیای کبیر، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده – برای تأسیس سازمان ملل متحد دعوت شد. ایران منشور سازمان ملل را در ۲۶ ژوئن امضا و در ۱۶ اکتبر ۱۹۴۵ به تصویب رساند.

ایران از سال ۲۰۲۴ عضو بریکس بوده است، ائتلافی که در آن کشورهای جنوب جهانی برای تعیین محدودیت‌های مشترک بر فشار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده با یکدیگر متحد شده‌اند. ایران از سال ۲۰۲۳ عضو سازمان همکاری شانگهای بوده است. این کشور توافقات گسترده‌ای با روسیه و چین، از جمله توافقات نظامی، دارد.

شرکای اصلی تجاری ایران چین، عراق، امارات متحده عربی و ترکیه هستند. به گفته بانک جهانی، ایران با افغانستان، پاکستان، عمان، هند، روسیه و ترکمنستان تجارت کمتری دارد.

در سال ۱۹۵۳، محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران، چاه‌های نفت ایران را ملی اعلام کرد. سیا (ایالات متحده آمریکا) و ام‌آی۶ (بریتانیا) کودتایی را سازماندهی کردند و مصدق برکنار شد. نفت بار دیگر تحت کنترل شرکت‌های آمریکایی قرار گرفت. در دوران رهبری شاه رضا پهلوی، ایران متحدی سرسخت برای ایالات متحده آمریکا، کشورهای اتحادیه اروپا و اسرائیل بود.

در ژانویه ۱۹۷۹، شاه پس از سرنگونی توسط یک انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرد. رهبر آن، آیت‌الله روح‌الله خمینی، در ۱ فوریه ۱۹۷۹ از تبعید در فرانسه به ایران بازگشت. در آوریل ۱۹۷۹، قانون اساسی کشور اصلاح شد و ایران به یک جمهوری اسلامی تبدیل شد. پس از آن تاریخچه‌ای پرآشوب رقم خورد.

نگاهی به پشت سر تیترها

 آخرین ناآرامی‌ها در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد. این ناآرامی‌ها با سقوط ریال ایران در بورس دبی آغاز شد که در آن ۳۰ درصد از ارزش خود را از دست داد. کارآفرینان در بازار، بازار بزرگ تهران، علیه کاهش شدید ارزش پول ایران اعتراض کردند. دولت (تا کنون) از بازرگانان در خرید و فروش کالاها با دلارهای یارانه‌ای آمریکا در خارج از کشور حمایت کرده بود، حمایتی که به دلیل کاهش ناگهانی و شدید ارزش دیگر نمی‌توانست ادامه یابد.

دولت به نارضایتی بازرگانان واکنش همدلانه نشان داد و قرار شد از طریق گفتگو و مذاکره راه‌حلی پیدا شود. راه‌حلی یافت شد و بازرگانان مغازه‌های خود را دوباره باز کردند. با این حال، تظاهرکنندگان عادی از اقشار مختلف به اعتراضات بازرگانان پیوسته بودند. وضعیت اقتصادی به دلیل سال‌ها تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا متشنج است. سوءمدیریت مالی نیز اوضاع را بهبود نبخشید.

آنچه پس از آن رخ داد، شورشی بود که توسط سازمان‌های اطلاعاتی طراحی شده بود. این طرح به احتمال زیاد توسط موساد اسرائیل و سیا آمریکا طراحی شده بود. در جلسه آنها در فلوریدا در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، ترامپ و نتانیاهو ممکن است به توافقی دست یافته باشند. در اسرائیل، رسانه‌ها مطمئن بودند که ترامپ «موافقت» خود را برای حمله به لبنان و ایران اعلام کرده است. سیا به هر حال کل منطقه را زیر نظر دارد و موساد دو پایگاه بزرگ در اربیل در شمال عراق و در آذربایجان دارد. از آنجا، راهی تا عراق نیست.

آلاستر کروک، دیپلمات کهنه‌کار بریتانیایی در اتحادیه اروپا و افسر اطلاعاتی MI6، در وبلاگ خود «کنفلیکتس فوروم» اقداماتی را که در مدت زمان بسیار کوتاهی به تشدید اوضاع انجامید و هدف آن ایجاد «تغییر رژیم» مسلحانه بود، تشریح می‌کند. این درخواست برای «برکناری خامنه‌ای» در اندیشکده‌ها و رسانه‌های اروپایی، اندکی پس از آن مطرح شد که یک یگان نیروهای ویژه ارتش آمریکا، رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را در کاراکاس ربوده و به آمریکا منتقل کرد.

