برگرفته از بلوگ روزنامه نگار آلمانی یوآخیم گیلارد، 7 ژانویه 2026
به فارسی از حمید بهشتی با استفاده از هوش مصنوعی
موج شدید
اعتراضاتی که در پایان سال ۲۰۲۵ در واکنش به فلاکت اقتصادی در سراسر ایران
گسترش یافت، چندان غافلگیرکننده نبود. تحریمهای اقتصادی که در طول سال به طور فزایندهای
شدیدتر شدند و تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل و ایالات متحده در ماه ژوئن، مشکلات
اقتصادی کشور را به طور قابل توجهی تشدید کردهاند. تحریم تحمیلشده بر ایران به
همان اندازه گسترده و بیرحمانه است که بر کوبا تحمیل شد.
این دقیقاً هدف
علنی اعلامشده ترامپ است. قرار است ایرانیان در اثر وخامت شدید شرایط زندگی خود
به چنان ناامیدیای برسند که علیه رژیم قیام کنند. این همچنین محاسبه کلی پشت تحریمهای
اقتصادی است و برلین، پاریس و لندن نیز آن
را دنبال میکنند. تحریمهای اقتصادی سازمان ملل و اتحادیه اروپا که توسط آنها از
طریق مکانیزم «بازگشت فوری» فعال شدند، باعث سقوط بیشتر ارزش ارز و رساندن تورم به
نزدیک به ۵۰ درصد شدند.
اعتراضات کنونی
در نهایت با سقوط شدید نرخ ارز ریال در برابر دلار آغاز شد. بازاریان در بازار
تهران مغازههای خود را بستند و به خیابانها ریختند. ریال ظرف چند روز ۱۰ درصد دیگر از ارزش خود را از دست داده
بود. از آنجایی که این امر حتی برای ایران که به کاهش نرخ ارز عادت دارد، غیرعادی
بود، رهبران کشور «دست دشمن» را در این ماجرا دخیل میدانند.
اگرچه تظاهرات
در بخشهای وسیعی از کشور گسترش یافت، اما امیدهای ایالات متحده و متحدان اروپایی
آن تا کنون برآورده نشده است. حتی اگر رسانههای غربی
سعی کنند تصویر متفاوتی ارائه دهند، این اعتراضات با هدف سرنگونی دولت نیست، بلکه
عمدتاً علیه تورم، اشتغال ناامن، شرایط زندگی ناپایدار و اقدامات ناکافی دولت برای
مقابله با آنهاست.
در این وضعیت
پرتنش، دولت با احتیاط بیشتری نسبت به اعتراضات قبلی واکنش نشان میدهد. دولت
خواستهها را موجه اعلام کرده، به دنبال گفتگو بوده و امتیازات اولیهای مانند
معافیتهای مالیاتی برای بازرگانان و یارانههای بالاتر داده است. با این حال، رئیسجمهور
مسعود پزشکیان نیز اذعان کرده است که دولت در حال حاضر ابزار لازم برای حل بحران
اقتصادی را ندارد.
با این حال،
گروههای مسلح نیز آشکارا در تلاش برای تشدید تظاهرات بوده ، شورشهای خشونتآمیزی
در چندین استان رخ داده است، ساختمانها به آتش کشیده شدند و به ایستگاههای پلیس
حمله شد. نیروهای امنیتی ایران با نیروی مناسب پاسخ دادند. آنها همچنین به دخالت
خارجی مشکوک هستند، و این شک بطور حتم بیدلیل نیست.
پس از آنکه
حملات پهپادی، ترورهای هدفمند و خرابکاری در ایران، میزان نفوذ سرویسهای اطلاعاتی
اسرائیل و آمریکا به مناطق حساس کشور را آشکار ساخت نظارت، پیگردهای قانونی و دستگیریها
از ماه ژوئن افزایش یافت. چنین بود که
چهرههای غربگرای مخالف در معرض سوءظن بیشتری قرار گرفته، مانند همیشه، حملات،
تلاشهای بیثباتسازی و تحریمهای اقتصادی موجب محدود گشتن شدید دامنه سیاسی برای
جامعه مدنی می گردد.
با این حال،
اقدامات خفهکننده غربی و حمایت گسترده آنها از نیروهای ضد دولتی در کشور، هیچ ربطی
به تلاش برای ترویج آزادی و دموکراسی نداشته و نیز عمدتاً علیه برنامه هستهای ایران
نیست. هدف (آنها)، از بین بردن یک قدرت منطقهای است که با اتکاء بر منابع غنی،
سطح بالای تحصیلات و پیشرفت فناوری خود، پتانسیل توسعه عظیمی دارد و – مانند ونزوئلا - اتحادهای استراتژیکی با چین، روسیه و
دیگر مخالفان غرب حفظ میکند، تجارت خود را بدون واسطه دلار انجام میدهد و به دلیل
موقعیت جغرافیاییاش، یک محور چندقطبی است.