در حالی که اعتراضات ایران عمدتاً علیه وضعیت اقتصادی نامساعد بود، پایتخت‌های غربی و رسانه‌های خط اصلی «سرنگونی رژیم» در تهران را «قریب‌الوقوع» توصیف کردند، مشروط بر اینکه آمریکا و اروپا به معترضان کمک کنند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفت که آنها با اسلحه‌های آماده شلیک در کنار آنها هستند و کمک در راه است. از تظاهرکنندگان خواسته شد تا ساختمان‌های اداری ایران را تصرف کنند و اندکی بعد، ادارات دولتی و بانک‌ها به آتش کشیده شدند.

ارتش ترکیه ایران را از پیشروی شورشیان مسلح از شمال کردستان عراق از طریق کرمانشاه در غرب ایران مطلع کرد. ایران بیشتر آنها را کشت، اما در برابر شورشیانی که در سراسر کشور با تظاهرکنندگان مخلوط شده و از زور استفاده می‌کردند، مغلوب شد. تصاویر ویدیویی لرزان این اقدام مخرب را ثبت کردند: مغازه‌ها، خودروها، خودروهای آتش‌نشانی و مساجد در آتش سوختند. از ردیف‌های عقب یا از کناره‌های تظاهرات به نیروهای امنیتی و پلیس ایران تیراندازی شد. آن‌ها نیز پاسخ آتش دادند، اما به ندرت به خود تیراندازان اصابت می‌کرد و در عوض به تظاهرات‌کنندگان عادی برخورد می‌کرد.

سیاستمداران آلمانی مانند وزیر امور خارجه یوهان وادفول و صدراعظم فردریش مرس با خوشحالی اعلام کردند که پایان «نظام ملاها» قریب‌الوقوع است. وادفول اعتراضات گسترده علیه «نظام آیت‌الله» را پیامد تحریم‌های اتحادیه اروپا خواند و گفت: «این بدان معناست که تحریم‌ها مؤثر هستند و ما باید در این مسیر ادامه دهیم.»  در همین حال، دومینیک دوویلپن، وزیر امور خارجه سابق فرانسه، در مصاحبه‌ای با یورونیوز انگلیسی در مورد مداخله خارجی در ایران هشدار داد و خواستار گفتگو شد.

از سوی دیگر، صدراعظم مرس در طول سفر خود به هند گفت که او فرض می‌کند «این رژیم عملاً به پایان رسیده است.» آلمان هماهنگی نزدیکی با آمریکا و در قالب E3   ( آلمان، فرانسه، بریتانیای کبیر) دارد و وزرای خارجه با یکدیگر در تماس نزدیک هستند. به گفته مرس، این امر ممکن است تنها «چند روز یا چند هفته» طول بکشد. تی-آنلاین پرسید: «مرس چه می‌داند؟»

ایران اینترنت را برای جلوگیری از تماس با کشورهای خارجی قطع کرد. اسرائیل و آمریکا اتصالات استارلینک را فعال کردند، اما این اتصالات به سرعت و با موفقیت توسط ایران با استفاده از فناوری چین و دستگاه‌های روسیه مسدود شد. به گزارش آلاستر کروک به نقل از شرکت‌های امنیتی ایرانی، حدود ۴۰ هزار واحد استارلینک در مدت زمان بسیار کوتاهی به طور مؤثر از کار افتادند. واحدهای استارلینک، پانل‌های خورشیدی که به یک آنتن کوچک مجهز هستند،

به طور غیرقانونی به ایران آورده شده بودند و توسط مقامات امنیتی ایران در انبارها توقیف شدند. این امر ارتباط بین گروه‌های خشونت‌گر و تحریک‌کنندگانشان در خارج را قطع کرد. تظاهرات نیز به دلیل خشونت و تخریب گسترده و تلفات زیاد فروکش کرد.

آمار رسمی

علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روز چهارشنبه تخمین زد که خسارت در پایتخت به بیش از ۲۰ میلیون دلار می‌رسد. زاکانی گفت: «این ویرانی‌ها توسط تروریست‌های خشونت‌طلبی ایجاد شد که خود را در میان «اعتراضات مسالمت‌آمیز به وضعیت دشوار اقتصادی» مخلوط کرده بودند

خسارت وارده به زیرساخت‌ها، از جمله شبکه حمل و نقل عمومی، به تقریباً ۳۹ تریلیون ریال بالغ می‌شود. هشتاد و نه اتوبوس به آتش کشیده شد که از این تعداد، ۵۷ دستگاه به قدری آسیب دیده بودند که برخی از آنها از سرویس خارج شدند. دو ساختمان شهرداری و هشت دستگاه خودروی آتش‌نشانی نو خریداری شده نیز تخریب شدند. فهرست کاملی از اموال آسیب‌دیده در حال تهیه است و مقامات اداری در مورد مبلغ تعمیرات و غرامت پرداختی تصمیم خواهند گرفت.

استاندار استان تهران گفت که حدود ۱۰۰۰ خودروی شخصی و دولتی تخریب یا آسیب دیده‌اند. این خودروها شامل ۵۴ آمبولانس و ۷۱ دستگاه خودروی آتش‌نشانی بوده‌اند. در تهران و حومه آن چهل و چهار مسجد، ۲۶ ساختمان دولتی، خانه‌ها و مغازه‌ها تخریب یا آسیب دیده‌اند. خبرگزاری ایرنا از خسارات گسترده به زیرساخت‌های شهری در رشت در شمال، مشهد در شرق و کرمان در جنوب خبر داد.

دولت ایران واشنگتن و تل آویو را مسئول این ویرانی‌ها دانست. آنها از خشم عمومی ناشی از وضعیت اقتصادی نامناسب در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران سوءاستفاده کرده بودند. وزیر امور خارجه عراقچی اعلام کرد که هیچ حکمی برای اعدام فوری از طریق اعدام با طناب دار صادر نخواهد شد.

ایران روز چهارشنبه گذشته شکایت رسمی خود را نزد آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، ثبت کرد. امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، به

این نامه به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، اشاره دارد که در آن او آشکارا خواستار خشونت در ایران شد و به مداخله نظامی تهدید کرد. ترامپ اعلام کرد: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراضات خود ادامه دهید، نهادهای خود را به دست بگیرید! کمک در راه است»، و صراحتاً از مردم خواست تا اوضاع را از نظر سیاسی بی‌ثبات کنند، آشوب به پا کنند و به خشونت متوسل شوند. به گفته این سفیر، این تهدیدی علیه حاکمیت، تمامیت ارضی و امنیت ایران است.

نه‌تنها برای رسانه‌ها، بلکه برای سیاستمداران و دولت‌های تمام ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد قوانینی وجود دارد: منشور سازمان ملل، با توجه به تجربه دو جنگ جهانی (۱۹۱۴–۱۹۱۸ و ۱۹۳۹–۱۹۴۵)، در مقدمه آن تعهد به صلح را نوید می‌دهد و برابری، حاکمیت، احترام به مرزها و امنیت را برای همه مردم و همه دولت‌ها، بزرگ و کوچک، اعلام می‌کند. ایران در اقدامات خود در شورای امنیت سازمان ملل به این امر پایبند است، در حالی که ایالات متحده، اسرائیل و دیگر کشورهای هم‌پیمان با آمریکا «نظم مبتنی بر قاعده» خود را بر اساس منافعشان ایجاد کرده‌اند که در پی نادیده گرفتن منشور سازمان ملل و توافقات بین‌المللی است.

مردگان در حال خاکسپاری هستند

در حالی که رسانه‌های آلمانی همچنان به پوشش گسترده درخواست‌ها برای «تغییر رژیم» و تحریم‌های جدید علیه ایران می‌پردازند، مراسم تشییع جنازه در ایران آغاز شده است. برای درک حال و هوای تشییع جنازه در اصفهان، نویسنده به تماشای تصاویر تلویزیون ایران می‌نشیند. باید با دقت به تصاویر نگاه کرد. جوان و پیر در ردیف‌های شلخته راه می‌روند. برخی زنان عبای سیاه به تن دارند، برخی دیگر شلوار و پالتو‌های نیمه‌بلند پوشیده‌اند و روسری را به آرامی بر سر انداخته‌اند. گزارشگر ایرانی با آنها صحبت می‌کند؛ بیشترشان با افتخار از کشورشان سخن می‌گویند، اما مضطرب هستند. مردان جوان و پیر در راهپیمایی تشییع جنازه راهپیمایی می‌کنند. تصاویر متوفیان روی بنرها بزرگ‌نمایی شده و در میان آنها، کامیون‌های بلندگو با تصاویر بزرگ رهبر دینی علی خامنه‌ای و سردار قاسم سلیمانی دیده می‌شوند.  فرمانده سپاه قدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تقریباً درست پنج سال پیش، در اوایل ژانویه ۲۰۲۰، توسط دولت ترامپ در یک حمله پهپادی در فرودگاه بغداد ترور شد.

 روی یکی از این کامیون‌ها در صف مقدم، جوانی ایستاده است که عکسی به اندازه A4 را بالا گرفته است. خودش لباس سیاه به تن دارد، اما عکس رنگی است.  این عکس، دختری کوچک را نشان می‌دهد که زیر تاجک گلوله‌های رنگی ایستاده است. موهای بلند و مشکی‌اش بر شانه‌هایش می‌ریزد، در حالی که با پیراهن سفید و گشادش می‌چرخد و لبخند می‌زند. نوشته‌های زیر آن برای بیننده فیلم قابل مشاهده نیست. در زبان فارسی، زبان ملی ایران، احتمالاً نام او و آنچه برایش اتفاق افتاده است نوشته شده است. مرد گریه می‌کند.

در میان کشته‌شدگانی که ایرانی‌ها این روزها در تمام شهرهای کشور به خاک می‌سپارند، کودکان، جوانان، زنان و مردان، اعضای نیروهای امنیتی ایران، رانندگان اتوبوس، بازرگانان - از تمام اقشار جامعه - هستند. همچنین یک پلیس نیز هست که توسط ... کشته شده است.

تندران‌ها به صلح خواهند رسید. نام اکثر آنها برای دیگران ناشناخته باقی خواهد ماند. همه آنها خانواده‌ها و عزیزان خود را پشت سر می‌گذارند که نمی‌دانند آینده چه برایشان در پیش دارد.

و یک مورد جدید

عصر پنجشنبه – ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ – شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک به وضعیت ایران پرداخت. مارتا پوبی، گزارشگر سازمان ملل و دستیار دبیرکل، حقایق شناخته‌شده را در بیانیه‌ای کوتاه خلاصه کرد و نسبت به تشدید تنش هشدار داد. او اصول منشور سازمان ملل و تعهد کشورهای عضو به حل اختلافات به روش مسالمت‌آمیز را یادآوری کرد. تهدید به زور یا استفاده از آن در روابط بین‌الملل بین دولت‌ها ممنوع است. گزارشگر سازمان ملل گفت: «این اصول، ایده‌آل‌های انتزاعی نیستند. آنها اساس صلح و امنیت بین‌الملل هستند. این موضوع امروز به همان اندازه درست است که هنگام تأسیس سازمان ملل متحد بود

مهسا علی‌نژاد، روزنامه‌نگار آمریکایی-ایرانی، نظر بسیار متفاوتی را ابراز کرد. این مخالف سرشناس و فعال بین‌المللی دولت ایران از سال ۲۰۰۹ در تبعید در نیویورک زندگی می‌کند و در یک کیفرخواست مفصل علیه دولت ایران، از اظهار انزجار خود ابایی نداشته است. او گفت، جمهوری اسلامی «مانند دولت اسلامی» رفتار می‌کند و خواستار آن شد که با ایران نیز مانند دولت اسلامی برخورد شود.

سفیر آمریکا، والتز، این درخواست‌ها را مطرح کرد و اعلام نمود که «تمام گزینه‌ها روی میز» کاخ سفید برای متوقف کردن این کشتار قرار دارد. او گفت، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ مرد عمل است نه سخنان بی‌فایده، آنطور که در سازمان ملل مرسوم است. نماینده روسیه از «سرسختان» در واشنگتن خواست که به خود آیند و نماینده چین گفت که «تهدیدات مستقیم رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، علیه ایران» باید متوقف شود.